در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

رشت - به مناسبت درگذشت مرجع عاليقدر جهان تشيع ،حضرت آيت اللهالعظمي حاج شيج محمد تقي بهجت فومني در زادگاهش فومن، ۱۰روز عزاي عمومي اعلام شد.
به گزارش خبرنگار ايرنا، اين تصميم از سوي ستاد برگزاري مراسم ارتحال اين عالم رباني كه شب گذشته در دفتر امام جمعه فومن، با حضور فرماندار فومن و مسوولان ادارات و نهادهاي اين شهرستان عالم پرور تشكيل شد، صورت گرفت.
بنا به تصميم اين ستاد، روز سه شنبه همزمان با روز تشييع پيكر مطهر آيت اللهالعظمي بهجت، در زادگاه اين عالم رباني تعطيل اعلام شده است.
فرماندار و رييس اين ستاد در گفت وگو با خبرنگار ايرنا در فومن، ارتحال اين عالم رباني را به محضر حضرت امام زمان (عج)،عموم ملت شريف ايران، مقام معظم رهبري و مراجع عظام و علماي اسلام تسليت و تعزيت عرض كرد محمد فلاح شجاعي ضمن بسيار بزرگ خواندن اين مصيبت، گفت: ايشان بيشك از شاگردان امام زمان(عج) بودند و هم اكنون ما عاشقان اهل بيت و ولايت، همراه با حضرت مهدي(عج) عزادار رحلت جانسوز آيت اللهالعظمي بهجت فومني هستيم.
وي با اشاره به اينكه مردم ولايت مدار فومن با شنيدن خبر تاسف بار ارتحال آيت اللهالعظمي بهجت فومني به صورت خود جوش شهر را سياهپوش كرده اند و در سوگ ايشان نشستهاند گفت: براي حضور مشتاقان اين عالم رباني در مراسم تشييع پيكر پاك ايشان در شهر قم، كاروان عزاداران ارتحال آيت الله العظمي بهجت فومني عصر روزدوشنبه از مركز شهر فومن به سوي شهر مقدس قم حركت ميكند.
به گزارش ايرنا، همچنين حجتالاسلام و المسلمينرضا مظفري امام جمعه، علي ميرزايي نماينده مردم در مجلس و محمد فلاح شجاعي فرماندار فومن طي اطلاعيه اي به مناسبت ارتحال آيت اللهالعظمي بهجت فومني، اين واقعه جانسوز را به محضر مبارك حضرت ولي عصر(عج) كه در سوگ شاگردي صديق نشستهاند و مقام معظم رهبري (مدظله العالي)،حوزههاي علميه و ارادتمندان، تسليت گفتند.
در اين اطلاعيه كه يك نسخه آن صبح امروز دوشنبه در اختيار خبرنگار ايرنا قرار گرفت آمده است: در ايام غم افزاي فاطميه، عبد صالح خدا،عارف روشن ضمير واصل، فقيه پاكباخته حضرت آيتالعظمي بهجت فومني چشم از جهان فرو بست و ميليونها مريد خويش را در داغ هجران، سوگوار نمود.
آن پير مراد كه كلام حق و نفس قدسياش دهها سال نشاط افزاي اصحاب معرفت و ارباب اخلاق بود، اكنون به وصال معبود شتافته و دلدادگان خود را به فيض حضور محروم كرده است.
به گزارش خبرنگار ايرنا ، آحاد مردم ولايت مدار فومن از جمله روحانيون و طلاب حوزه علميه آيت اللهالعظمي بهجت، بازاريان و كاركنان ادارات ونهادهاي انقلابي وديگر همشهريان آيت الله بهجت فومني در غم فراغ عظماي اين عالم رباني با سياه پوش كردن خيابانها ، معابر عمومي ، تعطيلي بازار وپخش نوار قرآن در سوگ ارتحال اين عالم گرانقدر نشستند .
اين گزارش حاكيست: مردم فومن همچنين به محض شنيدن اين خبر با حضور در مساجد اين شهرستان و برپايي مراسم عزا در فراق آيت الله بهجت فومني عزادار شدند .
حضرت آيت اللهالعظمي بهجت عصر روز يكشنبه بر اثر ايست قلبي دار فاني را وداع گفتند.
حضرت آيت اللهالعظمي آقاي حاج شيخ محمد تقي بهجت(ره) در اواخر سال ۱۳۳۴ه ق در شهر فومن واقع در استان -گيلان> به دنيا آمد و هنوز شانزده ماه از عمرش نگذشته بود كه مادر را از دست داد .
تحصيلات ابتدايي حوزه را در مكتب خانه فومن به پايان رساند و پس از تحصيلات ادبيات عرب در سال ۱۳۴۸ه ق هنگامي كه تقريبا ۱۴سال از عمر شريفش ميگذشت، براي تكميل دروس حوزوي عازم (عراق) شد و حدود ۴سال دركربلا معلي اقامت نمود و علاوه بر تحصيل علوم رسمي از محضر استادان بزرگ آن سامان، از جمله مرحوم حاج شيخ ابوالقاسم خويي (غير از آيت اللهالعظمي خويي معروف) بهره برد و در سال ۱۳۵۲ه ق براي ارائه تحصيل به -نجف اشرف> رهسپار گرديد و سطح عالي علوم و حوزه را در محضر آيات عظام از جمله حاج شيخ مرتضي طالقاني (ره) به پايان رساند و پس از درك محضر آيات عظام: حاج آقاي ضياء عراقي و ميرزاي نائيني (رحمهالله) در حوزه درسي آيت الله حاج شيخ محمد حسين غروي اصفهاني وارد شد.
افزون بر اين ايشان از محضر آيات عظام حاج سيد ابوالحسن اصفهاني و حاج شيخ محمد كاظم شيرازي (رحمهالله) صاحب حاشيه بر مكاسب - و در حوزه علوم عقلي، كتاب (الاشارات والتنبيهات) و (اسفار) رانزد آيت الله سيد حسين بادكوبهاي (ره) فراگرفت و در زمان تلمذ به تدريس سطوح عالي پرداخت و در تاليف كتاب (سفينهالبحار) با محدث كبير حاج شيخ عباس قمي (ره) همكاري نمود و در زمينه تهذيب نفس در زادگاهش (فومن) از كودكي محضر عالم بزرگوار (سعيدي) و دركربلا از برخي علماي ديگر بهره برد، تااينكه در نجف اشرف در سن ۱۸ - ۱۷سالگي با آيت حق علامه قاضي (ره) آشنا شد و گمشده خويش را در وجود ايشان يافت و در سلك شاگردان اخلاقي - عرفاني ايشان درآمد و سرانجام در سال ۱۳۶۴هق موافق با ۱۳۲۴ه ش قلبي صيقل يافته از معنويت و سينه اي مالامال ازعشق به حضرت حق و با كوله باري از علم و كمال به سرزمين خويش هجرت نمود و در زادگاهش تشكيل خانواده داد و در حالي كه آماده بازگشت به نجف اشرف بود هنگام عبور موقت در قم در زماني كه هنوز چندين ماه از مهاجرت آيت الله بروجردي (ره) به قم نگذشته بود موقتا مقيم شد و خبر رحلت اساتيد بزرگ حوزه علميه نجف را يكي پس از ديگري ميشنود و درشهر مقدس قم رحلت اقامت ميافكند .
در قم از محضر آيات عظام: حجهالاسلام والمسلمين كوه كمرهاي و آيت الله العظمي بروجردي به هم رسانيده و انگشت نما ميگردد. معظم له پس از ورود به قم به تدريس خارج فقه و اصول پرداخت و به ترتيب شاگرداني بسيار قيمت گماشت و هنوز نيز تدريس درس خارج ايشان ادامه دارد.
تاليفات معظم له، عبارتند از يك دوره كامل اصول، حاشيه بر مكاسب شيخ انصاري (ره) و تكميل آن تا آخر مباحث مربوط به مكاسب و متاجر، دوره كامل طهارت ، دوره كامل كتاب صلاه ، دوره كامل كتاب زكات، دوره كامل كتاب خمس و حج، حاشيه بر كتاب ذخيره العباد مرحوم شيخ محمد حسين غروي ، چندين مجله تقريبا يك دوره فقه فارسي و حاشيه بر مناسك شيخ انصاري (ره). ك/۳ ۵۰۸/۱۵۵۲/۷۲۹۴
در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید
نه پلاکی ،
نه کارتی ،
نه نامه ای:
مانده بودند استخوان هایی که پیدا کرده اند ، مال بچه هاست یا عراقی ها...
آنجایی هم که تفحس می کردند هم عراقی بود هم ایرانی.
صدای یکی شان یکدفعه بلند شد.
_ یا حسین! یا حسین!
بچه های خودمون هستن...
به سمتش رفتند،
پرسیدند از کجا فهمیدی؟
خاک را از روی چیزی که توی دستش بود پاک می کرد.
آن را به سمت بقیه گرفت و گفت :
" از عکس امام! "

در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید
داشتم می رفتم سر کلاس . بر عکس همیشه صدایی از کلاس نمی آمد!
در را باز کردم دیدم هیچ کس نیست ...
روی تخته سیاه نوشته شده بود :
"بچه های کلاس دوم فرهنگ همگی رفته اند جبهه. کلاس تا اطلاع ثانوی تعطیل است"
من هم دیدم جایز نیست بمانم .
شاگرد برود معلم بماند !؟

در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید
تک تیراندازمان را صدا زدم .
با دست سنگری را نشانش دادم و گفتم : " اوناهاش اونجاس "
اسلحه اش را برداشت .از دوربین اسلحه نکار کرد، نشانه گرفت،
نفسش را حبس کرد. انگشت اشاره راگذاشت روی ماشه. یکدفعه انگشتش را برداشت!
اسلحه را پایین آورد ، چند لحظه بعد دوباره نشانه رفت و شلیک کرد ...
گفتم : " چرا دفعه اول نزدی "
گفت : " داشت آب می خورد ."
در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید
استاد روپوش سفید و تمیزی پوشیده بود تا گرد گچ روی لباسش نشینه.
صداش سخت به ما که ته کلاس نشسته بودیم می رسید...
می گفت : ( تمام عظلات بدن از مغز دستور می گیرند : اگر ارتباط مغز با اعضای بدن قطع بشود اعضا هیچ حرکتی نخواهند داشت . اگر هم داشته باشند کاملا غیر ارادی و نا منظم خواهد بود )
ببخشید استاد ! " وقتی ترکش توپ سر رفیق منو از زیر چشم هاش برد ،
در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید
بچه ها خیلی گشته بودند ، چیزی همراهش نبود ...
لباس نظامی به تن داشت .
چیزی شبیه دکمه پیراهن در جیبش نظرم را جلب کرد.
وقتی خوب دقت کردم دیدم یک تکه عقیق است که انگار جمله ای رویش حک شده .
خاک وگل ها را کنار زدم ..
رویش نوشته بود: " به یاد شهدای گمنام ".
دیگر نیازی نبود دنبال پلاکش بگردیم .
می دانستیم این شهید باید گمنام بماند ، خودش خواسته بود ... .
در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید




