تبليغاتX

سلام ***** به طهورا کام خوش آمدید ***** من مظاهر زاهدی هستم 24 ساله از شهر باران های زیبا "رشت" ***** این وبلاگ در اوایل سال 84 ایجاد شده و هر لحظه با نظرات گرم و صمیمی شما پا بر جا بوده است ***** دوست خوبم, تنها با وارد کردن ایمیل معتبر نام و نام خانوادگی خود در جشنوراره ماهانه طهورا کام شرکت کن . طهورا کام با هدف ترویج فرهنگ اسلامی و به رسم یادبود ، هر ماه برای یک نفر هدیه ای ارسال می کند ***** امیدوارم از لحظه هایی که در طهورا کام سپری می کنید لذت ببرید ***** طهورا کام

 

برای اندازه واقعی تصویر، روی عکس راست کلیک سپس Open In New Window

 

ادامه مطلب ادامه تصاویر ..


ادامه مطلب
+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در پنجشنبه دوم مهر 1388 و ساعت 15:11 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

امشب قسمتی از مصاحبه شبکه NBC با رئیس جمهور احمدی نژاد برایم جالب بود و من رو یاد مستندی از یک اسیر (اسیر شده به دست آمریکایی ها )آزاد شده از زندان های عراق انداخت : آنجا که مجری از رئیس جمهور در رابطه با امام زمان (عج) میپرسه !

موضوع اینه که :
در جریان جنگ عراق وقتی یک شیعه سر شناسی دستگیر میشود، بعد از تمام شکنجه ها و باز جویی های فراوان , مثلا چندسال ، یک روز میبیند که یک عده افرادی آمده اند که یک جور خواصی بازجویی میکنند ، و بعد این همه بازجویی ها می گویند؛ تو را میخواهیم آزاد کنیم ،  اما باید به ما تعهد بدهی که هر وقت امام زمان (عج) شما آمد به ما خبر دهی !!!

تحلیل کوتاه : غرب ، با ساختن سریال ها و فیلم ها هر لحظه این رو میخواد به مردم خودش و مردم دنیا القاع کنه که ما با تکنولوژی هر لحظه داریم جهان رو نجات میدیم ! (مثلا سریال لاست ، که این روز ها همه در به در دنبالش هستن تا ببیننش !! ... در سریال به وضوح میبینید که افراد سال ها پشت یک کامپیوتر در یک فظای تکنولوژیکی می نشینند و چند عدد را میزنند تا دنیا را نجات دهند!! یا در فیلم ماتریکس که عملا "خداوند جلیل"  در نجات نقشی ندارد و همه کار را تکنولوژی میکند !! )
  شما مسلمانها (شیعه) چی میگید ؟ امام زمان می خواد بیاد کی رو نجات بده ! و بعد از نوشته های نوستراداموس میگن...   و میگن ببینین ؛ اون (نوستراداموس) وقایع فرانسه و هیتلر و غیره رو پیشبینی کرده بود و باز پیش بینی کرده که مردی از شرق میاد و بسیار خشن و جنگ طلب هست و در نا خود آگاه های ذهن مردم القاع میکنند که امام زمان (عج) همان مرد موعود نوستراداموس است !!

نمدانم:  شاید فرعون زمان می خواهد موسی (ع) زمان  را زود پیدا کند ... 

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 و ساعت 1:17 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

خبرگزاری ها از اعتراض شدید مقامات اروپایی و آمریکایی نسبت به اظهارات رئیس جمهور کشورمان در خصوص افسانه هلوکاست خبر دادند.

به گزارش پایگاه خبری متذکر محمود احمدی نژاد که در سخنرانی پیش از خطبه های نماز جمعه روز قدس در تهران بار دیگر بر دروغ بودن افسانه هلوکاست تا کید کرد مورد انتقاد برخی مقامات غربی قرار گرفته است.
بنا به این گزارش اظهارات مقامات غربی در این خصوص توام با توهین به رئیس جمهور و ملت ایران بوده است که نشان دهنده حساسیت تحریک شده ایشان نسبت به موضوع مطرح شده از سوی رئیس جمهور ایران است.
این اظهارات در حالی عنوان شده است که مردم ایران راهپیمایی روز قدس را علارغم برخی پیشبینی ها مبنی بر اخلال و آشوب و حتی انحلال مراسم، بدون مشکل قابل توجهی پشت سر گذاشته اند.
به همین خاطر و با توجه به ابراز مخالفت های مردم در راهپیمایی با سیاست های برخی کشورهای غربی نسبت به مسلمانان ، به نظر می رسد این گونه اظهار نظرهای تند و شتاب زده ناشی از ناخشنودی غرب از برگزاری مراسم روز قدس و عدم وقوع پیشبینی ها مبنی بر عدم موفقیت ایران در برگزاری این راهپیمایی است.
لازم به ذکر است محمود احمدی نژاد پیش از این نیز در واقعیت افسانه هلوکاست (کشتار دسته جمعی ۶ میلیون یهودی در جنگ جهانی دوم) ابراز تردید کرده بود، و برخی از محققین و تاریخ نگاران اروپایی نیز به واسطه اظهار نظر های مشابه هم اکنون در زندان به سر می برند.

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در دوشنبه سی ام شهریور 1388 و ساعت 21:8 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

 

 

پدرم همیشه می‌گوید " این خارجی‌ها که الکی خارجی نشده‌اند، خیلی کارشان درست بوده که توی خارج راهشانداده‌اند" البته من هم می‌خواهم درسم را بخوانم؛ پیشرفت کنم؛ سیکلم را بگیرم و بعدبه خارج بروم. ایران با خارج خیلی فرغ دارد. خارج خیلی بزرگتر است. من خیلی چیزهاراجب به خارج می‌دانم. تازه دایی دختر عمه‌ی پسر همسایه‌مان در آمریکا زندگی می‌کند. برای همین هم پسر همسایه‌مان آمریکا را مثل کف دستش می‌شناسد. او می‌گوید "در خارج آدم‌های قوی کشور را اداره می‌کنند" مثلن همین "آرنولد" که رعیسکالیفرنیا شده است. ما خودمان در یک فیلم دیدیم که چطوری یک نفره زد چند نفر را لتو پار کرد و بعد با یک خانم... البته آن قسمت‌های بی‌تربیتی فیلم را ندیدیم امادیدیم که چقدر زورش زیاد است، بازو دارد این هوا. خارجی‌ها خیلی پر زور هستند و همه‌شان بادی میل دینگکار می‌کنند. همین برج‌هایی که دارند نشان می‌دهد که کارگرهایشان چقدر قوی هستند وآجر را تا کجا پرت کرده‌اند. ما اصلن ماهواره نداریم. اگر هم داشته باشیم؛ فقطبرنامه‌های علمی آن را نگاه می‌کنیم. تازه من کانال‌های ناجورش را قلف کرده‌ام تاوالدینم خدای نکرده از راه به در نشوند. این آمریکایی‌ها بر خلاف ما آدم‌های خیلیمهربانی هستند و دائم همدیگر را بقل می‌کنند و بوس می‌کنند. اما در فیلم‌های ایرانیحتا زن و شوهرها با سه متر فاصله کنار هم می‌نشینند که به فکر بنده همین کارها باعثشده که آمار تلاغ روز به روز بالاتر بشود. در اینجا اصلن استعداد ما کفشنمی‌شود و نخبه‌های علمی کشور مجبور می‌شوند فرار مغزها کنند. اما در خارج کفشمی‌شوند. مثلاً این "بیل گیتس" با اینکه اسم کوچکش نشان می‌دهد که از یک خانواده‌یکارگری بوده اما تا می‌فهمند که نخبه است به او خیلی بودجه می‌دهند و او هم برق رااختراع می‌کند. پسر همسایه‌مان می‌گوید اگر او آن موقع برق را اختراع نکردهبود؛ شاید ما الان مجبور بودیم شب‌ها توی تاریکی تلویزیون تماشا کنیم. منشنیده‌ام در خارج دموکراسی است. ولی ما نداریم. اگر اینجا هم دموکراسی می‌شد چقدرخوب می‌شد. آنوقت "محمدرضا گلذار" رعیس جمهور می‌شد و "مهناز افشار " هم معاون اولشمی‌شد. شاید "آمیتا پاچان" و "شاهرخ خان" را هم دعوت می‌کردیم تا وزیر بشوند. خیلیخوب می‌‌شد. ولی سد افصوث و دریق که نمی‌شود.از نظر فرهنگی ما ایرانی‌ها خیلیبی‌جمبه هستیم. ما خیلی تمبل و تن‌پرور هستیم و حتی هفته‌ای یک روز را هم کلاًتعطیل کرده‌ایم. شاید شما ندانید اما من خودم دیشب از پسر همسایه‌مان شنیدم که درخارج جمعه‌ها تعطیل نیست. وقتی شنیدم نزدیک بود از تعجب شاخدار شوم. اما حرف‌هایپسر همسایه‌مان از بی بی سی هم مهمتر است. ما ایرانی‌ها ضاتن آی کیون پایینیداریم. مثلن پدرم همیشه به من می‌گوید "تو به خر گفته‌ای زکی". ولی خارجی‌هاتیز هوشان هستند. پسر همسایه‌مان می‌گفت در آمریکا همه بلدند انگلیسی صحبت کنند،حتا بچه کوچولوها هم انگلیسی بلدند. ولی اینجا متعسفانه مردم کلی کلاس زبان می‌روندو آخرش هم بلد نیستند یک جمله‌ی ساده مثل  I lav u  بنویسند. واقعن جای تعسف دارد. این بود انشای من.

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در دوشنبه سی ام شهریور 1388 و ساعت 11:35 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید
 

 

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 و ساعت 11:46 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

 

در تلمود كه شرح تورات يا عهد قديم است و مهم‌ترين كتاب «آداب و تعاليم» يهود به شمار مي‌رود ـ آمده است:

1. امتياز ارواح يهود از غير يهود به اين است كه ارواح يهود، جزئي از خدا است؛ هم‌چنان كه پسر جزئي از پدر است. ارواح يهود، پيش خدا نسبت به ارواح ديگران عزيز است؛ زيرا ارواح غير يهود، ارواح شيطاني و شبيه ارواح حيوانات است. نطفه غير يهودي مانند نطفه ديگر حيوانات است.

2. بر فرد يهودي لازم است تمام كوشش خود را مصروف جلوگيري از حيات و پيشرفت ديگر ملت‌ها نمايد تا قدرت مطلقه تنها براي آن‌ها باشد... پيش از آن كه يهود بر همه ملت‌ها پيروز شود، لازم است جنگ به حالت خود باقي باشد.

3. يهودي پيش خدا از ملائكه بالاتر است. هر گاه غير يهودي، يهودي را بزند، مثل اين است كه عزت الاهي را زده و مستحق مرگ خواهد بود. اگر يهودي آفريده نشده بود، بركت از زمين مي رفت و باران نمي‌باريد و خورشيد آفريده نمي‌شد.

ـ فرق ميان انسان و حيوان، مانند فرق ميان يهودي و ديگر ملت‌ها است. نطفه‌اي كه ديگر ملت‌ها از آن آفريده مي‌شوند، نطفه چهارپا است.

ـ ملت‌هاي ديگر مانند سگ هستند. اعياد مقدسه براي آن‌ها و براي سگ‌ها آفريده نشده است. سگ از غير يهودي بالاتر است؛ زيرا در اعياد جايز است به سگ‌ها غذا دادن، اما به غير يهودي جايز نيست.

ـ هيچ‌گونه خويشاوندي ميان يهود و غير يهود نيست؛ زيرا آن‌ها به خرها شبيه‌ترند تا به انسان‌ها. خانه‌هاي غير يهود پيش يهوديان، به منزله طويله حيوانات است. غير يهود، خوك‌هاي نجسي هستند كه براي خدمت يهوديان آفريده شده‌اند.

4. افراد صالح غير يهودي را بكش و بر يهودي حرام است كه غير يهودي را از مرگ و يا چاهي كه افتاده، نجات بدهد، بلكه سزاوار است كه جلوي آن را با سنگ بگيرد.

5. بر اسرائيلي‌ها، كشتن و غصب كردن و دزدي نمودن مال غير اسرائيلي جايز، بلكه واجب است.

6. املاك غير يهود، مانند مال متروك است؛ يهودي حق دارد آن را تملك نمايد.

7. خداوند به يهوديان اجازه داده است كه فراورده‌هاي غير يهودي را مالك شوند.

8. كشتن افراد مسيحي از اموري است كه لازم است از ناحيه يهوديان عملي گردد.

9. ما تنها ملت برگزيده خدا در زمين هستيم ... خداوند به خاطر لطفي كه به ما داشته است حيواناتي از جنس انسان ـ كه عبارت از ساير ملل باشند ـ براي ما آفريده و آن‌ها را مسخر ما ساخته است؛ زيرا خداوند به خوبي دانسته است كه ما نيازمند به دو حيوان هستيم: يك نوع حيوان لال، مانند چهارپايان و پرندگان و يك نوع (حيوان) ناطق، مانند مسيحي‌ها، مسلمان‌ها، بودايي‌ها و ساير از شرق و غرب. آن‌ها  را به خاطر خدمت‌گذاري ما آفريده است و ما را در اين زمين متفرق ساخته است تا پشت‌هاي آنان را لگدكوب كرده و زمام اختيار انان را در دست داشته و از فنون آنان براي منافع خود بهره‌برداري نماييم.به همين جهت است كه بر ما واجب است دختران زيباي خود را به ازدواج پادشاهان، وزرا و بزرگان درآوريم و فرزندان خود را ميان پيروان مذاهب ديگر داخل كرده تا در صورت مقتضي، آن‌ها را وادار به جنگ نموده، قدرت نهايي را در دست داشته و بهره‌برداري كامل از آن‌ها نموده باشيم.

 ====================================

با توجه به آن‌چه گذشت، جايي براي «همزيستي مسالمت‌آميز» و «حقوق بين‌الملل» وجود ندارد. آنان خود را «ملت برگزيدة خدا» مي‌دانند و براي تحقق اين نظر، همواره در فكر سلطه بر ديگر اديان و ملل بوده‌اند و در مواردي نيز كه به پيشنهادات ديگران تن داده‌اند، جز از روي ضعف و ناتواني نبوده و هر موقع قدرتي يافته‌اند، كشتار گسترده‌اي به راه انداخته‌اند؛ در گذشته با مسيحيان و امروز با مسلمانان.

اكنون گروهي از قوم يهود ـ يعني صهيونيست‌ها ـ اقدام به غصب سرزمين‌هاي ديگران و آواره كردن آن‌ها از وطن خود و كشتن و نابود كردن فرزندانشان كرده‌اند؛ حتي احترام خانة خدا ـ بيت‌المقدس ـ را نيز رعايت نمي‌كنند.

آن‌ها در برخورد با مسائل جهاني، عملاً نشان داده‌اند كه پيرو هيچ قانون و معيار بين‌المللي نيستند. هر گاه به فرض، يك جنگ‌جوي فلسطيني به سوي آن‌ها شليك كند، در مقابل، اردوگاه‌هاي آوارگان، كودكستان‌ها و بيمارستان‌هاي آنان را بمباران مي‌كنند و در ازاي كشته شدن يك نفر از خودشان، گاهي صدها نفر بي‌گناه را به قتل مي‌رسانند و خانه‌هاي فراواني را منفجر مي‌كنند.

«تاريخ شاهد فجايع اين گروه به «مسجد الاقصي» از زمان اشغال آن در سال 1967 م. بوده است. در سال 1969 م. شخص به نام «مايكل رومان» آتشي در مسجد برافروخت كه نزديك به 1500 متر مربع از مساحت مسجد را در برگرفت. در اين آتش‌سوزي، منبر «صلاح‌الدين»، گنبد مسجد ـ كه داراي آثار معماري اسلامي با ارزشي بود ـ و نيز «مسجد عمر» در داخل مسجد الاقصي و «محراب زكريا» و بعضي چيزهاي ديگر در آتش سوخت. در سال 1969 م. گروهي از يهوديان، مراسم مذهبي خود را در مسجدالاقصي به جاي آوردند و اين عمل را چندين بار تكرار كردند و هنگامي كه با اعتراض مسلمانان رو به رو شدند، قاضي يهود به محق بودن يهود حكم صادر كرد! در سال 1982 م. يك يهودي امريكايي، مسجد و نمازگزاران در مسجد را با آتش سلاح مورد تعرض قرار دارد و در همان سال، فرد ديگري با مواد منفجره، بخشي از حرم را تخريب كرد. عدة فراواني از يهود نيز اعلان كردند كه بايد مسجد خراب شود و به جاي آن، معبد يهودي‌ها ساخته شود.»

يكي از نويسندگان عرب دربارة رفتار جنگ‌طلبانة صهيونيست‌ها مي‌گويد:

«ما داراي دليل واضح بر توحش يهود طي جنگ‌هاي فلسطين از سال 1948 م. به بعد بوده‌ايم؛ به گونه‌اي كه در توحش و خونريزي ضرب‌المثل هستند؛ كشتارهاي آن‌ها در دير ياسين، الخليل، رام الله، غزوه و ديگر شهرهاي فلسطين.»

آن‌ها خود را به هيچ يك از مصوبات بين‌المللي و قطعنامه‌هاي سازمان ملل، پايبند نمي‌دانند و آشكارا همه را زير پا مي‌گذارند. بدون شك اين همه قانون شكني، بيدادگري و اعمال ضد حقوق بين‌الملل، ناقض اصل همزيستي مسالمت‌آميز است و جاي براي تعاون و همكاري بين‌المللي بر اساس حقوق پذيرفته شدة جهاني باقي نمي‌گذارد.

 

آخرین جمعه ماه مبارک رمضان ، روز جهانی قدس گرامی باد .

از کتاب : یهود و صهيونيسم

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در جمعه بیست و هفتم شهریور 1388 و ساعت 18:27 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید
و لقد ترکناها آیة فهل من مدّکر(سوره قمر، آیه 15)
"و ما آن کشتی را محفوظ داشتیم تا آیت عبرت شود، پس کیست که پند گیرد؟" 

در سال ۱۹۵۹، یک خلبان ترک، براساس مأموریت محول شده، چندین عکس هوایی برای مؤسسه ژئودتیک ترکیه برداشت. هنگامی که مأموریت به پایان رسید، در میان عکس های او تصویری جلب نظر می کرد که بیشتر شبیه یک قایق بود تا چیزی دیگر، قایقی بزرگ که بر سینه تپه ای، در فاصله بیست کیلومتری کوههای آرارات آرمیده بود. 

تصویر هوایی از فسیل کشتی که محل آسیب دیدگی ناشی از برخورد به یک صخره در آن مشخص است. بلافاصله پس از مشاهده این تصویر، تعدادی از متخصصان، علاقه مند به پیگیری شدند. دکتر براندنبرگ از دانشگاه ایالتی اوهایو یکی از این علاقه مندان بود. او کسی بود که قبلاً در زمینه کشف تأسیسات روی زمین از طریق هوا، مطالعات دانشگاهی داشت و پایگاههای موشکی کوبا را در دوران کندی کشف کرده بود. 


 stereobirdseye.jpg
عكس هوایی از شئ كشتی شكل


دکتر واندنبرگ با دقت عکس ها را مورد مطالعه قرار داد و اظهار کرد: «من هیچ شکی ندارم که شیء موجود در عکس های هوایی یک کشتی است. من تا به حال در طول مدت فعالیتم، هرگز چنین شیء عجیبی در یک عکس هوایی ندیده بودم.» پس از آن یک گروه کاوشگر آمریکایی نیز به منطقه مورد نظر اعزام شد، ولی حتی با انجام تحقیقات کوتاه مدت، نتوانست اطلاعات قابل توجهی بدست آورد. 

۱۷ سال از آخرین تحقیقات در منطقه گذشت و هیچ اکتشافی تا سال ۱۹۷۶ انجام نگرفت. در سال ۱۹۷۶ یک باستان شناس آمریکایی به نام «ران ویت» تحقیقات جدید خود را در منطقه آغاز کرد. او بسیار زود دریافت که این شیء قایق مانند، بسیار بزرگتر ازحدی است که قبلاً تصور می کرد. او بزودی با انجام محاسبات دقیق دریافت که طول این شیء عظیم الجثه بلندتر از طول یک زمین بازی فوتبال و اندازه آن به بزرگی یک ناو جنگی است که کاملاً در زمین دفن شده است. اما کشتی کشف شده در زیر گل و لای قطوری دفن شده بود و بسختی به جز از ارتفاع قابل رؤیت بود. 

به دلیل همین عدم مشاهده دقیق از سطح زمین، امکان هر تحقیقی غیر ممکن بود. از سوی دیگر جسم کشف شده آنقدر بزرگ و سنگین بود که هر گونه اقدامی را در وهله اول عقیم می ساخت. «ران وایت» و گروه همراهش که مشتاقانه کار را پیگیری می کردند، به جایی رسیدند که تنها وقوع یک حادثه عجیب و نادر می توانست راهگشای کار آنها باشد: 

«زمین لرزه!» آنها متوجه شدند که حرکت دادن و در آوردن جسم مذکور از درون زمین، به دلیل ابعاد وسیع و بزرگ آن غیر ممکن است و تنها با یک لرزش زمین، این شیء می تواند از دل خاک سر در آورد و مورد کاوش قرار گیرد. 

از تحقیقات ران ویت مدت زیادی نگذشته بود که در ۲۵ نوامبر سال ۱۹۷۸، وقوع زمین لرزه ای در محل، باعث شد تا کشتی مزبور به طور شگفت آوری از دل کوه بیرون بزند و سطح زمین اطرافش را به بیرون براند. بدین ترتیب دیواره های این شیء، شش متر از محوطه اطرافش بالاتر قرار گرفت و برجسته تر شد. 

 بدنبال این زمین لرزه، ران وایت ادعا کرد که شیء مذکور می تواند باقیمانده کشتی نوح باشد. سپس بدبینی ها به خوش بینی مبدل و این سؤال ها مطرح شد: «اگر این جسم عظیم قایقی شکل به طول یک زمین فوتبال، در ارتفاع ۱۸۹۰ متری کوههای آرارات، کشتی نوح نیست، پس چه چیز می تواند باشد؟ و اگر جسم کشتی نوح است، آیا طوفان نوح واقعاً بوقوع پیوسته است؟… آیا ما شاهد بقایای کشتی افسانه ای حضرت نوح که در کتب مقدس ادیان جهان از آن صحبت شده است، هستیم؟»

ronark.jpg
 

تصویر ران ویت در پارك ملی كشتی نوح 


طوفان و سیل در زمان حضرت نوح در سطح وسیعی بوسعت کره زمین واقع شده است. به اعتقاد مسیحیان و بنا به نص انجیل، این حادثه عظیم و دهشت آور، برای تنبیه مردمان آن روزگار که دست به سرکشی زده بودند و به منظور نجات نوح پیامبر و پیروانش واقع شده بود. بررسیهای زمین شناسی در نقاط مختلف دنیا، نابود شدن و مرگهای دسته جمعی موجودات زنده را بر اثر حادثه ای غیر منتظره نشان می دهد. برخی از این حوادث با زمان طوفان نوح همخوانی دارد. 

وجود لایه های مخلوط فسیل شده حیواناتی چون فیل، پنگوئن، ماهی، درختان نخل و هزاران هزار گونه گیاه جانوری، تأییدی بر این واقعیت است. این سنگواره ها که بعضاً در برگیرنده حیوانات مناطق گرمسیر با مناطق سردسیر (در کنار هم) هستند، نشان می دهند که با فرونشستن آب، جانوران و گیاهان خارج شده، در زیر رسوبات مانده و به فسیل تبدیل شده اند. امتزاجی عجیب از جانوران خشکی و دریا، حاره و قطبی که مرگی آنی و دلخراش را روایت می کنند. 

 

 پارك ملی كشتی نوح 

تاریخ در مورد محل به گل نشستن کشتی چه می گوید؟ 
داستان کشتی نوح از گذشته های دور مورد توجه اقوام مختلف بوده است. مورخان از ۲۰۰۰ سال پیش نقل کرده اند که توریست ها و مسافران کنجکاو بسیاری از قدیم این منطقه را در کوههای آرارات کشور ترکیه، مورد بازدید قرار می دادند و گاهی تکه های کوچکی از آن به غنیمت برده می شد. در تاریخ آمده است که حدود ۸۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، آشوریان اقدام به ورود به کشتی کردند و موفق به ورود به طبقه سوم آن که در زیر زمین واقع شده بود شدند. این نشان می دهد که اقوال مختلف در مورد موقعیت جغرافیایی کشتی، متفقند. 
  
تکنولوژی پیچیده در ساخت کشتی 
اینجا صحبت از ساخت یک قایق کرجی کوچک هشت نفره با ظرفیت چند حیوان کوچک نیست. بحث بر سر تکنولوژی پیچیده ای است که مهارت ذوب فلزات، ابزار پیشرفته و نیروی انسانی حاذق می طلبیده است. از آنجا که یاران حضرت نوح تعداد بسیار کمی بوده اند، این سؤال پیش می آید که نوح براستی چگونه این کشتی را ساخته است. کشتی ای که تاکنون از عجایب کتب مقدس به شمار می رفت و اکنون یک واقعیت علمی لمس شدنی است. آیا نوح به تنهایی توانسته است کشتی ناوگونه خود را به طول یک زمین فوتبال و به وزن تقریبی ۳۲۰۰۰ تن بسازد؟ آیا ساخت یک کشتی با دست خالی با امکانات آن زمان، به گنجایش ۴۹۴ اتوبوس دو طبقه مسافربری با تصورات ما درباره قدما، همخوانی دارد؟ براستی چه تعداد جانور و چگونه جمع آوری شدند و در کشتی جایگزینی شدند؟ آب و غذا چگونه تأمین می شد؟ جانوران وحشی چگونه به سوی کشتی هدایت شدند؟ باید کار جمع آوری و هدایت حیوانات کاری سخت بوده باشد ولی بهرحال فرمان خدا باید انجام می شد. 
…خوشبختانه تحقیق بیشتر در محل، حضور حیوانات را در کشتی یافت شده، تأیید کرد.. کشف مقادیر قابل توجهی فضولات حیوانات که به صورت فسیل در آمده اند و از ناحیه خسارت دیده کشتی به بیرون رانده شده اند ، فرضیه ما را بیشتر به واقعیت نزدیک کرد. علاقمندان به کاوش در مورد کشتی نوح بارها و بارها سعی کرده اند به درون کشتی فسیل شده راه یابند ولی همیشه با توده های عظیم سنگ و خاک نیمه ویران مواجه شده اند. در آخرین تلاشها، کاوشگران سعی کردند لایه های گل و لای خشک شده اطراف کشتی را در هم بشکنند و از میان بردارند تا شاید راهی برای ورود به اتاقکهای زیرین کشتی پیدا کنند، اما خیلی موفق نبودند. در سال ۱۹۹۱، «گرگ برور» باستان شناس، بخشی از شاخ فسیل شده جانوری را کشف کرد که از قسمت تخریب شده کشتی که فضولات حیوانی بیرون ریخته بودند، به بیرون افتاده بود. به تشخیص محققان، این شاخ که مربوط به یک پستاندار بوده است، مقارن با شاخ اندازی سالانه جانور به هنگام خروج از کشتی در آنجا رها شده است… 
  
کشتی نوح: اسکلت فلزی، بدنه چوبی 
آزمایشات دانشمندان وجود قطعات آهن را در فواصل منظم و معین در ساختار کشتی تأیید کرده است. باستان شناسان با کشف رگه ها و تیرهای باریک آهنی، الگویی ترسیم کرده اند که حاصل کار به صورت نوارهای زرد و صورتی بر روی کشتی علامتگذاری شد. آنها همچنین گره ها و اتصالات آهنی محکم و برجسته ای را یافته اند که در ۵۴۰۰ نقطه کشتی بکار رفته اند. 

ark%20lines.jpg 


نوارهای مشخص شده خطوط آهنی با آرایش منظم اسكلت كشتی می باشد.. 

تصویر برداری های راداری نشان داده که در محل تصادم کشتی با صخره به هنگام فرود آمدن یا به عبارت دیگر به گل نشستن، نوارهای آهنی یا تیرهای فلزی کج شده اند. آنها می گویند که استفاده وسیع و همه جانبه از فلزات در ساخت کشتی خارج از حد تصور ماست. و اصنع الفلک باعیننا و وحینا (سوره هود، آیه۳۷) 

 
ark3dia.jpg
 


تصویر رادار اسكن از كشتی نوح 

به نظر می رسد که تکنولوژی پیشرفته و رشدیافته ای در آن دوران وجود داشته که به هر حال حضرت نوح (ع) توانسته از آن بهره مند شود. تکنولوژی و تمدنی که ذهن ما را از تمرکز بر روی بناها و اماکن منحصر به فرد در نقاط مختلف دنیا به این نقطه از جهان معطوف می کند. 

اکتشافات زمانی جالبتر شد که باستان شناسان توانستند طرح مشبکی حاصل از تقاطع تیرهای فلزی افقی و عمودی بکاررفته در بدنه کشتی بدست بیاورند. تصاویری که نشان می دهند ۷۲ تیر فلزی اصلی در هر طرف کشتی به کاررفته است. به نظر می رسد که برای هر چیزی طرح و الگویی وجود داشته است. وجود اتاقها و فضاهای کوچک و بزرگ در طبقات مختلف، نظریه وجود طرح مهندسی پیشرفته را تأیید می کند. 

 در طول تحقیقات، بررسیهایی در مورد تعیین طول، عرض و قطر کشتی انجام گرفته است که متخصصان را قادر ساخته تا از جزییات کف کشتی، ساختمان و الگوی اولیه و مواد تشکیل دهنده آن اطلاعاتی بدست آورند. دستیابی به چنین کشفیاتی مبهوت کننده بود، چرا که در بسیاری از مواقع، درک واقعیت کشف شده از حد تصور خارج بود. 

کشف یک لایه غلافی و کپسولی شکل در داخل کشتی از این جمله بود که در واقع کشتی را به دو لایه یا پوسته اصلی مجهز می کرد. این آزمایشات، وجود دیوارهای داخلی کشتی، حفره ها، اتاقها و دهلیزها و همچنین وجود دو مخزن بزرگ استوانه ای را تأیید کرد. در این آزمایشها که به «رادار اسکن» یا «اسکن های راداری» معروفند، معلوم شد که دو مخزن استوانه ای بزرگ که هر کدام چهار متر و ۲۰ سانتی متر بلندی و هفت متر و بیست سانتی متر عرض داشته اند و به دور هر یک از آنها کمربندی فلزی نصب شده بود، در نزدیکی تنها در ورودی کشتی وجود داشته اند. در یکی از آزمایشات رادار اسکن که به درخواست استاندار استان آگری ترکیه انجام شد، معلوم شد که جنس بدنه کشتی از سه لایه چوب به هم چسبیده تشکیل شده است. این سه لایه با مواد محکم چسبنده، بهم چسبیده بودند. 

 
laminated.jpg

rivet.jpg
16hony1.jpg
16hopp4.jpg
قطعات كاملاً سنگی شده از قسمتهای چوبی كشتی كه آثار حجاری و برش خوردگی دارند. 


در سال ۱۹۹۱، یک عدد میخ پرچ فسیل شده با حضور ۲۶ نفر محقق در بقایای کشتی کشف شد. تجزیه و تحلیل ترکیبات این میخ وجود آلیاژهای آلومینیوم، تیتانیوم و برخی از دیگر فلزات را تأیید کرد. 

این در حالی است که گمان می رفت در زمان حضرت نوح، آهن و آلومینیوم هنوز به مرحله کشف و استخراج نرسیده باشد. آیا ما نیازمند بازنگری در تاریخ استفاده و استخراج بشر از فلزات هستیم؟ 

  

لنگرهای کشتی هم کشف شد! 

بر بلندیهای تپه های اطراف محل کشتی، باستان شناسان چند جسم بزرگ حجیم سنگی یافتند که در بالای هر کدام سوراخی بزرگ تعبیه شده بود. این اجسام مثلثی شکل سنگی و نیمه صیقلی، شبیه به لنگرهای کشتی های باستانی بودند که «دراگ» نامیده می شدند. اینها در واقع ابزاری بودند که به علت وزن زیاد به جای وزنه یا لنگر به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب می شدند. چگونه و با چه نیرویی؟ دقیقاً نمی دانیم ولی حدس هایی در این زمینه وجود دارد. 

copyofanchorstone.JPG 

ران ویت و همكارانش در كنار سنگ لنگر یافت شده. 

کشف شش وزنه یا لنگر کشتی، هر یک مجهز به سوراخی در بالای آن، حدس باستان شناسان را به یقین تبدیل کرد. این وزنه ها در فواصل متفاوت، ظاهراً به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب شده بودند. 

اندازه کشتی نوح در کتاب مقدس ۳۰۰ ذراع یاد شده است.. واحد ذراع در مصر قدیم در زمان حضرت موسی(ع) برابر با ۵۲.۷ سانتی متر بوده است. با محاسبه این رقم، عدد ۱۵۸.۴۶ متر بدست می آید. 

طول کشتی مورد کاوش توسط دو تیم مختلف در دو زمان اندازه گیری شد. رقم بدست آمده دقیقاً ۱۵۸.۴۶ متر را نشان می داد. این محاسبات، محققان را در ادامه کاوشها مصمم تر کرد… 

  

کتیبه ای که ادعای دانشمندان را اثبات کرد 

روایت است که حضرت نوح(ع) قبل از به زمین نشستن کشتی و فروکش کردن آب، پرنده ای را که باید مانند کبوتر یا کلاغ بوده باشد به بیرون فرستاد تا مطمئن شود خشکی نزدیک است یا نه. بار اول پرنده با خستگی به کشتی بازگشت و این بدان معنی بود که خشکی در آن نزدیکیها وجود ندارد. بار دوم پرنده به کشتی باز نگشت و این آزمایش نشان داد که عمل لنگر انداختن نزدیک است. [در کتاب مقدس که گویا این روایت از آن نقل شده، آمده است حضرت نوح(ع) ابتدا یک کلاغ را می فرستد که از فرستادن کلاغ نتیجه ای نمی گیرد و بعد از آن کبوتری را می فرستد- انصاف] 

درست در دو کیلومتری شرق محلی که کشتی هم اکنون قرار دارد، دهکده ای وجود دارد که «کارگاکونماز» نامیده شده است. نام این دهکده ترکی را چنین ترجمه کرده اند: «آن کلاغ نه توقف می کند نه باز می گردد.» [چارلز برلیتز در کتاب "کشتی گمشده نوح" (ترجمه احمد اسلاملو) نام این محل را "جایی که کلاغ نمی نشیند" ترجمه کرده است- انصاف] 

محل کنونی کشتی در دل کوههای آرارات از گذشته های دور، به منطقه هشت معروف شده و دره پایین منطقه، محله هشت نام گرفته است. چرا؟ [در کتاب "کشتی گمشده نوح" آمده نام این منطقه به «تمانین» (Temanin) معروف است که به معنی «هشت» است. شیخ صدوق در کتاب عیون الاخبار از امام رضا(ع) نقل کرده است که "نوح در همان محلی که کشتی به زمین نشست قریه ای بنا کرد و نام آن را قریه «ثمانین» (هشتاد) گذاشت." همانطور که می بینیم بین کلمات «ثمانین» (هشتاد) و «تمانین» (هشت) از نظر شکل و معنی شباهت زیادی وجود دارد- انصاف] 

در نزدیکی محل فرود کشتی در بالای تپه، لوحه ای کشف شد که ادعاهای باستان شناسان را به طرز زیبایی اثبات کرد. کتیبه ای که حداقل ۴۰۰۰ سال قدمت دارد. بر روی این تابلوی سنگ آهکی، در سمت چپ، تصویر رشته کوههایی دیده می شود که در کنار یک تپه و سپس یک کوه آتشفشان قرار دارد. در سمت راست، یک تصویر قایقی شکل با هشت نفر انسان کنده کاری شده است… در بالای سنگ کتیبه، دو پرنده در حال پروازند. کشف این کتیبه همگان را به شگفتی واداشت. [کتاب مقدس، سرنشینان کشتی نوح را هشت نفر ذکر کرده است. در روایات شیعه نیز تعداد هشت نفر و هشتاد نفر، هر دو نقل شده است- انصاف] در واقعیت موجود، کوه آرارات در سمت چپ، تپه ای در کنار آن و قله یک کوه آتشفشان در کنار تپه وجود دارد. 

16j0wvr.jpg

  

کتیبه یافت شده منتسب به حضرت نوح (ع) 

پیامبر اسلام فرمود: « هنگامی که خداوند اراده کرد قوم حضرت نوح را هلاک کند، به نوح فرمان داد کشتی بزرگی بسازد. جبرئیل نیز با میخ‌هایی برای ساختن کشتی فرود آمد. در میان انبوه میخ‌ها پنج میخ ویژه بود که درخشش خاصی داشت و بر روی هر یک نام یکی از پنج نور مقدس محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین نقش بسته بود. 

حضرت نوح هر کدام را بر می داشت، میخ همچون ستاره‌ای در تاریکی شب می درخشید. هنگامی که میخ پنجم را برداشت، پس از درخششی، اشکی از آن جاری شد.
نوح از جبرئیل پرسید: « این میخ و اشک چیست؟»
جبرئیل در پاسخ گفت: « این میخ حسین بن علی است.»
حضرت نوح نیز هر یک را در یک طرف از کشتی کوبید

پیامبر فرمود: « در آیه « و حملنا علی ذات الواح و دسر » منظور از « الواح » چوب‌های کشتی و منظور از « دسر » ما هستیم. اگر ما نبودیم کشتی حرکت نمی کرد.» 

منابع:
بحار الانوار، ج ۲۶، ص ۳۲۲، حدیث ۱۴- امان الاخطار، ص ۱۰۷ و ۱۰۸ 

گزارش‌ باستان‌شناسی‌ شوروی‌ دربارة‌ کشتی‌ نوح 

بر اثر این‌ اکتشاف‌، ادارة‌ کلّ باستان‌ شناسی‌ شوروی‌ برای‌ تحقیق‌ از چگونگی‌ این‌ لوح‌ و خواندن‌ آن‌، هیئتی‌ مرکّب‌ از هفت‌ نفر از مهمترین‌ باستان‌ شناسان‌ و اساتید خط‌ شناس‌ و زبان‌ دان‌ روسی‌ و چینی‌ را مأمور تحقیق‌ و بررسی‌ نموده‌ که‌ نام‌ آنها بدین‌ گونه‌ است‌: 

۱ ـ پرفسور سولی‌ نوف‌، استاد زبان‌های‌ قدیمی‌ و باستانی‌ در دانشکدة‌ مسکو. 

۲ ـ ایفاهان‌ خینو، دانشمند و استاد زبان‌شناس‌ در دانشکدة‌ لولوهان‌ چین‌. 

۳ ـ میشانن‌ لوفارنک‌، مدیر کلّ آثار باستانی‌ شوروی‌. 

۴ ـ تانمول‌ گورف‌، استاد لغات‌ در دانشکده‌ کیفزو. 

۵ ـ پرفسور دی‌ راکن‌ استاد باستان‌ شناس‌ در آکادمی‌ علوم‌ لنین‌. 

۶ ـ ایم‌ احمد کولا، مدیر تحقیقات‌ و اکتشافات‌ عمومی‌ شوروی‌. 

۷ ـ میچر کولتوف‌، رئیس‌ دانشکدة‌ استالین‌. 

 kashtinooh.gif

این‌ هیئت‌ پس‌ از ۸ ماه‌ تحقیق‌ و مطالعه‌ و مقایسة‌ حروف‌ آن‌ با نمونة‌ سائر خطوط‌ و کلمات‌ قدیم‌ متّفقاً گزارش‌ زیر را در اختیار باستان‌ شناسی‌ شوروی‌ گذاشت‌: 

۱ ـ این‌ لوح‌ مخطوط‌ چوبی‌ از جنس‌ همان‌ پاره‌ تخته‌های‌ مربوط‌ به‌ کاوش‌های‌ قبلی‌، و کُلاًّ متعلّق‌ به‌ کشتی‌ نوح‌ بوده‌ است‌؛ منتهی‌ لوح‌ مزبور مثل‌ سائر تخته‌ها آنقدرها پوسیده‌ نشده‌، و طوری‌ سالم‌ مانده‌ که‌ خواندن‌ خطهای‌ آن‌ به‌ آسانی‌ امکان‌ پذیر می‌باشد. 

۲ ـ حروف‌ و کلمات‌ این‌ عبارات‌ به‌ لغت‌ سامانی‌ یا سامی‌ است‌ که‌ در حقیقت‌ اُمّ اللغات‌ (ریشة‌ لغات‌) و به‌ سام‌ بن‌ نوح‌ منسوب‌ می‌باشد. 

۳ ـ معنای‌ این‌ حروف‌ و کلمات‌ بدین‌ شرح‌ است‌: 

توسّل‌ حضرت‌ نوح‌ به‌ پنج‌ تن‌ علیهم‌ السّلام‌ و أسامی‌ آنها بر کشتی‌  

 «ای‌ خدای‌ من‌! و ای‌ یاور من‌! 

 به‌ رحمت‌ و کرمت‌ مرا یاری‌ نما! 

 و به‌ پاس‌ خاطر این‌ نفوس‌ مقدّسه‌:



 مُحمّد  

 إیلیا (علیّ) 

 شَبَر (حَسَن‌) 

 شُبَیْر (حُسَین‌) 

 فاطِمَه‌


 آنان‌ که‌ همه‌ بزرگان‌ و گرامی‌اند 

 جهان‌ به‌ برکت‌ آنها برپاست‌. 

 به‌ احترام‌ نام‌ آنها مرا یاری‌ کن‌! 

 تنها توئی‌ که‌ میتوانی‌ مرا به‌ راه‌ راست‌ هدایت‌ کنی‌!» 

بعداً دانشمند انگلیسی‌: این‌ ایف‌ ماکس‌، استاد زبان‌های‌ باستانی‌ در دانشگاه‌ منچستر، ترجمة‌ روسی‌ این‌ کلمات‌ را به‌ زبان‌ انگلیسی‌ برگردانید، و عیناً در این‌ مجلّه‌ها و روزنامه‌ها نقل‌ و منتشر گردیده‌ است‌:

۱ ـ مجلّة‌ هفتگی‌ «ویکلی‌ میرر» لندن‌، شمارة‌ مربوط‌ به‌ ۲۸ دسامبر ۱۹۵۳ م‌.

۲ ـ مجلّة‌ «استار انگلیسی‌» لندن‌، مربوط‌ به‌ کانون‌ دوّم‌ ۱۹۵۴ م‌.

۳ ـ روزنامة‌ «سن‌ لایت‌» منتشره‌ از منچستر، شمارة‌ مربوط‌ به‌ کانون‌ دوّم‌ ۱۹۵۴ م‌.

۴ ـ روزنامة‌ «ویکلی‌ میرر» تاریخ‌ یکم‌ شباط‌ ۱۹۵۴ م‌.

۵ ـ روزنامة‌ «الهدی‌» قاهره‌ مصر، تاریخ‌ ۳۰ مارس‌ ۱۹۵۳ م‌.

سپس‌ دانشمند و محدّث‌ عالیمقام‌ پاکستانی‌ حکیم‌ سیّد محمود گیلانی‌ که‌ یک‌ موقع‌ مدیر روزنامة‌ «أهل‌ الحَدیث‌» پاکستان‌ (و نخست‌ از اهل‌ تسنّن‌ بوده‌ و بعداً از روی‌ تحقیق‌ به‌ آئین‌ تشیّع‌ گرائیده‌) آن‌ گزارش‌ را به‌ زبان‌ اُرْدو در کتابی‌ به‌ نام‌ «إیلیا مرکز نجات‌ ادیان‌ العالم‌» ترجمه‌ و نقل‌ کرده‌ است‌.

آنگاه‌ مجلّة‌ «بذره‌» نجف‌ در شماره‌های‌ شوّال‌ و ذوالقعدة‌ ۱۳۸۵، سال‌ اوّل‌، صفحه‌ ۷۸ إلی‌ ۸۱ زیر عنوان‌: نامهای‌ مبارکی‌ که‌ حضرت‌ نوح‌ بدان‌ توسّل‌ جست‌، از اردو به‌ عربی‌ ترجمه‌ و نقل‌ کرده‌ است‌.

لازم به تذکر است که لوح بدست آمده هم اکنون در موزه واتیکان در “رم” قرار دارد.

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 و ساعت 15:13 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

وقت، در حقيقت همان عمر انساني است كه لحظات و دقايق آن به صورتهاي مختلف سپري مي شود. بديهي است عمر وبهتر بهره گرفتن از آن ، تنها سرمايه اي است كه در اختيار انسان قرار گرفته و آنچه ارزش واقعي يك انسان كامل را تعيين مي كند ، صرف كردن به موقع اين سرمايه ي مهم است . و همين لحظات و دقايق زودگذرو ارزشمند است كه سرنوشت انسان را تعيين مي سازند. وقت همان عمر انسان است كه نه برگشت پذير است و نه چيزي جانشين آن مي شود. آدمي كه بر اساس هر چه پيش مي آيد وقت مي گذراند ، تصور مبهم و گنگي از هدفش در ذهن دارد و حتي ممكن است كاملاًهدفش را گم كند.ولي وقت شناس و طراح خوب وقت ، جنبه هاي مختلفي ازراههاي رسيدن به هدف رادر نظرمي گيرد.سودمند كردن وقت معني اش آن است كه از تمام امكانات موجودي كه در اختيار داريم ، بهترين شان را انتخاب كرده و آن را در زمان مشخص به نيكوترين نحو به كار اندازيم .انتخاب امور مهم زندگي و برنامه ريزي براي آنها غالباً كار مشكلي است . اين كارها نياز به فكر و انديشه دقيق وقدرت تصميم گيري دارد و هم چنين نيازمندآگاهي به اين امر است كه چه معيار ومحكي رابراي انتخاب كارهاي مقدم تر خود در نظر مي گيريم .به نظر مي رسد بسياري از مردم فقط از آن جهت در برنامه ريزي دچار اشكال مي شوند كه آن را در ذهن و خيال خود تنظيم مي كنند درحاليكه آنان به روشي نياز دارند كه بيشتر به اهميت برنامه ريزي آگاهشان كند و آن را جدي تر در نظر بگيرند. تجربيات نشان داده كه بهتر است به جاي آنكه در ذهن و خيال خود برنامه ريزي كنيم آن را به قلم آورده و در كاغذي بنويسيم .


تسلط بر وقت با برنامه ريزي

در هر برنامه ريزي اعم از اينكه براي مدت طولاني ، متوسط و يا كوتاه باشد مراعات دو اصل ضروري است :

1- تنظيم ليست كارهاي مورد نظر

2- تنظيم حق تقدّم هر كار،بر ديگري .

وقتي ليست كارها را تنظيم كرديد . ببينيد كارهايي كه بيشترين اهميت را در حال حاضر براي شما دارند ، كدامند . براي اين كار از سيستم«الفبا »كمك بگيريد.حرف«الف » در كنار آن كارهايي از ليست كه براي ما مهم ترين است ، بگذاريد . حرف « ب» را براي كارهايي با ارزش متوسط و« پ » را براي كارهاي كم ارزش در نظر بگيريد . مواردي كه با حرف « الف » مشخص شده ، بايد آن دسته از اموري باشند كه براي شما در درجة اول اهميت هستند و با انجام اين امور در اولين فرصت ، بهترين استفاده را از وقت خود مي كنيد . در اين حال انجام امور «ب» و «پ» را به بعد موكول مي كنيد .

داشتن هدف ،جزئي از طبيعت انسان بوده و بشربدون آن قادر به ادمه زندگي نيست بنابراين تنظيم هدفهاي زندگي به شما كمك مي كند تا با تجسم روشن ترآنچه مي خواهيددرآينده داشته باشيد از هم اكنون به ساختن آينده شروع كنيد .

دومين قدم اساسي را براي كنترل وقت و زندگي موقعي مي توان برداشت كه صورت هدفهاي زندگي تنظيم شده و آماده ، در دسترس باشد .

يكي از رموز اصلي انجام كار بيشتر در روز اين است كه وقتي ليست كارهاي روزانه را تهيه كرديد آن را در معرض ديد خود قرار دهيد و همچنان كه روز را سپري مي سازيد يك به يك آن را به صورت دستورالعملي به كار ببنديد ، به مجردي كه كاري را انجام داديد در ليست روي آن خط بكشيد . در آخر روز آنچه از ليست باقي مانده در ورقة ديگر يادداشت كنيد.

بعضي از مردم وقت گرانبهاي خود را به علت ترس از انجام كارهاي غلط ، صرف رفتارهاي وسواسي مي نمايند .بررسيها نشان داده ، اشخاصي كه خوش بينانه به موفقيت مي انديشند و در اين راه تلاش مي كنند بيش از كسانيكه ترس و واهمه دارند ( به انتظار شكست هستند) ،شادند و در كار خود موفق مي شوند .

از اشتباه كردن نترسيد . اشتباه و شكست جزء امور طبيعي و عادي انسانهاست.به اين فكر كنيد كه هر اشتباه شما را به توفيق نهايي نزديكتر مي سازد .

بنابراين ،اولين و اساسي ترين سرماية هر كس دوران عمر اوست . عمر يعني دقايق ، ساعات ، روزها و سالهايي كه زنده هستيم ، فقط در چارچوب اين اوقات است كه برنامه ريزي خوب و مفيد امكان پذير مي باشد و اين برنامه ريزي را با مشخص كردن اهداف اصولي زندگيتان شروع كنيد .

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در جمعه بیستم شهریور 1388 و ساعت 2:26 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید


شركت تلفن همراه نوكيا كه يكي  از حاميان سرسخت رژيم اشغالگر قدس و همواره در ليست شركت‌های حامی صهيونيزم بوده با راه‌اندازي يك سايت فارسي از مردم ايران خواسته‌ است تا در قتل و عام  مردم و كودكان بيگناه فلسطين و لبنان سهيم شود.

ليست برخي كالاهاي صهيونيستي


«لارز وولف» رئيس كل نوكيا چندی قبل در مصاحبه‌ای كه با يك روزنامه صهيونيستی داشت، گفت: ما برنامه‌ای واضح و علنی به نام «برنامه اسرائيلی» داريم و به همين منظور شركت نوكيا نيز تأسيس شده است.

وولف تأكيد كرد: نوكيا دارای يك مركز تحقيقاتی در اسرائيل است كه به‌طور مستقيم از مركز اصلی تبعيت می‌كند و هدف ما اين است كه اسرائيل در زمينه پروتكل‌های اينترنتی و شبكه‌ای و ملزومات آنها به يك قطب تبديل شود. ما در نوكيا و در تمام سطوح مديريتی شركت نوكيا از اسرائيل حمايت می‌كنيم.

برپايه اين خبر و با توجه  به موضع‌گيری شديد مسئولان صهيونيستی اين شركت لازم است تا مسئولان جمهوری اسلامی و مردم مسلمان در گوشه كنار دنيا با اين نوع  درآمدزائی رژيم غاصب اسرائيل آشنا شوند و هوشيارانه با چنين مسائلی برخورد كنند

همچنين چندی پيش رژيم صهيونيستی و حاميانش اقدام به انتشار قرآن جعلی به نام «فرقان الحق» نموده  و در نهايت «شركت اسرائيلی كوكاكولا» نيز به «عبادات 5 گانه مسلمانان» توهين كرد.

اين ماجراها در حالی در جهان اسلام درحال وقوع است كه محصولات گوناگون حامی اين رژيم جنايتكار در حال بسط و گسترش در كشور است  و مسئولان ما در وزارت امور خارجه هنوز نتوانسته‌اند فهرستی از اين شركت‌ها تهيه و دراختيار عموم قراردهند تا با تحريم اينگونه شركت‌ها اقدامی مناسب در جهت مقابله با اين رژيم جعلی انجام داده باشيم.

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 و ساعت 13:8 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

 

 آب زنید راه را این که نگار می رسد

مژده دهید باغ را این که بهار می رسد

 

نیمه شعبان سالروز طلوع خورشید عالمتاب عدالت؛ وارث رسالت نبوی و امامت علوی؛ امید اولیا وخاتم اوصیا حضرت حجت ابن الحسن العسکری(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر چشم انتظاران عدل مجسم و تلاشگران و زمینه سازان ظهور موعود تبریک و تهنیت باد... 

 

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 و ساعت 1:29 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید
 

ده کشف و اختراع که جهان را تغییر دادند!

ادامه مطلب . .

 

 


ادامه مطلب
+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 و ساعت 11:35 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

شاید بهتر بود نامه را به زبان کره‌ای منتشر می‌کردم. بدون هيچ مقدمه‌اي شما را به صورت مستقيم تهديد مي‌كنم كه برنامه حضور «سانگ ایل گوک»، سفير ال‌جي به ايران را لغو كنيد. اگر همچنان به بهره‌برداري تبليغاتي خود از «جومونگ» ادامه دهيد، مطمئن باشيد اين تصميم شما در فروش محصولات‌تان تأثيرات منفي خواهد گذاشت و حضور سفيرتان نيز نمي‌تواند به نفع شما پيش رود.
در اين نامه آشكارا شما را تهديد مي‌كنم كه بيش از اين به بزرگ‌نمايي جومونگ نپردازيد و حتي اگر از وكلاي خود كمك بخواهيد هم نظرم را تغيير نمي‌دهم. متأسفم كه واحد مركزي خبر و خبرگزاري فارس جومونگ را تهاجم فرهنگي نمي‌دانند، اما در هر حال دعوت شما از او با هدف پيشي گرفتن از رقيب‌هايتان در بازار ايران، قابل قبول نيست.

پيشنهاد مي‌كنم به جاي لابي با رابطان خود در كره، نيروهاي تبليغاتي‌تان را به سوي فكر كردن به ايده‌هاي نو و «ايراني» هدايت كنيد. اگر يك سريال مزخرف توانسته است در كشوري مخاطب پيدا كند كه تلويزيون و سينمايش در كما است و فيلم‌سازهايش به دنبال گيشه و جوايز جشنواره‌هاي خارجي هستند، دليل نمي‌شود از اين فرصت سوءاستفاده كنيد تا كساني كه جومونگ را دوست دارند، حتما جاروبرقي و LCD ال‌جي در خانه‌شان باشد.

چند سال قبل در بيمارستان با يك بغل شكلات به ملاقات دختر 5 ساله‌اي رفتم كه نامادري‌اش او را از يقه به ميخ روي ديوار زيرزمين آويزان كرده بود، داخل دهانش دستمال فرو كرده و سپس با پيچ‌گشتي داغ، بدن او را سوزانده بود تا ديگر اذيتش نكند. امشب وقتي در خبرها خواندم کودک 4 ساله‌ای به علت تعجیل اعضای خانواده‌اش برای تماشای سریال جومونگ در بیرون شهر به فراموشی سپرده شده بود و در تنهایی و تاریکی شب جان خود را از دست داد، همان صحنه‌ها در ذهنم تكرار شد و نتوانستم باز هم به سكوت ادامه دهم.

شما كه در خبرگزاري‌ها و روزنامه‌ها دوستاني داريد و خبرهايتان را منتشر مي‌كنند؛ پس حتما به اطلاع‌تان رسانده‌اند كه يك جوان به خاطر سوسانو خودكشي كرد و خوشبختانه زنده ماند. كاش همه اتفاقات مانند ماجراي كارگري كه در خارگ به خاطر تماشاي جومونگ در حين انجام وظيفه شغل خود را از دست داد همين‌طور ساده بود. من مي‌دانم كه شما در وقوع اين حوادث مقصر نيستيد، اما وقتي آقاي جومونگ را به ايران مي‌آوريد تا تکنولوژی تلویزیون‌های جديد ال‌جي را تبليغ كند، به اين معنا است كه چشم خود را به روي همه اين اتفاقات بسته‌ايد.

مي‌دانم اين حرف‌ها نمي‌تواند نظرتان را عوض كند و حتي سوئيت محل اسكان «سانگ ایل گوک» را هم رزرو كرده‌ايد، مي‌دانيد چه كساني در فرودگاه به استقبالش مي‌روند و برنامه‌ريزي مي‌كنيد كه در طول مدت اقامتش براي شام و ناهار ميهمان خانه كدام‌يك از مديران گلديران ايران باشد. پس، بار ديگر تهديد خود را تكرار مي‌كنم. بگذاريد چيزي را به شما بگويم. سريال جومونگ از نظر من يك قاتل است و اجازه نمي‌دهم كه از آن براي تبديل كردن پرايد خود به سانتافه استفاده كنيد، مگر اين كه موفق شويد جلويم را بگيريد.

فرورتيش رضوانيه

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 و ساعت 11:30 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید
يك حرف صوفيانه بگويم، اجازت است؟
اي نورديده صلح به از جنگ و داوري است
جناب آقاي محمدرضا شجريان استاد آواز، خوشنويسي، كلكسيونر و شايد خيلي هنرها كه بنده خبر ندارم.
ضمن احترام به هنر شما بعنوان يك هنرستا كه الحمدلله شهرستاني هستم و بدون سود جستن از هيچ ارگان و هيچ دولتي هنر را ستوده و هنرمندان در خدمت وطن را ستايش كرده ام.

بدون مقدمه در پاسخ به نامه و مصاحبه هاي حضرتعالي، مطالب ذيل را تذكر مي دهم و قضاوت را به عهده وجدان پاك مخاطب يعني مردم بزرگ ايران مي گذارم.

استاد عزيز! شما چرا همواره زخم مي زنيد در حالي كه رسالت هنرمند زخمه زدن است. با اينكه:
«اگر تو زخم زني به كه ديگران مرهم» جانا:
«قول دشمن مشنو در حق دوست»
مصاحبه با بيگانگان و ادعاي خاك پاي مردم ايران بودن قسم حضرت عباس و خود خروس است نه دم خروس! چرا شما دوست داريد همواره پز اپوزسيون بدهيد البته در جمهوري اسلامي كه مخالفت كردن جرم ندارد بلكه جايگاه و پايگاه آدم را آن طرف آب محكم مي كند. مگر با مردم بودن چه عيب و ايرادي دارد؟

مردمي كه به قول قيصر امين پور: «جلد كهنه شناسنامه هايشان درد مي كند» اين مردم هستند كه هنرمند را هنرمند مي كنند و به راستي «هنر مردمي باشد و راستي.»

چرا چهل ميليون مردم پاك را رها كنيم و به سي چهل نفر يا سيصد چهارصد نفر آشوبگر چراغ سبز نشان بدهيم؟ تا مگر انگليس و آمريكا اين پيشوايان حضرات مخملي برايمان پپسي باز كنند! امروز كه به كرم مردم و از مدد نفس مسيحايي اينها به شواليه اي مبدل شده ايد و در ناز و نعمت زندگي مي كنيد، به مردم پشت نكنيد براي خودتان بد است وگرنه مردم كه به شما و امثال شما نيازي ندارند.اين مردم كوچه و بازار بودند كه شما را به دوش گرفتند و ديگر پياده نيستيد حالا شما سواره به همه جاي دنيا سفر مي كنيد و ديگران برايتان دست تكان مي دهند. به دستهاي موازي با هم بودن احترام بگذاريد.

كجاي دنيا يك هنرمند اينقدر فخر مي فروشد و ناز مي كند؟!
به قول شاعر: «خدايا مطربان را انگبين ده»
«چو دست و پاي وقف عشق كردند
تو همشان دست و پائي آهنين ده»
به جاي غم طرب بيانگيزيد.
قول حافظ را بشنويد كه گفت و خوش گفت:
«پند عاشقان بشنو وز در طرب بازآ
اينهمه نمي ارزد شغل عالم فاني»
نازنين، عزيز!
« در اين چشمه چون ما بسي دم زدند
برفتند تا چشم بر هم زدند»

ان شاءالله سالهاي سال شاد و خرم و زنده باشيد و در هواي جانان نفسي بكشيد اما بيا!
«برگ عيشي به گور خويش فرست
كس نيارد ز پس تو پيش فرست»
راستي درگذشت امام و حماسه حضور مردم، اين عاشقان آن پيرجماران جان در تاريخ عشقبازي شمس و مولانا شگفت انگيز بود كه افشين علا گفت:
«مولوي هم اگر در آنجا بود
دامن شمس را رها مي كرد»

شما چه كرديد آيا در ايران بوديد؟ آيا آنهمه عاشق كه مثل شمع سوختند مردم نبودند؟ كدام زمزمه را سر داديد؟ پس شما خاك پاي كدام مردميد؟ مردم همين ها هستند آقا!...

هنرمند ملي يعني كسي كه همراه اكثريت ملت است نه بلندگوي اجانب اقليت. هشت سال به كشور ما با دو هزار و پانصد سال سابقه مدنيت و هنر حمله كردند هر چه بمب بود بر سرمان ريختند. شما كجا بوديد؟ چرا حقوق بشر را گوشزد نكرديد؟

«باور كنيد ديده ام آري به چشم خويش
بر دوش يك پدر پسري را كه سوخته است»

شما خاك پاي كدام مردميد؟ آيا اينهمه زن و مرد، دختر و پسر، پير و جوان مردم نيستند؟ يا شهروند درجه يك نيستند؟ يا همه عوام هستند و اشتباه مي كنند آقا اينها صداي شما را گوش نكردند؟ اينها برايتان سوت نزدند؟ هورا نكشيدند. شما در جشن هنر شيراز با آن همه فضاحت هنرنمايي! كرديد و هيچ انتقاد نداشتيد آن روزها روزهاي هنر براي هنر بود؟! اما بعد از انقلاب مثل معدود هنرمنداني- كه خوب مي شناسمشان- منتقد و سياسي شديد چرا چون براي شاه خط ننوشتن و آواز نخواندن خسارت دارد اما جمهوري اسلامي همه اش رحمت است. هنرمندي را مي شناسم كه جايزه چهره ماندگار شدن را مي گيرد و توي همان سالن به مملكت بد و بيراه مي گويد. سرپيري عشق مبارزه مخملي به سرش زده سيماي جمهوري اسلامي او را چهره مي كند و عليه سيما چرت و پرت مي گويد.نكند عاليجناب هم مردم را همان چند نفر دور خود مي دانيد تمام بزرگان و روشن فكران جهان با مردم ايران در فراق امامشان و در ايام جنگ همدردي كردند اما شما انگار نه انگار خوب عقيده آزاد است و قابل احترام كه اين شيوه شيعه و روش ولايت است. رنج من از اين جاست كه در اوج نگراني ملت از چند اخلال گر و دهان دريدگي رسانه هاي زور و زر و تزوير كه مي خواهند به چهل ميليون رودخانه به دريا ريخته حمله كنند. شيشه مي شكنند، عربده مي كشند، آدم مي كشند و مردم ملول مي شوند آنوقت شما في الفور دست به قلم و دهان به مصاحبه مي بريد و مي گشائيد كه آهاي! صداوسيما صداي مرا پخش نكنيد. اصلا مگر صاحب اختيار و همه كاره يك كنسرت خواننده آن است چرا براي گروه حق قايل نيستيد؟ اين استكبار نيست؟ درخواست شما به كدام منطق و حقيقت پايه و مايه دارد؟طبق نظر جنابعالي از كجا معلوم حافظ و سعدي راضي هستند كه شما شعرشان را بخوانيد؟ يا اگر كسي از دنيا رفت حق اعتراض او هم از بين مي رود؟ از اهل خرد سؤال كنيد مثلا كي استاد شفيعي كدكني يا سايه بزرگ گفته است شعر مرا فلان دانشگاه يا فلان تلويزيون نخواند و دكلمه نكند تازه شاعران صاحب بار و مالك انديشه هستند. به نظر سهراب وارثان خرد و روشني اند.

مولانا فرمود:
«اي برادر تو همه انديشه اي
ما بقي خود استخوان و ريشه اي»
همه مي دانند موسيقي آوازي وامدار شاعر است و هيچ شاعري با تمام مالكيت در معني تنگ نظر يا ديكتاتور نيست كه به مخاطب امر و نهي كند و خودش را از چشم و رو بيندازد. بالا رفتن از پله هاي نردبان جهان عاقبت خوشي ندارد و آنكه بالاتر رود دست و پايش سخت تر خواهد شكست. ماشاءالله اوضاع مالي كه خوب است همه جاي دنيا سفر مي كنيد خوب حق هم هست كم زحمت نكشيده ايد اما دليل نيست هر كه زحمت كشيد مغرور بشود همه مملكت برايتان فرش قرمز پهن نكرده اند كه انقلاب مخملي كنيد بقول پروين اعتصامي:

«اين دشت خوابگاه شهيدان است
فرصت شمار وقت تماشا را»
چون خواجه شيراز معتقد هستم كه:
«حرمت پير خرابات نگه داشتني است»
اما همان حافظ هم مي فرمايد:
«چون پير شدي حافظ از ميكده بيرون رو»

اميد كه صد سال عمر با بركت كنيد كه هنر خود عمر جاوداني است اما شما را به خدا اينقدر امر و نهي نكنيد و با صداي خدادادي خود به بندگان خدا فخر نفروشيد.

خواجه عبدالله مي گويد:
«مست باش و مخروش، شكسته باش و خموش كه سبوي درست را به دست برند و شكسته را بر دوش»
به راستي:
«اخلاص به چاك پيرهن نيست
اينجا دل پاره مي پسندند»
البته صداوسيما بايد تكليف خود را با شما و امثال شما كه الحمدلله زياد هم نيستيد روشن كند نمي شود كه هم معروفتان كند هم ناز بكشد هم فخر بفروشيد.

با برداشت غلط از صحبت رئيس جمهور خود را در صف عده اي قليل قرار مي دهيد و از چهل ميليون مردم فرهيخته و آگاه دوري مي كنيد.

يك مقدار به تقاضاي خود از صداوسيما فكر كنيد و تجديدنظر بفرمائيد.

نبايد در مقابل آينه اي بايستيد كه بزرگتر نشانتان دهد مولا علي عليه السلام مي فرمايد:
«زشت ترين راستي ها ستايش از خود است» ما حق نداريم براي شاد كردن چند رسانه عقده اي كه 30 سال است مي گويند: سه ماه ديگر كار انقلاب تمام است مردم را از خود برنجانيم مگر مي شود جواب چهل ميليون آدم رأي دهنده را داد و بي قانوني را باب كرد مملكت صاحب دارد قانون دارد و دور گردن كلفتي و عربده كشي تمام شده. الحمدلله
به قول نيماي نامدار: «آنكه غربال در دست دارد از پي مي آيد»
«گفتگو آئين درويش نبود
ورنه با تو گفتگوها داشتم»
با بداخلاقي و موضع گيري هاي كودكانه مردم را نسبت به هنر بدبين نكنيم با احترام به موسيقي، هنر و هنرمند نژاده و دلير با بيتي از خواجه به خدايتان مي سپارم. بمانيد و بمانيم.
ميروي و مژگانت خون خلق مي ريزد
تيز مي روي جانا ترسمت فرو ماني

                                                                                                               رجانیوز-امير عاملي

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در شنبه دهم مرداد 1388 و ساعت 2:2 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

 

 

چند نکته زیر را به عنوان  تحفه ای از سال بالایی ها داشته باشید:

 

  1. تمام نمرات با شماره دانشجویی اعلام می شود حتما حفظش کنید . در ضمن کارت دانشجویی بار سنگین نیست !

 

 

  1. سعی کنید یک دوست همشهری برای خود پیدا کنید تا دلتان کمتر برای هندوستان رود .

 

 

  1. به گپ زدن عادت نکنید . این را سر امتحان به طور مشهودی درک می کنید .

البته خوش صحبت کردن را فراموش نکنید، چون خیلی به کار می آید به خصوص اگر سر جلسه امتحان دیر برسید...

 

  1. در جنگ برتری رشته ها شرکت نکنید، زیرا هر کسی را بهر کاری ساخته اند. هر چند که رشته شما بهترین است.

 

 

  1. مراقب باشید هنگامی که در اتاق ارزو ها هستید ، در باتلاق مشروطی نیفتید.

 

 

  1. جزوه استاد تعیین کننده است. از آن بیشتر سوالات امتحانی ترم پیش استاد برایتان کارآمد خواهد بود . این را هر دانشجویی بعد از امتحان حس خواهد کرد.

 

 

  1. از ابتدای ترم شروع به خواندن کنید ... که شب امتحان جز افسوس چیزی از شما دانشجوی عزیز گذارش نشده است .

 

 

  1. حرف یک سال بالایی را به تنهایی گوش نکنید، چون ممکن است سر کار گذاشته شوید.پس حتما با کارمندان و مسئولان دانشگاه چک کنید.

 

 

  1. در انتخاب دوست دقت کنید، نیز از ناجنس جماعت تا می توانید دور شوید.

 

 

  1. به پارتی های خو در دانشگاه به تنهایی تکیه نکنید ، زیرا شاید همیشه چرخ گردون برای شما نگردد.

 

 

  1. مخ استاد را به صورت آشکار کار نگیرید زیرا گاهی چاپلوسی نتیجه عکس میدهد. این را بدانید یک استاد همیشه نیاز به پاسخ مثبت ندارد.

 

 

 

 

در پایان چند واژه از واژه شناسی دانشجویی برایتان آورده شده است:

 

هلو یا گلابی: منظور آسانی یک درس می باشد که بعظا به اساتید خوش خیم نیز گفته می شود .

 

جوجه: معادل باستانی آن ترم یکی یا صفر کیلومتر است که برای دبیرستانی های از جنگ کنکور برگشته استفاده می شود.

 

فسیل: به دانشجوی کاردانی سال پنجم و کارشناسی سال هشتم گفته

می شود.

 

دکه: به آموزشکده جهان سومی گفته می شود که در حال توسعه است. توضیح اینکه به ندرت موجود معنثی را در آنجا راه می دهند . قابل ذکر است ریشه این واژه به واژه نرکده برمی گردد .

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در چهارشنبه هفدهم تیر 1388 و ساعت 6:51 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

 

فراماسونری در ایران امروز .

ادامه مطلب ..


ادامه مطلب
+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در چهارشنبه سوم تیر 1388 و ساعت 14:29 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

« يك خصوصيت(دولت دکتر احمدی نژاد) اين است كه اين دولت، واقعا دولت كار است؛ دولت حركت و اقدام است؛ انرژي و نشاط كار اين دولت يك امر برجسته است.
« خصوصيت و امتيازی كه در اين دولت هست، شعار و گفتمان كلي اين دولت است كه منطبق بر شعار و گفتمان امام و منطبق بر شعارها و گفتمان هاي انقلاب است. اين خيلي چيز با ارزشي است. اين را هيچكس نمي تواند نديده بگيرد.هر دلبسته به انقلاب اين را قدر مي داند. هر كسي كه پيشرفت كشور را با هدايت انقلاب و با كارگرداني انقلاب تصور مي كند، بايد اين را قدر بداند.»
« ما متاسفانه در برخي از اوقات گذشته، مي ديديم كه بعضي از كساني كه مرتبط با مسئولان بودند يا حتي خودشان مسئول يك بخشي بودند، كانه از گفتمان انقلاب در مقابل ديگران شرمنده اند و خجالت مي كشند كه حقايق انقلاب را بر زبان جاري كنند يا آنها را پيگيري كنند يا به آنها اهميت بدهند اين براي يك جامعه خيلي بلاي بزرگي است، اين را شما نداريد.»
« روند غرب باوري و غرب زدگي را كه متاسفانه داشت در بدنه مجموعه هاي دولتي نفوذ مي كرد، متوقف كرديد، اين چيز مهمي است.»
« امتياز سوم هم روحيه مردمي و خاكي اين دولت است، اين هم خيلي با ارزش است؛ اين را قدر بدانيد. شما امتيازتان به تشخص ظاهري و شكل و قيافه نيست. امتيازتان به همين است كه خودتان را با مردم هم سطح كنيد. به شكل مردم و در ميان مردم باشيد.»

 

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 و ساعت 15:12 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون فساد مالی ندارد. احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون اسراییل و هم پیمانانش از او حمایت نمی کنند. احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون به احیای گفتمان انقلاب اسلامی پرداخته است. احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون واقعا مدرک دکتری گرفته است. احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون سخنانش را با دعای فرج شروع می کند. احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون بدهی های خارجی کشور را کاهش داده است. احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون با گروه های ضد انقلاب دیدار نداشته است. احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون به مبارزه با مفاسد اقتصادی پرداخته است. احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون مقابل اسکتبار جهانی و هم پیمانانش ایستاده است. احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون نمی گذارد ۴۰ تن سیب زمینی مانند ۱۳۰ تن پیاز بگندد. احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون سهام عدالت را بین مردم پخش کرده است. احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون به تمامی استان های ایران سفر کرده است. احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون بنزین را سهمیه بندی کرده است. احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون سیاست خارجی عزت مند را استوار کرده است. احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون به شعارهای عوام پسند و غیرواقعی روی نیاورده است.

 

 

 

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در یکشنبه دهم خرداد 1388 و ساعت 12:42 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

 

 

نمایشگاه که تموم شد  ..... ولی به غير از ما ها که دنبال درسيم بقيه هر وقت به هم ميرسن جزو سوالات دوم يا سومشون ميشه که رفتي نمايشگاه ؟؟؟؟ ..... مثلا ميگه نه يا آره ..... اون دوباره ميگي واي نبودي چه اتفاقي افتاد ، داشتيم راه مي رفتيم که ........ احتمالا شما هم از اين داستانا شنيدين .... و اگه نرفته باشين فک مي کنيد پياز داغشو زياد کردن يا دارن دروغ مي گن .... ولي اکثرش راسته ......

اول که وارد نمايشگاه مي شي غرفه هاي انتشارات عموميه .... وضع نسبت به نمايشگاه بد نيست ... دقت کنيد نسبت به نمايشگاه ..... تک و توک خوب و چند تا چندتا بي حيا پيدا ميشن ..... اگه خانم ها بدونن راه هاي سو استفاده ي پسرا رو از اين شلوغي و مختلط بودن زن و مرد ..... حداقل مي خوان بيان نمايشگاه يک کم با حجاب تر از هميشه ميان .... ولي متاسفانه بر عکسه .... بعضيا خودشون دوست دارن ..... رو صحبتم با اونا نيست .... اونا به قدري شخصيت حقيري دارن که داشتن شخصيت رو به ديدن پسر به خودش مي بينه ..... و تو اين راستا هر کاري مي کنه .....

حالا از جو مردم مي اييم بيرون .... جوو مسئولاي غرفه ها ...... تو غرفه هاي انتشارات کمک آموزشي ..... امسال چند برابر پارسال از زن استفاده شده بود .... چون واقعا جواب ميده ..... داري رد ميشي از جلوي غرفه يارو زنه با صداي خاص مي گه آقا پسر يه لحظه بيا اينجا ..... اون پسره بايد نفس امارش خراب باشه ( که غير ممکنه ) يا اينکه خدا رو بيشتر دوست داشته باشه که وقتي با اين صدا مورد خطاب قرار مي گيره نره جلو ..... حالا ميره جلو بعد احوال پرسي و اينا ميگه مثلا اين کتابا رو با اين ويژگي ها داريم .... پسره هم برا اينکه رو دختره رو زمين ننداخته باشه .... يا مثلا دختره بگه چه لارجه .... و در کل دختره از اين پسره خوشش بياد ( حداقل تو فکر پسر)‌ .... اون کتابو مي خره ..... اينم يه چيز مرسومه .... تو همه جاي جهان .... وقتي زن ابزار شه همين ميشه .....

(فلان ناشر ) .... اون کسايي که مسئول بودن و پشت ميز بودن شايد حدود 50 نفر بودن .... يه يه مسير 15 متري .... حالا فکر کنيد هم پسر هم دختر( تو اون فضاي 15 متر در 70 سانت) .... دختراشم بيشتر سعي کرده بودن قسمت جلويي موشونو بپوشونن ( فقط سعي کرده بودن )‌.... بقيش باز بود .... حالا کسايي که ميرفتن از قلم چي بخرن شايد تو بيشترين شرايط 30 نفر ميشدن .... البته من هيچ نفر هم ديدم .... حالا طريقه قلم چي چي بود .... اينکه دخترا پسرا رو صدا مي زدن که بيان .... پسرا هم نامردي نمي کردن مي رفتن و دخترا رو ميذاشتن سر کار ... خندشون که تموم شد ته تهش يکي دو تا کتاب مي خريدن و ميومدن ..... پسرا دخترا رو بيشتر صدا مي کردن ..... دخترا هم همونطور که ميدونيد تيپ هاي بد حجابشون دو دستن .... يه دسته کسي که دوست دارن پسرا بهشون توجه کنن و بگن و بخندن .... يه دسته هم نه تو اين واديا نيستن توجه پسرا رو تو شعار نمي خوان ولي با اون تيپي که ميزنن پسرا جذبشون ميشن ..... از همين جهت يا دختره با پسره گرم مي گرفت و چند تا کتاب مي خريد ...يا دختره رد مي شد مي رفت ....

 

(فلان ناشر ) .... غرفشون چند تيکه بود و تو هر تيکه سه نفر .... يه جا هر سه نفر مرد يه جا زن يه جا هم مختلط ..... وضعيت حجابشون نسبت به جاي ديگه خيلي بهتر بود و خانم هاشم خيلي با حيا بودن ....... من نديدم دختره به پسرا که دارن رد ميشن بگه بيايين جلو .... همچنين بر عکسش .... ولي وقتي خودت مي رفتي جلو ميومدن کمکت کنن ..... البته اونم با احترام .... نه مثل بقيه غرفه ها دختره صميمي شه .... پارسال مشتري هاي قلم چي بيشتر بود از گاج امسال دقيقا گاج دو برابر قلم چي مشتري داشت ....
بقيه غرفه هاي کمک آموزشي ها هم اکثرا همين بودن ... که دختر گذاشته بودن .... که رد ميشدي بهت بگه بيا جلو ... يا اگه شلوغ بود خودت رفته بودي جلو چيزي بگيري همچين صميمي بياد جلو که خوراک اينه که چند تا پسر بيان دختره رو مضحکه خودشون کنن و بخندن و دختره هم اگه بي عقل باشه بخنده و برن ..... چيزي که زياد ديدم ....
وضعيت غرفه دارن ناشران دانشجويي بهتر از بقيه جاها بود .... البته يه ملاک خوبي هم بود که هر جا مي خواستن به وسيله زن فروش ببرن بالا يعني محتواي چرتي داره کتاباشون .... ما هم سعي کرديم هر جا مرد هست يا دختر با حجاب و متين هست بريم .... والبته الانم خوشحالم چون کتابايي که گرفتم همشون عاليه .... چند تا کتاب قشنگ که هيچ جا نداشت رو شانسي پيدا کردم و کلي خوشحالم ....

ولي خب به نظرم نسل بعدي مسئولان کشور که ماها باشيم ، کشور رو مي خوايم چيکار کنيم .... وقتي حجاب در حد حکم ساده شرعي باشه .... منم باشم رعايت نمي کنم .... وقتي مي گيم حجابتو رعايت کن ... دختره مي گه چرا .... ميگيم چون گناهه .... خب دختره بگه گناهه که گناهه به من چه ..... اگه همينجور پيش بريم هيچي که نميشيم هيچي ، کلي ديوونه مي شيم .... تو خود قرآن اومده به محتواي خردمندانه دين توجه کنيد و اونو تبليغ کنيد ..... يه دختره گفت چرا حجاب ؟؟؟ ...... نگو چون ثواب داره ... بگو به خاطر اين مشکلات اجتماعي ... اين مشکلات روحي که برات پيش مياد .... اين همه توهيني که پسرا بهت مي کنن .... اين همه توجهي که به جسمت ميشه ... جسمي که 10 سال بعد ديگه از بين ميره .... جسمي که تجزيه پذيره ... با حجاب مي توني کاري کني که روح زيبات که روح خداست و کلي زيبايي داره رو بياري رو .... اون روحي که نه فرسوده ميشه نه تجزيه ....

همين ديگه .... نمايشگاهم خيلي کتاباش عالي بود .... پارسال کتابي جني رو بورس بود امسال کتب ازدواج ...........

به نقل از http://basijisiasi.parsiblog.com/

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در یکشنبه دهم خرداد 1388 و ساعت 12:20 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

لطف‌الله فروزنده قائم مقام جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس با اشاره به جلسه شب گذشته اين تشكل سياسي، گفت: در اين جلسه شوراي مركزي، ايجاد جنگ رواني در رابطه با بحث سلامت انتخابات و برخورد يكطرفه صدا و سيما را بي‌انصافي دانستند.
وي با بيان اينكه در حال حاضر هر سه كانديدا دولت نهم را نقد مي‌كنند، افزود: احمدي‌‌نژاد بايد يك تنه از عملكرد خود دفاع كند و از نظر شوراي مركزي اين شرايط منصفانه نيست.
فروزنده خاطر نشان كرد: هاشمي و خاتمي در زمان رياست جمهوري خود تا آخرين لحظات از جايگاه رئيس جمهور با مردم حرف مي‌زدند.
قائم مقام جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي با تاكيد بر اينكه كميته صيانت از آراء حركتي سياسي است، گفت: دليل طرح چنين موضوعي در وهله اول زمينه سازي براي توجيه شكست احتمالي خود در انتخابات است و در وهله دوم فضا سازي براي جلب آراء و در مرتبه بعدي ايجاد خدشه به نظام است.
وي در ادامه خاطر نشان كرد: نظام اسلامي سابقه برگزاري 30 سال انتخابات را دارد و اين در حالي است كه هاشمي و خاتمي در همين شرايط رئيس جمهور شده‌اند، لذا اين گونه شبهات در مورد سلامت انتخابات هيچ نتيجه مثبتي در بر نخواهد داشت.
فروزنده با تاكيد بر رعايت اخلاق در فضاي تبليغات انتخاباتي، گفت: كانديداها از تريبون‌هايي كه در اختيارشان است نبايد در جهت منافع سياسي خود بهره ببرند و با بيان برنامه‌هاي خود بايد برخورد اثباتي را پيشه كنند.
وي با تاكيد بر رعايت اخلاق در فضاي تبليغات انتخاباتي، گفت: كانديداها از تريبون‌هايي كه در اختيارشان است نبايد در جهت منافع سياسي خود بهره ببرند.

 

به نقل از :http://shokuh.ir/sn.asp?id=807 

 

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در شنبه نهم خرداد 1388 و ساعت 12:49 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

 

حتما شنیدید كه تلفن همراه یا همان موبایل ضررهای زیادی داره و حتما خیلی از مواقع هم شنیدید كه این ضررها اثبات نشده ولی هیچ وقت اصولی بررسی نشده، اما یكی از این معایب اثبات شده و آن گرم شدن مغز در اثر توان زیاد گوشی‌های همراه می‌باشد.
گوشی‌های همرا وقتی كه در حال ارسال پیام هستند توانی رو در حد چند وات آزاد می‌كنند (این توان بسته به نوع گوشی و حتی فاصله آن تا گیرنده می‌تواند متغیر باشد) كه به خاطر فركانس بسیار زیادی كه دارند می‌توانند در اجسام اطراف جذب بشوند و كمترین اثری رو كه دارند بالابردن دما در آن جسم و به خاطر فاصله كمی كه با مغز دارند می‌توانند خطرات زیادی را برای مغز به وجود بیاورند. اگه درمرود این موضوع شك دارید می‌توانید آزمایشی را كه دو نفر روسی انجام داده‌اند رو انجام بدید.

پختن تخم مرغ با موبایل
برای این كار یك عدد تخم مرغ دو عدد گوشی موبایل و یك منبع برای ایجاد صوت دارید و در نهایت هم یك تخم مرغ پخته خواهید داشت كه حدود 3000 تومان پختنش خرج برداشته در واقع این امواج ماكروویو هستند كه تخم مرغ شما رو می‌پزند.

هردو گوشی در حالت صحبت با یكدیگر هستند و ضبط صوت نیز برای تولید صدا است تا گوشی‌ها دایم در حال ارسال صدا باشند و امواج ماكروویو با توان بالا تولید كنند.

بعد از یك ربع: تخم مرغ گرم می شه
بعد از 40 دقیقه: تخم مرغ بسیار گرم میشه
بعد از 65 دقیقه: تخم مرغ شما پخته شده

منبع: zardin.ir

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در شنبه دوم خرداد 1388 و ساعت 14:29 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

شور عشق (یا همان عشق رمانتیک) احساسی موقت، زودگذر و غیرقابل اعتماد است. شور عشق، یعنی همان احساساتی که اوایل آشنایی با یک نفر، ما را مشغول می‌کند و خواب و خوراکمان را می‌گیرد، مبنای درستی برای زندگی مشترک نیست.

شور عشق؛ استارت یا سوخت
شور عشق، یعنی همان احساساتی که اوایل آشنایی با یک نفر، ما را مشغول می‌کند و خواب و خوراکمان را می‌گیرد، مبنای درستی برای زندگی مشترک نیست؛ یعنی این قبیل عواطف مثل استارت ماشین عمل می‌کنند. خداوند آنها را در وجود انسان قرار داده که آدم را به حرکت درآورد. ولی ما نمی‌توانیم فقط با استارت‌زدن و باک ِ بدون بنزین حرکت کنیم.

شواهد زیادی هم برای اثبات این نکته وجود دارد- مثلاً پژوهشگری به نام آرون تعداد زیادی از افرادی را که دچار عشق حاد و آتشین بودند زیر دستگاهی که از کارکرد مغز عکس می‌گیرد گذاشت و از آنها خواست به معشوق خود فکر کنند و عکس آنها را نشانشان داد.
 
کارکرد مغزی این افراد نشان داد که هنگام فکر کردن به معشوق، فقط آن قسمت‌هایی فعال می‌شود که مربوط به «پاداش فوری» است- همان قسمت‌هایی که اگر گرسنه باشیم و غذا بخوریم فعال می‌شود؛ یا در افراد معتاد به کوکائین، همان قسمتی که بعد از مصرف ماده‌ی مخدر به فعالیت می‌افتد. این قسمت‌های مغز، تشکر فوری را اعلام می‌کنند، و یک چیز فوری طبعاً دوام زیادی هم ندارد. در حالی که مغز، قسمت‌های دیگری هم دارد که مربوط به پاداش‌های طولانی‌مدت است.

دو پژوهشگر دیگر به اسم‌های بارتل و ذکی آمدند همین کار را روی کسانی کردند که عشقشان تداوم پیدا کرده بود و به اصطلاح عشق رفیقانه داشتند- همان نوع عشقی که شور و هیجانش از بین رفته اما صمیمیتش مانده و با مرور زمان، بیشتر هم شده است.
 
عکس کارکرد مغز این افراد نشان داد که فکرکردن به عشقشان قسمت‌هایی از مغز آنها را فعال می‌کند که مربوط به «پاداش‌های بلندمدت» است- همان قسمت‌هایی که وقتی شما به شغل مورد علاقه‌تان فکر می‌کنید یا موسیقی مورد علاقه‌تان را گوش می‌کنید، یا در لحظات آرامش مذهبی، در ذهنتان فعال می شود.

نتیجه‌ی این پژوهش‌ها نشان می‌دهد چون پاداش فوری همیشه تاییدکننده‌ی چیزهایی است که قابل اتکا نیستند، عشق رمانتیک هم که دستمایه‌ی شعر و غزل و رمان و فیلم‌های زیادی شده است و چیز قشنگی هم هست قابل اتکا نیست. در عوض، عشق رفیقانه قابل اعتماد، اصیل و ماندگار است.
 
بعضی اقوام اصلاً نمی‌دانند عشق چیست؟
عشق رمانتیک نه تنها کوتاه‌مدت و غیرقابل اتکاست که حتی اصیل هم نیست. یعنی این طور نیست که جزو سرشت و ذات انسان باشد و ابتلا به آن، از ضروریات زندگی محسوب شود. به نظر شما آیا در بین همه‌ی اقوام و ملت‌ها شور عشق وجود دارد؟ یعنی مردم ِ همه‌ی جوامع و فرهنگ‌ها عشق رمانتیک را به این مفهومی که ما می‌شناسیم می‌شناسند؟

دو پژوهشگر به نام‌های یانکویچ و فیشر، ۱۶۶ فرهنگ و قومیت مختلف را از نظر آداب و رسوم و شعر و ادبیات و هنرشان بررسی کرده‌اند و به این نتیجه رسیده‌اند که در ۱۴۷ فرهنگ، عشق رمانتیک وجود دارد؛ اما در ۱۹ قومیت، هیچ شواهدی از این عشق در میان نیست؛ یعنی در فرهنگ، ادبیات، شعر و هنرشان هیچ اشاره‌ای به این شور عاشقانه نشده است؛ اما تشکیل خانواده می‌دهند، به خانواده‌شان علاقه دارند و برای آنها فداکاری هم می‌کنند.
 
یعنی آن رمانتیسیسم که در ادبیات غربی و در ادبیات ایرانی خودمان هم می‌بینیم در آن فرهنگ‌ها معنایی ندارد. پس عشق رمانتیک چیزی نیست که بگوییم لازمه‌ی هر زندگی است؛ بلکه همان موتور محرک اولیه است. ۱۹ قومیت از این موتور استفاده نمی‌کنند و ماشینشان بدون این استارت هم روشن می‌شوند.

در پژوهش دیگری از حدود شش هزار دختر و پسر قبل از ازدواج پرسیده‌اند که «شما دوست دارید عشق رمانتیک مبنای ازدواجتان باشد یا نه؟» ۹۰ درصد آنها جواب مثبت داده‌اند. یعنی گفته‌اند «دوست داریم این احساسات را تجربه کنیم.» اما بعد از چند سال، از همین افراد، بعد از ازدواجشان پرسیده‌اند «آیا آن رمانتیسیسم اولیه در ازدواجتان وجود داشته یا نه؟» ۳۳ درصد مردان و ۷۵ درصد زنان گفته‌اند در نهایت با فردی ازدواج کرده‌اند که عاشقش نیستند و رابطه‌ی رمانتیکی هم با او ندارند؛ یعنی حتی خود افراد هم قبول دارند که «عشق» نه شرط کافی برای ازدواج است و نه حتی شرط لازم.

عشق نوعی بیماری است؟!
برخی از پژوهشگرها روی این موضوع متمرکز شده‌اند که «آیا عشق آتشین صرف نظر از عشق نافرجام، یک بیماری پاتولوژیک است یا نه؟» و جالب است بدانید روان‌شناسان بیشترین شباهت را بین عشق و یک بیماری خاص روانی به نام وسواس اجباری مشاهده کرده‌اند.
 
در این بیماری، افکار خاصی به ذهن هجوم می‌آورد که فرد گریزی از آنها ندارد؛ این افکار او را مجبور به ایجاد رفتارهای خاصی می‌کند که اگر انجام ندهد دچار تنش و اضطراب زیادی می‌شود. مثلا کسی عادت دارد هر شب ۱۰ بار دست‌هایش را بشوید و اگر ۸ بار این کار را انجام بدهد درونش منقلب می‌شود و نمی‌تواند آسوده بخوابد.

عشق نه فقط در ظاهر و علایم بالینی شبیه این بیماری است، که از نظر آزمایشگاهی هم به آن شباهت دارد. در بیماری وسواس اجباری، یک ناقل خاص در سلول‌های پلاکت خون بیمار افزایش پیدا می‌کند. پژوهشگری به نام مارازیتی، افراد عاشق را به این طریق آزمایش کرده و به این نتیجه رسیده که آنها هم درست همین حالت را دارند.

پس عشق یک حالت وسواس اجباری ایجاد می‌کند که در آن فرد عاشق دچار افکار و عادت‌های خاصی می‌شود که نمی‌تواند از دست آنها خلاص شود- مثل تماس گرفتن پی در پی با معشوق و فکر کردن مداوم به او که عملکرد عادی ذهنش را مختل می‌کند.

هوش عاطفی‌ات را بالا ببر
با تمام این حرف‌ها، امروز دانشمندان به این نقطه رسیده‌اند که «اگر عشق و احساسات قابل اتکا نیستند پس چه چیز قابل اتکا است؟» یعنی چه چیزهایی باید وجود داشته باشد تا عشق افراد پایدار بماند. ابتدا نظریه‌ای شکل گرفت که اگر برخی شباهت‌های اولیه بین افراد وجود داشته باشد صممیت و رفاقت بیشتری بین آنان به وجود می‌آید که می‌تواند ازدواج موفق را تضمین کند.

اما تجربه نشان داد که این اتفاق هم نمی‌افتد. آقای اشتنبرگ که مثلث عشق را ارائه کرده بود به این نتیجه رسید که خیلی از طلاق‌ها، بر خلاف انتظار، در مواردی اتفاق می‌افتد که انتخاب اولیه اشتباه نبوده است. یعنی افراد در ابتدای ازدواج، شباهت‌هایی به هم داشته‌اند اما پس از ازدواج تغییر کرده‌اند.
پس خیلی وقت‌ها مشکل اینجاست که آدم‌ها تغییر می‌کنند؛ اما با هم تغییر نمی‌کنند: در دو مسیر یا با سرعت‌های متفاوتی تغییر می‌کنند. پس حالا این سوال به وجود می‌آید که «اگر شباهت اولیه هم ضامن صمیمیت نیست پس چه چیز می‌تواند صمیمیت و رفاقت درازمدت بین زوج‌ها را تضمین کند؟»

پژوهش‌های زیادی نشان داده‌اند که هوش عاطفی یکی از مهمترین عوامل موفقیت ازدواج است. هوش عاطفی نوعی از هوش است که به ما کمک می‌کند به احساساتمان آگاه باشیم. بتوانیم عواطف‌مان را خوب بیان کنیم. آنها را خوب کنترل و هدایت کنیم. ظرفیت های خودمان را بشناسیم و در مجموع یک حس مثبت کلی نسبت به خودمان داشته باشیم. از طرف دیگر بتوانیم عواطف فرد مقابلمان را درک کنیم و نسبت به آن واکنش اجتماعی یا بین فردی مناسب داشته باشیم.

هوش عاطفی به ما کمک می‌کند که وقتی دچار تعارض در احساساتمان می‌شویم فرو نریزیم و بتوانیم به عنوان مساله‌ای معمولی حلش کنیم. این نوع هوش، یک چیز ذاتی نیست و در شرایط محیطی شکل می‌گیرد و در میان تمام عوامل موثر در موفقیت در ازدواج، کلیدی‌ترین نقش را دارد.

اگر دو طرف دارای هوش عاطفی بالایی باشند می‌توانند بفهمند که چطور همراه و همگام با تغییر احساسات و عواطف یکدیگر تغییر کنند تا زندگی‌شان به رشد و صمیمیت بیشتری منجر شود.
 
چه قدرعاشق هستید؟
عشق هم بالاخره اتفاقی است که به قول شاعر، خواه ناخواه رخ می‌دهد. برای خیلی از روان‌شناس‌ها مطالعه این پدیده جالب است. بعضی‌ها مانند استرنبرگ حتی نظریه‌ای علمی ‌درباره عشق دارند.
 
استرنبرگ معتقد است که یک عشق کامل سه جنبه دارد.

اولین جنبه، وفاداری به معشوق است، دومی، ‌احساس صمیمیت نسبت به او و سومی، ‌داشتن میل جنسی به معشوق است. به نظر استرنبرگ، هر کدام از اینها که وجود نداشته باشد، یک جای کار دارد می‌لنگد. پرسشنامه زیر خیلی به جزییات عشق کاری ندارد و می‌خواهد به طور کلی بگوید که آیا شما عاشق هستید یا نه؟
 
این تست در دانشگاه نورس ایسترن بوستون تهیه شده است و خوب، معلوم است که بیشتر برای دانشجوها کاربرد دارد.

چگونه از این تست استفاده کنیم؟
عبارات زیر را بخوانید. معشوق‌تان را تصور کنید و نام معشوق‌تان را به جای کلمه او بگذارید. حالا اگر با هر عبارت به طورکامل موافق بودید، عدد ۷، اگر نسبتا موافق بودید، عدد ۶، اگر کمی‌ موافق بودید عدد ۵، اگر عبارت را هم درست می‌دانستید و هم غلط (یعنی در مورد نظرتان مطمئن نبودید)، عدد ۴، اگر با آن کمی ‌مخالف بودید، عدد ۳، اگر نسبتا مخالف بودید، عدد ۲ و اگر به‌طور کامل مخالف بودید عدد ۱ را جلو عبارت بنویسید.

۱) برای رسیدن به او خیلی عجله دارم. ؟
۲) او را خیلی جذاب می‌دانم. ؟
۳) او نسبت به بیشتر مردم، عیب‌های کمتری دارد. ؟
۴) برای او هر کاری که لازم باشد، انجام می‌دهم. ؟
۵) به نظر من، او خیلی دلربا است. ؟
۶) دوست دارم احساساتم را با او در میان بگذارم. ؟
۷) وقتی با هم کاری را انجام می‌دهیم، کار برایم خیلی خوشایند است. ؟
 ۸)دوست دارم که او حتما مال من باشد. ؟
۹) اگر اتفاقی برای او بیفتد؛ خیلی ناراحت می‌شوم. ؟
1۰) خیلی وقت‌ها به او فکر می‌کنم. ؟
۱۱) خیلی مهم است که او به من علاقه داشته باشد. ؟
۱۲) وقتی با او هستم، کاملا خوشحالم. ؟
۱۳) برایم دشوار است که برای مدتی طولانی از او دور باشم. ؟
۱۴) خیلی به او علاقه دارم. ؟

راهنمای نمره‌گذاری:
حالا عددهایی را که جلوی هر عبارت گذاشته‌اید، با هم جمع بزنید.

* شمایی که بالای ۸۹ نمره آورده‌اید، وضع‌تان خراب است. شما بدجوری عاشق شده‌اید و اگر صادقانه به پرسش‌ها پاسخ داده‌اید، در عشق‌تان هیچ شکی نمی‌توان کرد.

* اگر نمره‌تان حول و حوش ۷۸ تا ۸۸ می‌چرخد، شما هم به احتمال خیلی زیاد عاشق هستید و چیزی نمانده است که در بالای قله عشق بایستید.

* اما اگر نمره‌تان بین ۶۸ تا ۷۷ باشد، احتمال کمتری وجود دارد که عاشق باشید. اما شما هم به هر حال عاشق‌اید.

* کسانی که از ۶۸ پایین‌تر آورده‌اند، بهتر است که خودشان را گول نزنند. به احتمال زیاد چندان عاشق نیستند.

* کسانی که از ۵۸ پایین‌ترند، به‌ هیچ‌وجه عاشق نیستند. این گروه بهتر است پیشه دیگری برای خودشان دست و پا کنند و یا اسم احساسات رقیق‌شان را نگذارند عشق.

منبع: iranhealers.com

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 و ساعت 14:32 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

 

رشت - به مناسبت درگذشت مرجع عاليقدر جهان تشيع ،حضرت آيت الله‌العظمي حاج شيج محمد تقي بهجت فومني در زادگاهش فومن،‪ ۱۰‬روز عزاي عمومي اعلام شد.

به گزارش خبرنگار ايرنا، اين تصميم از سوي ستاد برگزاري مراسم ارتحال اين عالم رباني كه شب گذشته در دفتر امام جمعه فومن، با حضور فرماندار فومن و مسوولان ادارات و نهادهاي اين شهرستان عالم پرور تشكيل شد، صورت گرفت.

بنا به تصميم اين ستاد، روز سه شنبه همزمان با روز تشييع پيكر مطهر آيت الله‌العظمي بهجت، در زادگاه اين عالم رباني تعطيل اعلام شده است.

فرماندار و رييس اين ستاد در گفت وگو با خبرنگار ايرنا در فومن، ارتحال اين عالم رباني را به محضر حضرت امام زمان (عج)،عموم ملت شريف ايران، مقام معظم رهبري و مراجع عظام و علماي اسلام تسليت و تعزيت عرض كرد محمد فلاح شجاعي ضمن بسيار بزرگ خواندن اين مصيبت، گفت: ايشان بي‌شك از شاگردان امام زمان(عج) بودند و هم اكنون ما عاشقان اهل بيت و ولايت، همراه با حضرت مهدي(عج) عزادار رحلت جانسوز آيت الله‌العظمي بهجت فومني هستيم.

وي با اشاره به اينكه مردم ولايت مدار فومن با شنيدن خبر تاسف بار ارتحال آيت الله‌العظمي بهجت فومني به صورت خود جوش شهر را سياهپوش كرده اند و در سوگ ايشان نشسته‌اند گفت: براي حضور مشتاقان اين عالم رباني در مراسم تشييع پيكر پاك ايشان در شهر قم، كاروان عزاداران ارتحال آيت الله العظمي بهجت فومني عصر روزدوشنبه از مركز شهر فومن به سوي شهر مقدس قم حركت مي‌كند.

به گزارش ايرنا، همچنين حجت‌الاسلام و المسلمينرضا مظفري امام جمعه، علي ميرزايي نماينده مردم در مجلس و محمد فلاح شجاعي فرماندار فومن طي اطلاعيه اي به مناسبت ارتحال آيت الله‌العظمي بهجت فومني، اين واقعه جانسوز را به محضر مبارك حضرت ولي عصر(عج) كه در سوگ شاگردي صديق نشسته‌اند و مقام معظم رهبري (مدظله العالي)،حوزه‌هاي علميه و ارادتمندان، تسليت گفتند.

در اين اطلاعيه كه يك نسخه آن صبح امروز دوشنبه در اختيار خبرنگار ايرنا قرار گرفت آمده است: در ايام غم افزاي فاطميه، عبد صالح خدا،عارف روشن ضمير واصل، فقيه پاكباخته حضرت آيت‌العظمي بهجت فومني چشم از جهان فرو بست و ميليون‌ها مريد خويش را در داغ هجران، سوگوار نمود.

آن پير مراد كه كلام حق و نفس قدسي‌اش ده‌ها سال نشاط افزاي اصحاب معرفت و ارباب اخلاق بود، اكنون به وصال معبود شتافته و دلدادگان خود را به فيض حضور محروم كرده است.

به گزارش خبرنگار ايرنا ، آحاد مردم ولايت مدار فومن از جمله روحانيون و طلاب حوزه علميه آيت الله‌العظمي بهجت، بازاريان و كاركنان ادارات ونهادهاي انقلابي وديگر همشهريان آيت الله بهجت فومني در غم فراغ عظماي اين عالم رباني با سياه پوش كردن خيابانها ، معابر عمومي ، تعطيلي بازار وپخش نوار قرآن در سوگ ارتحال اين عالم گرانقدر نشستند .

اين گزارش حاكيست: مردم فومن همچنين به محض شنيدن اين خبر با حضور در مساجد اين شهرستان و برپايي مراسم عزا در فراق آيت الله بهجت فومني عزادار شدند .

حضرت آيت الله‌العظمي بهجت عصر روز يكشنبه بر اثر ايست قلبي دار فاني را وداع گفتند.

حضرت آيت الله‌العظمي آقاي حاج شيخ محمد تقي بهجت(ره) در اواخر سال ‪ ۱۳۳۴‬ه ق در شهر فومن واقع در استان -گيلان> به دنيا آمد و هنوز شانزده ماه از عمرش نگذشته بود كه مادر را از دست داد .

تحصيلات ابتدايي حوزه را در مكتب خانه فومن به پايان رساند و پس از تحصيلات ادبيات عرب در سال ‪ ۱۳۴۸‬ه ق هنگامي كه تقريبا ‪ ۱۴‬سال از عمر شريفش مي‌گذشت، براي تكميل دروس حوزوي عازم (عراق) شد و حدود ‪ ۴‬سال دركربلا معلي اقامت نمود و علاوه بر تحصيل علوم رسمي از محضر استادان بزرگ آن سامان، از جمله مرحوم حاج شيخ ابوالقاسم خويي (غير از آيت الله‌العظمي خويي معروف) بهره برد و در سال ‪ ۱۳۵۲‬ه ق براي ارائه تحصيل به -نجف اشرف> رهسپار گرديد و سطح عالي علوم و حوزه را در محضر آيات عظام از جمله حاج شيخ مرتضي طالقاني (ره) به پايان رساند و پس از درك محضر آيات عظام: حاج آقاي ضياء عراقي و ميرزاي نائيني (رحمهالله) در حوزه درسي آيت الله حاج شيخ محمد حسين غروي اصفهاني وارد شد.

افزون بر اين ايشان از محضر آيات عظام حاج سيد ابوالحسن اصفهاني و حاج شيخ محمد كاظم شيرازي (رحمهالله) صاحب حاشيه بر مكاسب - و در حوزه علوم عقلي، كتاب (الاشارات والتنبيهات) و (اسفار) رانزد آيت الله سيد حسين بادكوبهاي (ره) فراگرفت و در زمان تلمذ به تدريس سطوح عالي پرداخت و در تاليف كتاب (سفينهالبحار) با محدث كبير حاج شيخ عباس قمي (ره) همكاري نمود و در زمينه تهذيب نفس در زادگاهش (فومن) از كودكي محضر عالم بزرگوار (سعيدي) و دركربلا از برخي علماي ديگر بهره برد، تااينكه در نجف اشرف در سن ‪ ۱۸ - ۱۷‬سالگي با آيت حق علامه قاضي (ره) آشنا شد و گمشده خويش را در وجود ايشان يافت و در سلك شاگردان اخلاقي - عرفاني ايشان درآمد و سرانجام در سال ‪ ۱۳۶۴‬هق موافق با ‪ ۱۳۲۴‬ه ش قلبي صيقل يافته از معنويت و سينه اي مالامال ازعشق به حضرت حق و با كوله باري از علم و كمال به سرزمين خويش هجرت نمود و در زادگاهش تشكيل خانواده داد و در حالي كه آماده بازگشت به نجف اشرف بود هنگام عبور موقت در قم در زماني كه هنوز چندين ماه از مهاجرت آيت الله بروجردي (ره) به قم نگذشته بود موقتا مقيم شد و خبر رحلت اساتيد بزرگ حوزه علميه نجف را يكي پس از ديگري ميشنود و درشهر مقدس قم رحلت اقامت ميافكند .

در قم از محضر آيات عظام: حجهالاسلام والمسلمين كوه كمرهاي و آيت الله العظمي بروجردي به هم رسانيده و انگشت نما مي‌گردد. معظم له پس از ورود به قم به تدريس خارج فقه و اصول پرداخت و به ترتيب شاگرداني بسيار قيمت گماشت و هنوز نيز تدريس درس خارج ايشان ادامه دارد.

 


تاليفات معظم له، عبارتند از يك دوره كامل اصول، حاشيه بر مكاسب شيخ انصاري (ره) و تكميل آن تا آخر مباحث مربوط به مكاسب و متاجر، دوره كامل طهارت ، دوره كامل كتاب صلاه ، دوره كامل كتاب زكات، دوره كامل كتاب خمس و حج، حاشيه بر كتاب ذخيره العباد مرحوم شيخ محمد حسين غروي ، چندين مجله تقريبا يك دوره فقه فارسي و حاشيه بر مناسك شيخ انصاري (ره). ك/‪۳‬ ‪۵۰۸/۱۵۵۲/۷۲۹۴‬

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 و ساعت 17:51 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید
هر جا تفکر خلاق و نوآوری وارد کار شود، شکوفایی را به همراه خواهد داشت. این هم مبارزه فرهنگی خلاقانه با کسانی که به توهین به اسلام و پیامبر اعظم (ص) پرداخته اند؛ لباس هایی که برای حضور در بازارهای غربی طراحی شده اند.

 

خندان باش... این سنت (پیامبر اسلام(ص) ) است...

 

طرح های بعدی در ادامه مطلب ... 


ادامه مطلب
+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در یکشنبه بیستم بهمن 1387 و ساعت 15:31 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

 

معرفی وبلاگ ...

www.genuineislam.blogfa.com

 

 

 

مقدمه یکی از مقالات مفید این وبلاگ : 

 

قبل از هر سخنی، خداوند متعال را شاکرم که این موهبت را به بنده ی ناچیز خود عطا کرد تا در جهت خدمت به امام عصر (عج) تلاش کند و قدمی هر چند کوچک، در جهت تبیین برخی از مباحث مرتبط با ظهور آن حضرت بردارد.

برادران و خواهران عزیز مسلمان؛  مقاله ی حاضر  از  جمله  مقالاتی  است  که  تلاش  دارد  تا  به  تبیین فعالیت ها و اقدامات شیطانی گروهی از دشمنان حضرت ولی عصر (عج) بپردازد. این گروه که نام فراماسونری را بر خود برگزیده است، در زمره ی فریبکارترین و خطرناکترین دشمنان دین اسلام قرار دارد و با تمامی امکانات خود، سعی در مقابله با اسلام و مسلمین دارد و تلاش می نماید تا به جای برقراری حکومت عدل الهی، حکومت جهانی شیطانی را در اورشلیم (بیت المقدس) تاسیس نماید.

متاسفانه این گروه شیطانی، به قدری مکارانه عمل نموده است که تا سال های اخیر، خود را در قالب یک گروه صنفی خیرخواه معرفی می نموده است، اما با تلاش ها و افشاگری های محققین، از بسیاری از اهداف خطرناک این گروه، پرده برداشته شده است.

نکته ی بسیار عجیب این که گروه مذکور، هم از نظر خصوصیات و هم از نظر اعمال، شباهت باورنکردنی با دجال روایات اسلامی دارد و حتی در این میان، نماد « یک چشم » را نیز برای خود برگزیده است که این مسأله خود اهمیت شناخت این فرقه را بیش از پیش نمایان می سازد.

دامنه ی اعمال شیطانی این گروه تا بدانجاست که رد پای آن در بسیاری از فتنه های بزرگ عالم، از جمله فتنه ی معبد سلیمان، نبرد کذایی آرماگدون، پیشگئیی های نوستراداموس، فیلم 300 و ... دیده می شود که این مسئله با شواهد فراوانی که در این مقاله نیز  به  آن ها  پرداخته  شده  است،  تأیید می گردد. متاسفانه این فرقه تلاش دارد تا حکومت جهانی شیطانی خود را تا سال ۲۰۱۰ بنیان نهد و به اهداف آخرالزمانی خود جامه ی عمل بپوشاند.

مقاله ی حاضر نیز که تقدیم حضورتان می گردد، تلاش دارد تا با استفاده از اسناد، عکس ها و فیلم های بی شمار، و با استناد به منابع معتبر  (که  در  انتهای  مقاله  نیز  آورده  شده اند  و  اکثراْ  آنلاین  نیز هستند)،  انطباق احتمالی فراماسونری را بر دجال نشان دهد و پرده از ماهیت پلید این گروه و اهداف شیطانی آن بردارد. امید است که این مقاله بتواند رسالت خود را به خوبی انجام دهد. 

لازم به ذکر است که در این مقاله، به ترفند های فراماسونری در تشکیل حکومت جهانی شیطانی نیز پرداخته شده است که از جمله ی این ترفند ها می توان به پیشگویی های دروغین نوستراداموس، فیلم 300، نبرد کذایی آرماگدون و ... نیز پرداخته شده و ارتباط این مسایل با فراماسونری نیز با اسناد و دلایل معتبر بیان شده است. بنابراین خواهشمندیم که این بخش های مقاله را نیز مطالعه فرمایید.

همانگونه که عرض کردیم، کوشش فراماسونری بر این است که تا سال ۲۰۱۰، برنامه ی خود را به نتیجه برساند که این مسأله نشان می دهد که ما باید هر چه سریعتر به اطلاع رسانی بپردازیم. بدین ترتیب از همه ی عزیزان خواهشمندیم که در اطلاع رسانی به ما یاری رسانده و در نشر این مطالب، اهتمام ورزند. بنابراین از بزرگواران درخواست می کنیم که در صورت مفید یافتن این مطالب، دیگران را به خواندن آن دعوت کنند و یا مطالب را با حفظ امانت کپی نموده و در وبلاگ یا وبسایت قرار دهند.

در پایان این مقدمه، از بزرگواری همه ی عزیزان تشکر کرده و توفیق روزافزون را برایشان آرزومندیم. امید است که این مقاله، مورد توجه و عنایت حضرت حق و حضرت ولی عصر (عج) قرار بگیرد.

« ان شاالله ظهور نزدیک است و با زمینه سازی نزدیکتر هم می شود. » 

 

از این وبلاگ مفید دیدن فرمایید : تا دیدی تازه از جهان پیرامون خود پیدا کنید .

www.genuineislam.blogfa.com

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در جمعه چهارم بهمن 1387 و ساعت 15:46 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید
 
 
گروه های مقاومت فلسطینی به سایت اینترنتی روزنامه صهیونیستی یدیعوت
احارونوت نفوذ و سرود مقاومت پخش كردند .
به گزارش شبكه خبر به نقل شبكه تلویزیونی الاقصی، گروه های مقاومت فلسطین پس از نفوذ به سایت اینترنتی روزنامه صهیونیستی یدیعوت احارونوت ، توانستند سرود پیروزی و مقاومت پخش كنند. . .
+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در یکشنبه پانزدهم دی 1387 و ساعت 10:28 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

سایتهای صهیونیستی را هک کنید و جایزه بگیرید!!

 انجمن جهادگران اینترنتی فلسطین با همکاری غرفه جنبش مقاومت فلسطین حماس مستقر در دومین نمایشگاه ملی رسانه های دیجیتال، مسابقه "هک سایتهای صهیونیستی" برگزار می کند. ابوسرور، مسئول اطلاع رسانی و تبلیغات دفتر حماس در ایران در گفتگو با ستاد خبری دومین نمایشگاه ملی رسانه ی دیجیتال با بیان این مطلب افزود: این انجمن در نظر دارد به کسانی که پایگاه های اطلاع رسانی گروههای تروریستی-صهیونیستی  همچون شاس - هاگانا- جبل الهیکل و ... را هک نمایند 2000دلار جایزه اهدا کند. علاقمندان برای کسب اطلاعات بیشتر به غرفه جنبش مقاومت فلسطین حماس در دومین نمایشگاه رسانه های دیجیتال مراجعه کنند.
لازم به ذکراست شرکت کنندگان تا روز پایانی نمایشگاه فرصت دارند نسبت به هک سایت های اشاره شده اقدام نمایند.

وبلاگ های ایرانی جزو فعال ترین و با اخلاق ترین ها در دنیا هستند !

وبلاگ های ایرانی جزء با اخلاق ترین وبلاگ های دنیا هستند و کسانی که در این عرصه فعالیت می کنند و صاحب قلم هستند، باید شناسایی و آثارشان مورد استفاده قرار گیرد. مسعود ده نمکی کارگردان سینما در گفتگو با ستاد خبری دومین نمایشگاه ملی رسانه های دیجیتال با بیان این مطلب افزود: باید مسئولین بودجه ی بیشتری به بخش وبلاگ نویسی و رسانه های دیجیتال اختصاص بدهند واین فناوری نوین را در کشور گسترش دهند تا مردم استفاده ی بهینه از آن داشته باشند.وی در خصوص ساخت فیلم سینمایی اخراجی های 2 تصریح کرد: این فیلم نوروز امسال اکران خواهد شد و اکثر بازیگران اخراجی های 1 در آن حضور دارند .ده نمکی همچنین به گزارش کار فیلم اخراجی های 2 و انعکاس آن در وبلاگ شخصی اش اشاره و خاطرنشان کرد: فیلم نامه ی این فیلم در وبلاگ آورده نشده ولی عکس و گزارش تصویری آن هرروزupdate می شود و در اختیارعلاقه مندان قرار می گیرد .

 

گذرنامه محمدرضا پهلوی در مرکز اسناد انقلاب اسلامی نمایشگاه رسانه های دیجیتال

 بخش انقلاب اسلامی دومین نمایشگاه ملی رسانه های دیجیتال از بخش های متنوعی تشکیل شده که یکی از جذاب ترین این بخش ها، غرفه مرکز اسناد انقلاب اسلامی است. در این غرفه عکسها و پوسترهای متنوعی از شخصیت های انقلابی به نمایش درآمده است. وجود اطلاعات ناب و بسیار جالب از شخصیت های انقلاب اسلامی و رژیم شاهنشاهی از دیگر نکات قابل توجه این بخش است.یکی از بخش های قابل توجه درمرکز اسناد انقلاب اسلامی نمایشگاه ، غرفه ای است که در آن نامه های محرمانه و دستورات ماموران رژیم پهلوی درباره ی تجمعات، سخنرانی ها و فعالیت های شخصیت هایی نظیر مقام معظم رهبری ، آیت ا... محمدرضا مهدوی کنی ، آیت ا.. هاشمی رفسنجانی ، شهید بهشتی و دیگر شخصیت های مبارز انقلاب اسلامی را درخود جای داده است.در همین بخش، دو گذرنامه تاریخی وجود دارد. نسخه اصلی گذرنامه محمدرضا پهلوی که در یک دکور تعبیه شده و دیگری، اصل گذرنامه شهید نواب صفوی است که نگاه مشتاق و جستجوگر بازدیدکنندگان را به خود جلب می کند.شناسنامه علی امینی ، نخست وزیر رژیم پهلوی نیز در این محل وجود دارد.در قسمت دیگراین غرفه روزنامه های آن زمان ایران نیز قابل مشاهده است.روزنامه نبرد ملت ، ارگان رسمی جمعیت فدائیان اسلام وتاریخچه روزنامه اطلاعات که مربوط به سال 1308 است و برای بازدید مراجعه کنندگان به نمایش درآمده است.

 

30 بازی ایرانی در کشور ساخته شده است .

باتلاش فعالان بخش بازی های رایانه ای تاکنون 30بازی رایانه ای با موضوعات داستانی ، فکری و جنگی در بنیاد بازی های رایانه ای کشور طراحی و ساخته شده است. محمدرضا مجد در گفتگو با خبرنگار ستاد خبری دومین نمایشگاه بین المللی رسانه های دیجیتال با بیان این مطلب افزود : با همکاری و تلاش مسئولان بنیاد بازی های رایانه ای و فعالان این بخش توانسته ایم بازی هایی متنوع و مهیج تولید کنیم و در اختیار علاقه مندان قرار دهیم.
وی با اشاره به ضرورت حضور مسئولان حوزه دیجیتال و فناوری اطلاعات  در نمایشگاه خاطرنشان کرد: حضور مسئولان با هدف حمایت از تولید کنندگان دردومین نمایشگاه ملی رسانه های دیجیتال این نوید را به فعالان این عرصه می دهد که باحمایت و پشتیبانی سازمان های دست اندرکار، زمینه های پویایی و پیشرفت در حوزه ی دیجیتال را شاهد باشیم.

نشانی سایت : دومین نمایشگاه ملی رسانه های دیجیتال

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در دوشنبه ششم آبان 1387 و ساعت 6:27 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

 

 

رييس جمهور كه براي شرکت در شصت و سومين نشست مجمع عمومي سازمان ملل متحد به نيويورك سفر كرده بود شامگاه يکشنبه به وقت محلي (صبح دوشنبه به وقت تهران) وارد نيويورك شد.
رييس جمهور و هيات همراه در فرودگاه جان اف کندي نيويورک مورد استقبال محمد خزاعي سفير ايران در سازمان ملل و جمعي از ديپلمات هاي نمايندگي ايران در نيويورک قرار گرفتند.
رئيس جمهور در اين سفر شش روزه علاوه بر سخنراني دراجلاس مجمع عمومي سازمان ملل متحد با سران کشورهاي مختلف ديدار و گفتگو مي کند و در نشستهاي مختلفي نيز حضور خواهد يافت .


 

زندگینامه :

دکتر محمود احمدي نژاد در سال 1335 هجري شمسي در روستاي ارادان از شهرستان گرمسار، چشم به جهان گشود و از يک سالگي به همراه خانواده در تهران اقامت گزيد. وي دوران تحصيلات ابتدايي ، راهنمايي و متوسطه خود را در اين شهر گذراند و در سال 1354 با کسب رتبه 132 کنکور سراسري گزينش دانشجو، تحصيلات عالي خود را در رشته مهندسي عمران دانشگاه علم و صنعت آغاز کرد و در سال 1365 در مقطع کارشناسي ارشد همان دانشگاه پذيرفته شد و در سال 1368 به عضويت هيات علمي دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت در آمد و در سال 1376موفق به دريافت مدرک تحصيلي دکتراي مهندسي و برنامه ريزي حمل و نقل از دانشگاه علم و صنعت گرديد . ايشان به زبان انگليسي آشنايي دارند و طي سال هاي تدريس در اين دانشگاه و تدوين مقالات و پژوهش هاي متعدد علمي ، راهنمايي ده ها پايان نامه کارشناسي ارشد و دکتراي تخصصي در زمينه هاي مختلف مهندسي عمران ، راه و حمل و نقل و مديريت ساخت را بر عهده داشته است.

دکتر احمدي نژاد پيش از پيروزي انقلاب اسلامي در کسوت دانشجو و با شرکت در مجالس مذهبي و سياسي وارد فضاي سياسي جامعه شد و پس از پيروزي انقلاب اسلامي با توجه به حضور در دانشگاه از پايه گذاران انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علم و صنعت ايران بود و در دوران جنگ تحميلي به عنوان داوطلب بسيجي در قسمت هاي متعدد جبهه به ويژه مهندسي رزمي به خدمت پرداخت و اين مهم را تا پايان دوران دفاع مقدس ادامه داد. دکتر احمدي نژاد متاهل و داراي سه فرزند- دو پسر و يک دختر – مي‌باشد.

 

 

وبلاگ شخصی دکتر محمود احمدی نژاد در آدرس www.ahmadinejad.ir/fa وجود دارد. پیوستن احمدی نژاد به دنیای وبلاگستان و انتشار نوشته های شخصی اش در این سایت در حین داشتن مسئولیت ریاست جمهوری کشور، بیش از پیش امید نزدیک شدن مردم و رئیس جمهور را تقویت میکند.

دکتر احمدی نژاد در اولین پست وبلاگ خود با عنوان " زندگی نامه " چنین نوشته است :

"بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم عجل لوليك الفرج و اجعلنا من اعوانه و انصاره .

در ايامي كه اشرافيت شرافت بود وشهرنشيني كمال، در خانواده اي تهيدست در روستايي دورافتاده از توابع گرمسار متولد شدم.
از شهريور 1320 و سلطنت مستبدانه پهلوي دوم پانزده سال مي گذشت كه پدرم كام مرا با تربت سيدالشهدا باز كرد. از آنجا كه قرار بود شاه كوركورانه ايران را دروازه تمدن غرب كند، طرح هاي زيادي اجرا شده بود تا ايران به بازار مصرف ديگري براي كالاهاي تشريفاتي غرب تبديل شود  بدون آنكه در زمينه علمي پيشرفتي داشته باشد. فرهنگ ايران اسلامي ما اجازه چنين هجمه اي را نمي داد و مانعي بر سر راه آمال شاه و اربابان بيگانه اش بود. از اين رو مي خواستند تا آرام آرام اين فرهنگ اصيل و مستحكم را كم رنگ كنند تا وابستگي اقتصادي، سياسي و فرهنگي ايران به غرب روز به روز بيشتر شود. در پي اجراي همين سياستها و رونق ظاهري شهرها، آن سالها سالهاي هجوم روستائيان به شهرها بود. پس از پياده سازي سياست اصلاحات ارضي وضع روستاها به مراتب بدتر از گذشته گرديد و روستائيان براي پيدا كردن لقمه اي نان فريب زرق و برق و ظاهر اغوا كننده شهرها را خوردند و شهرنشين يا به بيان دقيق تر "حاشيه نشين" شدند.
بر خانواده ما نيز در روستا بسيار سخت مي گذشت. با تولد من كه چهارمين فرزند خانواده بودم فشارها بيشتر شد..."

 

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در سه شنبه دوم مهر 1387 و ساعت 18:8 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

رشد اسلام گرايي در اروپا مسيحيان تندرو را بر آن داشته تا دست به حملات توهين آميز و ناجوانمردانه نسبت به اسلام بزنند. سلسله حملات منسجمي از سخنراني توهين آميز پاپ تا كاريكاتورهاي دانماركي و امروز هم فيلم موهن "فتنه" و فيلم بعدي كه در راه است. (كارتون هجو آميزي در باره يكي از زنان پيامبر اسلام) همه و همه نشان از ترس مسيحيان تندرو از گسترش اسلام در اروپا است.

در موارد قبل، جوشش و عشق مسلمانان به پيامبر مهرباني ها، آنان را بر آن داشت تا به خيابان ها بريزند و اعتراض خود را به اين اقدامات توهين آميز نشان دهند ولي چنان كه افتد و داني اين واكنش ها اثر چنداني نداشت و فقط حساسيت و عشق مسلمانان را نسبت به پيامبرشان نشان مي داد و در طرف مقابل هر كسي كه دچار شهوت شهرت بود، قلمي به دست گرفت و طعني به اسلام زد، شايد در قبال اين توهين به نان و نوايي برسد.

اين بار گريت وايلدرز نماينده پارلمان هلند با ساختن فيلم كوتاه فتنه و تلفيق قرآن با اعمال تروريستي وهابيان -كه وظيفه اي جز ريختن خون ديگر مسلمانان ندارند-، خواست نشان دهد اسلام با تروريست برابر است و خواستند به بهانه دفاع از آزادي بيان، سنگي به قامت رعناي اسلام بزنند غافل از آنكه چراغي را كه ايزد بر فروزد، هر آن كس پف كند ريشش بسوزد.

 

مهمترين سوالي كه اكنون با آن روبرو هستيم اين است كه واكنش مسلمانان نسبت به فيلم فتنه بايد چگونه باشد؟

آيا باز هم لازم است كه به خيابنها بريزند و پرچم هلند را به آتش بكشند و خشم خود را از اين كار غيراخلاقي و غيرانساني هلندي ها نشان دهند؟ و یا بايد به انتظار محكوميت مجامع حقوق بشر بشينند و دست بر روي دست بگذارند؟ و يا راه سومي هم وجود دارد تا هم مسيحيان افراطي نتوانند لذت توهين به بيش از يك مليارد و نيم مسلمان را احساس كنند و هم از تكرار چنين توهين هايي كه نتيجه اي جز جنگ تمدن ها به بار نخواهد آورد جلو گيري شود؟

آن راه سوم چيست؟

تاريخ تكرارپذير است. اگر خود را در موقعيت اول انقلاب و حمله عراق به ايران قرار دهيم، دشمن متجاوز، ناجوانمردانه، حمله اي سنگين به ايران را آغاز كرد و در مقابل اين حمله 3 نوع پاسخ داده شد.

 پيشنهاد اول از طرف بني صدر ارائه شد و خائنانه دست بر روي دست گذاشت. "زمين" را به "زماني" كه هيچگاه به دست نياورد، فروخت و به التماس محكوميت مجامع جهاني وقت گذراند.

 راه حل دوم افرادي بودند كه به خيابانها ريختند و پرچم عراق را به آتش مي كشيدند.

اين دو راه حل مشكلي را حل نكرد و تنها راه حل سوم پاسخ داد و آن هم شيرمرداني كه برخاستند و پاسخ هر گلوله اي را با گلوله اي و هر موشكي را با موشكي دادند تا دشمن را عاجزانه بر سر جاي خود نشانيدند.

 

امروز ما درست در همان موقعيت قرار داريم دشمني مجهز با تمام تجهيزات حمله اي سنگين به مقدسات ما را آغازيده است. ما در برابر اين دشمن چه باید كنيم؟ آيا به روش بني صدر به انتظارمحكوميت مجامع حقوق بشر بنشينيم و زمين را به زمان بفروشيم و يا به مانند كاريكاتور هاي دانمارك به خيابان ها بريزيم و پرچم هلند را به آتش بكشيم؟ و يا راه حل سوم را پيش بگيريم و هر حمله اي را به حمله اي متقابل پاسخ دهيم و هر توهيني را پاسخي دندان شكن دهيم.

البته اين مسلم است كه آيين ما، اجازه توهين به مقدسات ديگران را نمي دهد و نمي توانيم و نبايد به مقدسات مسيحيان تندرو توهين كنيم ولي آيا نمي توان واقعيت هاي كتاب مقدس موجود مسيحيان را هم به تصوير كشيد؟

اگر به خاطر يك آيه جهاد كه در شرايطي كاملاً انساني وضع شده به ما تهمت تروريست بودن مي زنند، خوب است بدانيم در كتاب مقدس موجود مسيحيان، خشونت هاي چندش آوري وجود دارد كه قلب هر انساني از شنيدن آن به درد مي آيد. هنگامي كه به فرمان "يهوه" به شهرها حمله مي كنند و كودكان و زنان را به آتش مي كشند و كودكان شيرخواره مقابل چشم مادران سر بریده می شوند و ميليونها انسان، به خاطر تصاحب زمينشان، بدين طريق نابود مي شوند.

آيا به تصوير كشيدن اين خشونت ها كه از واقعيت هاي كتاب مقدس مسيحيان است، پاسخ مناسبي به توهين کنندگان مسيحی- صهیونیسم نيست؟

اگر ما به خاطر وجود آيه جهاد كه فقط در شرايط ميدان جنگ وضع شده، تروريست هستیم، پس بايد نام اين نسل كشي هاي مليوني كتب مقدس را چه بنهيم؟

مناسب است به چند نمونه از اين موارد در كتاب مقدس اشاره شود:

در جنگ هیچ جنبده‌ای را زنده مگذار

 

در كتاب مقدس وقتي حضرت موسي  مأموريت مي‌يابد که بني‌اسرائيل را از مصر به كنعان آورد، در بين راه با قبايلي برخورد مي‌كنند كه بنا است بني‌اسراييل در سرزمين ايشان زندگي كنند و بايد اين قبايل از بين بروند؛ لذا در كتاب مقدس نوشته شده است که خدا به حضرت موسي  دستور مي‌دهد با اين قبايل بجنگ و همۀ ايشان از زن و مرد و كوچك و شيرخوار را از دم شمشير بگذران:

«چون به شهری نزدیک آیی تا با آن جنگ نمایی... از شهرهای این امت‌هایی که یَهُوه، خدایت، تو را به ملکیت می‌دهد، هیچ ذی‌نفس را زنده مگذار؛ بلکه ایشان را،...، بالکل هلاک ساز.» (سفر تثنیه، 20: 10-17)

گناه كودكان شيرخواره‌اي كه در اين شهرها زندگي مي‌كردند چه بود؟ چرا بايد قتل‌عام مي‌شدند؟ گناهشان جز اينكه ساكن شهري هستند كه بني‌اسرائيل به زمين آن چشم دارند، چه بود؟

 

حضرت موسی زنان و اطفال را مي‌كشد

 

حال ببينيم حضرت موسي  با اين دستور چه مي‌كند؟

 

بنا بر این روایت تحریف‌شده کتاب مقدس، وقتي ايشان به شهر سيحون حمله مي‌كنند، همۀ زنان و كودكان را نيز از دم شمشير مي‌گذرانند تا بتوانند زمين ايشان را تصرف كنند:

«آنگاه سیحون با تمامی قوم خود به مقابلۀ ما برای جنگ كردن در یاهَص بیرون آمدند. و یَهُوَه خدای ما او را به دست ما تسلیم نموده، او را با پسرانش و جمیع قومش زدیم و تمامی شهرهای او را در آن وقت گرفته، مردان و زنان و اطفال هر شهر را هلاك كردیم كه یكی را باقی نگذاشتیم. لیكن بهایم را با غنیمت شهرهایی كه گرفته بودیم،.» (سفر تثنیه، 2: 32-37.)

چرا كودكان اجازه نداشتند زنده بمانند؟ چرا باید همۀ ساكنان اين مملكت از بين بروند تا ساكنان جديد در اين سرزمين ساكن شوند؟

 

فقط دختران باكره زنده بمانند

 

لشگريان حضرت موسي  به قبيله مديان حمله مي‌كنند و همۀ مردانشان را قتل‌عام مي‌كنند و زنان و كودكان را اسير مي‌كنند و غنائم شهر را جمع مي‌كنند و بقيۀ شهر را در آتش مي‌سوزانند. چون اسرا و غنائم را نزد حضرت موسي مي‌برند؛ وي بر قوم خود غضبناك مي‌شود و مي‌فرمايد آيا همۀ زنان و كودكان را زنده نگاه داشتيد؟ پس الآن هر ذكوري از اطفال را و هر زني كه مرد شناخته و با او همبستر شده را بكشيد!

به متن كتاب مقدس دقت كنيد:

«و بنی‌اسرائیل زنان مدیان و اطفال ایشان را به اسیری بردند، و جمیع بهایم و جمیع مواشی ایشان و همه‌ی املاك ایشان را غارت كردند و تمامی شهرها و مساكن و قلعه‌های ایشان را به آتش سوزانیدند و تمامی غنیمت و جمیع غارت از انسان و بهایم گرفتند..... موسی به ایشان گفت: آیا همۀ زنان را زنده نگاه داشتید؟.... پس الآن هر ذكوری از اطفال را بكشید و هر زنی را كه مرد را شناخته، با او همبستر شده باشد بكشید و از زنان هر دختری را كه مرد را نشناخته و با او همبستر نشده، برای خود زنده نگاه دارید... و غنیمت سوای آن غنیمتی كه مردان جنگی گرفته بودند، از گوسفند، 675 هزار رأس بود و از گاو، 72 هزار رأس و از الاغ، 61 هزار رأس و از انسان از زنانی كه مرد را نشناخته بودند، 32 هزار نفر بودند.» (سفر اعداد، 31: 9-20 و 32-35)

چنانكه ديديم؛ تعداد دختران باكره‌اي كه زنده ماندند، 32 هزار نفر بود و از اينجا مي‌توان حدس زد كه تعداد كشته شدگان چقدر بوده است.

سؤال اساسي اينجاست كه كودكان كه در دست حضرت موسي  اسیر بودند، چرا بايد قتل‌عام شوند و نیز زنان اسيري كه در دست حضرت موسي  بودند نیز بايد در جلوي چشم فرزندانشان كشته شوند؟

در هر جنگي كه چنين فاجعه‌اي رخ دهد، تمام جوامع انساني اين عمل را محكوم مي‌كنند و خدايي كه پيامبري را فرستاده تا آدميان را به قلّۀ رفيع انسانيت برساند، آيا سزاوار است اين گونه کشتار كودكان اسير را روا بدارد؟ به راستی چگونه می‌توان پذیرفت که خداوندِ محبّت چنین فرامینی صادر کند؟

 

کشتار و سوزاندن زنان و کودکان توسط یوشع

در ادامۀ اين جنگ‌ها و نسل‌كشي‌ها، نوبت به يوشع مي‌رسد. ايشان ديگر نه تنها مردم و زنان و كودكان بي‌پناه شهرها را سرمي‌بريد، بلكه گاو و گوسفندها را هم سربريده، همه را از دم هلاك كرده، سپس شهر را در آتش سوزانيد:

«آنگاه قوم صدا زدند و كَرِنّاها را نواختند. و چون قوم آواز كَرِنّا را شنیدند و قوم به آواز بلند صدا زدند، حصار شهر به زمین افتاد. و قوم یعنی هركس پیش روی خود به شهر برآمد و شهر را گرفتند و هرآنچه در شهر بود از مرد و زن و جوان و پیر و حتی گاو و گوسفند و الاغ را به دم شمشیر هلاك كردند و شهر را با آنچه در آن بود، به آتش سوزانیدند؛ لیكن نقره و طلا و ظروف مسین و آهنین را به خزانۀ خانۀ خداوند گذاردند.» (یوشع، 6: 20و21و24)

البته هر لشگر پيروزي مي‌تواند به زن و كودكان شهر مغلوب و حتي به گاو و گوسفندهاي شهر رحم نكند و همه را از دم قتل‌عام كند ولي كشتن بي‌هدف بهایم چه منفعتي براي لشگر پيروز دارد؟

 

کشتار ایرانیان

در کتاب استر می‌خوانیم: خشایار شاه پادشاه پارس در آخرین روز جشن 180 روزه دستور داد ملكه وشتی زیبایی‌اش را به مقامات و مهمانانش نشان دهد. ملكه امتناع ورزید و پادشاه بسیار خشمناك شد و در همان مجلس ملکه وشتی را طلاق داد و از میان تمام دخترانی که به حرمسرا آمده بودند، استر دختر یتیم یهودی انتخاب شد و وی به جای وشتی ملکه ایران می‌شود.

پس از این جریان، هامان وزیر خشایار شاه، توطئه‌ای برای قتل یهودیان می‌چیند اما این توطئه به ضرر وی تمام می‌شود و خشایار شاه دستور قتل هامان و تمام پسرانش را صادر می‌کند و همچنین اجازه مي‌دهد مخالفين‌شان را از ميان بردارند و "مردخای" پسر عموی استر فرمانی بنام پادشاه نوشت و آن را به همه جا فرستاد. فرمانی كه به یهودیان اجازه می‌داد مخالفین خود را از هر قومی كه باشند، بكشند و دارایی‌شان را به غنیمت بگیرند. تورات می‌گوید در سراسر مملكت همه از یهودیان می‌ترسیدند تمام حاكمان و استانداران، مقامات مملكتی و درباریان از ترس مردخای، به یهودیان كمك می‌كردند و به این ترتیب یهودیان به ایرانیان حمله کردند و آنها را از دم شمشیر گذرانده، كشتند. (استر 6:9)

 

در كتاب مقدس مي‌خوانيم در آن روز تنها در پایتخت 500 نفر را كه 10 پسر هامان نیز جزو آنها بودند، كشته‌اند. روز بعد، باز یهودیان پایتخت جمع شدند و 300 نفر دیگر را كشتند. بقیه یهودیان در سایر استان‌ها، 75 هزار نفر از دشمنان خود را كشتند و در هیچ کجا نقل نشده که این همه کشتار در ازای ریخته شدن حتی یک قطره خون از یک یهودی باشد و سپس تورات یادبود این جشن، ایرانی‌کشی را بر یهودیان فرض و لازم گردانید. (استر 32:10) پوریم یكی از بزرگترین جشن‌های یهودیان است. آنان هر ساله واقعه كشتار 75هزار و 800 نفر ايراني را هر ساله جشن مي‌گيرند و به همین مناسبت، سیزدهم ماه ادار را روزه می‌گیرند. چهاردهم و پانزدهم ماه ادار را به رقص و پایكوبی می‌پردازند و این پاداش ایرانیانی بود که به نقل کتاب مقدس و توسط کورش یهودیان را از اسارت 70 ساله بابلی رهانیدند و به آنها حیاتی دوباره بخشیدند.

 

حکم مرتد

 

یکی از اعتراضاتی که مبشران مسیحی به اسلام وارد می‌کنند، بحث ارتداد است. البته این بحث را با نگاهی غیرواقع‌بینانه و به نحوی مغرضانه بیان می‌کنند، در حالیکه در کتاب مقدس هم احکام شدیدی برای مرتد وضع شده که به یک نمونه آن اشاره می‌کنیم كه اگر اهل یک شهر مرتد شوند، دستور متفاوت می‌شود و باید همه اهالی شهر از کوچک بزرگ و حتی گاو و گوسفند از دم کشته شوند و اجسادشان نیز با اتش سوزانده شود.

اگر درباره یكی از شهرهایی كه یَهُوَه خدایت به تو به جهت سكونت می‌دهد كه بعضی پسران بلّیعال از میان تو بیرون رفته، ساكنان شهر خود را منحرف ساخته، گفته‌اند برویم و خدایان غیر را كه نشناخته‌اید، عبادت نماییم  آنگاه تفحص و تجسس نموده نیكو استفسار نما و اینك اگر این امر صحیح و یقین باشد كه این رجاست در میان تو معمول شده است. البته ساكنان آن شهر را به دم شمشیر بكُش و آن‌را با هرچه در آن است و بهایمش را به دم شمشیر هلاك نما. و همه‌ی غنیمت آن‌را در میان كوچه‌اش جمع كن و شهر را با تمامی غنیمتش برای یَهُوَه خدایت به آتش بالكّل بسوزان و آن تا به ابد تلّی خواهد بود و بار دیگر بنا نخواهد شد. (تثنیه فصل 12:13 -17)

 

قطع كردن دست

 

و همچنين مسيحيان هميشه به احكام اسلام طعن مي‌زنند و به خاطر نمونه يكي از احكام كتاب مقدس ذكر مي‌شود:
«و اگر دو شخص با یكدیگر منازعه نمایند و زن یكی پیش آید تا شوهر خود را از دست زننده‌اش رها كند و دست خود را دراز كرده عورت او را بگیرد، پس دست او را قطع كن و چشم تو بر او ترحم نكند.» (تثنیه 25:‌11ـ12)

اين آياتي است كه همه مسيحيان بايد به آن ايمان داشته باشند گرچه ديگر به آن عمل نمي‌كنند و در صورت انكار يكي از اين آيات، كليسا ترديدي در كفر ايشان نمي‌كند و با وجود اين همه آيان خشن در كتاب مقدس مسيحيان همواره به مسلمانان تهمت تروريست بودن مي‌زنند.

و اگر بنا باشد يكي از دو كتاب قرآن و كتاب مقدس تحريف شده را خشن بناميم، كداميك سزاوار است؟

و اكنون دنياي اسلام، هنرمند غيوري مي‌طلبد تا با به تصوير كشيدن اين واقعيت‌هاي موجود در كتاب مقدس به امثال جناب پاپ و وايلدرز بفهماند كسي كه خانه اش از شيشه است، نبايد به خانه همسايه سنگ اندازي كند.

 

*كارشناس اديان ابراهيمي ـ محمد کاشاني*- پایگاه رجا

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در سه شنبه دوم مهر 1387 و ساعت 6:27 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید
 

 

ابزار و روش‏هاي تهاجم فرهنگي چيست؟

 

هر جريان فرهنگي، به ابزارها و روش‏هايي نياز دارد تا بتواند در طرف مقابل رسوخ و نفوذ کند. امپرياليسم غرب ـ به ويژه آمريكا ـ در تهاجم به بنيان‏هاي فرهنگي كشور ما از روش‏ها و ابزارهاي مختلفي استفاده كرده ‏است؛ از جمله:

1. ابزارها و روش‏هاي فرهنگي؛
اين گزينه شامل استفاده از هنر سينما و تئاتر، انواع فيلم‏ها و سريال‏هاي تلويزيوني، اشعار و مقالات و رمان‏هاي مختلف جهت ترويج پوچ‏گرايي و بي هويت كردن مردم يك كشور و ايجاد ترديد در مباني تئوريك نظام سياسي جمهوري اسلامي ايران، نفوذ در مدارس و دانشگاه‏ها و ترويج مكاتبي چون انسان‏مداري (اومانيسم)، سکولاريسم و تكثرّگرايي (پلوراليزم) ديني براي تضعيف مباني معرفتي حكومت ديني و....

2. ابزارها و روش‏هاي اقتصادي؛
صندوق بين المللي پول و بانك جهاني در تلاشي هدفمند، براي دادن وام به دولت‏ها شرايطي را مي‏گذارند كه در تحميل فرهنگ سرمايه‏داري غرب مؤثر است. به عنوان مثال براي دادن وام به ايران، شرايطي مبتني بر تسريع خصوصي سازي، تعديل اقتصادي و هماهنگي با بازار آزاد جهان قرار داده شد كه به ايجاد مناطق آزاد تجاري و ديگر تحولات انجاميد. اين مناطق زمينة بسيار مناسبي براي ترويج فرهنگ غربي، تغيير الگوي مصرف، تجمّل گرايي و مدهاي غربي فراهم كرده است. از طرف ديگر، براي صدور تكنولوژي‏هاي غرب، شرط همكاري و انتقال تكنولوژي را به گونه‏اي ترسيم مي‏کنند كه فرهنگ بيگانه را نيز وارد آن كشور سازد.

3. ابزارها و روش‏هاي اجتماعي؛
شامل گستردن فساد جنسي در جامعه با فيلم‏هاي ويديويي و برنامه‏هاي تلويزيوني و ماهواره‏اي، مجلات و تصاوير مبتذل، کاتالوگ كالاهاي لوكس و تبليغاتي و... . همه اينها در ترويج فسادهاي اجتماعي، بي‏هويت كردن نسل جوان، گسترش فساد و خشونت، نا امني، بي‏كاري و مشكلاتي از اين دست نقش دارند. آنها مي‏خواهند افراد جامعه، به خصوص نسل جوان را از اهداف معنوي و فرهنگ انقلاب اسلامي منحرف کنند. ايجاد روحيه مدگرايي و اخلاق خاص ترويج كنندگان اين مدها، در قالب گروه‏هايي مانند رپ و هوي متال ديده مي‏شود كه ترويج كننده رفتارهاي ضد اخلاقي است! همجنس بازي و برقراري روابط آزاد جنسي از رهاوردهاي اين پديده است! از طرف ديگر، صنعت گردشگري ـ بدون کنترل و نظارت‏هاي لازم ـ و گسترش مصرف مواد مخدر و مشروبات الكلي نيز از ديگر ابزارهاي اجتماعي تهاجم فرهنگي به شمار مي‏آيند.

4. تهاجم فرهنگي در محيط دانشگاهي؛
مانند ايجاد دگرگوني در نظام فكري و اعتقادي، از طريق استفاده‏هاي نادرست فلسفي و نظري از رهاوردهاي علمي و القاي ناکارآمدي حکومت ديني، القاي نگرش‏هاي معرفت شناختي، جامعه شناختي، روان‏شناختي و تفكرات سياسي و اجتماعي غربي و تبليغ خالي بودن دين از چنين محتوياتي، كم‏رنگ‏سازي ارزش‏هاي اصيل و پايدار ديني و تبليغ نسبيتّ و تاريخ مندي اصول ارزش‏ها و تبعيت آن از ذوق و سليقه‏هاي قومي و نژادي تلاش براي نفوذ در جريانات اثرگذار و كشاندن آنها به سوي حركت‏هاي معارضه آميز و سياسي كاري، به جاي تلاش‏هاي انقلابي و اسلامي. ر.ك: علي ذوعلم، جرعه جاري (سي مقاله پژوهشي پيرامون انقلاب اسلامي)، عليرضا كريميان، ماهيت انقلاب اسلامي و تهاجم فرهنگي، ص 469

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 و ساعت 7:29 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید
 

از همه دوستان معتکف التماس دعا دارم ...

 

 

 

 

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 و ساعت 14:58 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

 

 

 

بار دیگر سلام به همه همراهان عزیز طهورا کام

 

 

من همین جا اعلام می کنم که لینک وبلاگ صاحبدلان به مدیریت شخصی به نام

" دکتـر  *****   ***** " را از طهورا کام حذف کرده ام .

 

اگر می پرسید این لینک چرا اضافه شده بود که حالا حذف شد ، باید جواب دهم : لینک اضافه شد چرا که، یک اشتباه به شدت عمیق در اعتماد       بی مورد مولف به پیام این وبلاگ در طهورا کام رخ داد...

از همه دوستان در این مورد " اشتباه من " پوزش می خواهم ...

 

و حذف شد ، به همان دلیلی که بی خبری از متن جامعه ایرانی چنین نوشتاری در وبلاگ (صاحبدلان) ایجاد خواهد کرد ...

به ظاهر زیبا ( از نظر معنی ) و حق به جانب و فریادگر برای مظلومان جامعه ( دختران و زنان ) !!!

اما در پس این همه خاک به پا کردن ها عقیده های شوم و استکباریی هست که قلب فرهنگ و دین ایران را نشانه رفته است .

مطالب این وبلاگ به شدت هوشیارانه و منفی تنظیم شده است ، شعر ها نمود تخیل گرای یک در راه مانده بی سامان است، که از اینجا رانده و در آنجا "بنده" شده ...

مطالب هم که مثل"روز" جامعه را به تنش وادار می کند ...

آن هم به شدت غیر مستقیم ...

(البته برای همه مطالب وبلاگ ( صاحبدلان ) پاسخ هایی دارم که به مرور برای دوستان ارائه می کنم)

 

من به شخصه باورم نمی شود که فقط یک وبلاگ با چنین مطالبی در اینترنت وجود داشته باشد، چون نمونه های زیادی دیده ام . . .

حالا اگر کمی مطالعه نمی داشتم و فقط به اطلاعات ارائه شده در اینطور وبلاگ ها بسنده می کردم، چه بلایی سر عقاید و افکارم که هرگذ روی ان کار نکرده بودم می آمد ... چه می شد ؟؟

آیا این نبود که ذهن صاف و ساده من هر رنگی که در این نوشتها بود را به خود می گرفت ؟؟ ( بیشتر، غیر مستقیم ) .

به همان قادری که بالای سر من است، من که مطالب زیادی در مورد اینطور افکار شوم می دانم، به اشتباه افتادم ...

وای به حال آن عزیزی که به دنبال عقیده حقیقی خود نمی رود ...

 

دوستان، من مسلمانم و شیعه ، در دنیا آدم های زیادی زندگی می کنند، ولی بعضی از این آدم ها خواب ندارند وقتی می بینند ، من در آب و خاک خودم به راحتی نفس می کشم و خط آنها را هم هیچ نمی خوانم ...

دخترم یا پسر برایشان فرق ندارد ، آنها ازادی در تحمیل کردن عقاید خودشان را می خواهند ، حالا به هر راهی که شده ...

درست است :

برادران من ، جین می پوشند ،گاه، موهاشان را به مدل روز ( غرب و شرق ) به هوا سیخ می کنند، گاه عکس آزادی خواه های جهان مثل " کاسترو " را روی پیراهن هاشان میزنند و دیده ام که بعضی ناموس خود را در وادی جامعه بدون تذکر رها و ناموس دیگران را در بلوتوس هاشان می چرخانند .... 

 

خواهران من ، گاه صندل های بی جوراب به پا دارند ، گاه شلوارهاشان به سختی ساق پاهاشان را می پوشاند،گاه ، مانتو ها به زحمت در روی تنشان از تنگی جا میگیرد .. گاه هم خنده ها و سخن گفتن هاشان با پسران که گوش سه کلاس انورتر را در دانشگاه کر کرده ...

 

حالا ، کافینت ها ، کافی شاپ ها، سینما ها، کنار دریا ها ، کوه رفتن ها ، در خیابان ها ، و .... و .... و .... بماند ... که آنها را هم می دانم ...

 

بله همه اینها را میدانم ... 

و این را هم می دانم که جنگ همیشه با اصلحه و تیر توپ جلو نمی رود ...

به فرهنگ و دین یک ملت هم می توان حمله کرد ...

تفاوت در این است که تجاوز به فرهنگ و دین ، از بالا آمدن و پایین رفتن خورشید هم در آسمان بی صداتر است ..

برادران و خواهرانم اشتباه نکردند ... به انها ( پدران و مادران ) بد گفته اند ...

یا اصلا نگفته اند ! و کسی گفته که نباید می گفته ....

 

من آنها را از صمیم قلب دوست دارم ...

از ته قلب میدانم که هیچ کدام از آنها این جمله این آقا را (  *****   *****) قبول ندارند که نوشته : " زن خدا ی احساس و حساسیت است ، خيلی ظريف و زودرنجنـد ، نكند با سياست های بـی جــا و ناپخته بيش از اين دل نازك آنان را بشكنيم كه آنان مادران امروز و فردای اين مرز و بومند ، همان مادرانی که به قول احاديث شما :

« بهشت زیر پای مادران است »" درست است که زن را دارد به ظاهر حمایت می کند ولی آخر جمله چقدر بوی دو رویی و کینه می دهد _ آنجا که گفته " به قول احاديث شما " و نام پیامر خدا (که درود و سلام خدا بر او باد ) را به یکباره زیر سوال می برد .

 

"روزی یکی از کارمندان یک اداره به من گفت :

بچه های این دوره زمانه به هیچ دردی نمی خورند..

 

سریع یاد حرف یکی از استادهامان افتادم که گفته بود :

تا نسل ما ( نسل انقلاب ، جنگ و درکل گذشته ) نباشد نسل شما بازی را خیلی زود (به دشمن ) می بازد ، افتادم ...

 

ذهنم را جمع کردم ، و با کمی فکر گفتم :

شما اشتباه می کنید.

من آنها ( بچه های این دوره زمانه ) را از صمیم قلب دوست دارم ...

 

گفت چطور :

گفتم به افکارشان فشار نمی آورم ، نمی گویم فقط امر به معروف ...

شکر خدا ، معروف ها را به خوبی می شناسند، کم یا زیاد ...

و این از خصوصیات خوب جامعه ماست ...

ولی روی نهی از منکر کار می توان کرد ... آنها خود درک می کنند ...

 

گفت :

مگر در خیابان راه نمی روی ، اگر درک می کنند ، چرا در خیابان باید مامور ارشاد باشد ... آنها که درک می کنند ، پس چرا بی بند و بار هستند ؟

 

گفتم :

اولا جمع نبندید ... شما یک جامعه را نمی توانید مشت بزنید بگویید نمونه خروار ... چون جامعه کیسه برنج که نیست !!

دوما ، باز آن دسته هم گناکار نیستند .. اگر هم باشند شدتش فقط از عدل الهی بر می آید که عالم به حق و حقیقت است ...

سوما ، چرا بی دلیل می گویید درک نمی کنند ؟ مگر پشت همان نوع رفتارشان فکر و اندیشه نیست ..

بلکه باید گفت چرا هست ...

 

 

با کنایه گفت : مثلا چه فکری پشت کارهاشان هست ؟!!!

 

جواب من این بود :

کاری به افکار الان آنها ندارم ،

 من پدرم و مادرم به موقع نماز خواندند ...

من دیدم ... و یاد گرفتم ... بعد دنبال این شدم که آیا درست هست این کارم ،با ذهن پرسش گرم دیدم و درست بود ...

به موقع به گردش رفتند و مرا بردند ...

من دیدم ... و یاد گرفتم ... بعد دنبال این شدم که آیا درست هست این کارم ، با ذهن پرسش گرم دیدم و درست بود ...

لباس خود را خوب انتخاب کردند، گاه اگر خوب ( از نظر عقده ) پیدا نمی شد ، می دوختند ...

و من هم دیدم و یاد گرفتم ... بعد دنبال این شدم که آیا درست هست این کارم ، با ذهن پرسش گرم دیدم و درست بود ...

وغیره ...

در ضمن کنار اینها زشتیها و پلیدی ها را نشانم دادند ،

نه اینکه از ابتدا استرج تنگ به پای خواهرم کنند و بگویند او چیزی نمی فهمد، و مانند یک عروسک آن را در خیابان ارائه کنند و او هم همینطور که بزرگ می شود نتواند خود را بپوشاند ... ( اصلا خجالت می کشد !!! چون به او می گویند کهنه پرست کسانی مثل جناب *****   *****!!! )

یا اینکه به خواهش های بی هوده من جواب مثبت بدهند ( مثل تا ته شب ماندن من در خانه دوستان " اهل یا نا اهل " ) .

 

"نه" مادر و پدر من به خواهرم اولین چیزی که آموختند ، حفاظت از تفکر و احساس بود ... و به من و برادرم اولین چیزی که آموختند ، حفاظت از تفکر و چیرگی بر نفس.

 

 

 

 

 

به هر حال اگر عمر ی بود، به شرط زندگی پاسخهایی ، طهورا کام برای این وبلاگ خواهد داشت ...

هر چند اثر بر آن (*****   *****) ندارد ، باشد که دیگران نگویند که بی پاسخ ماند سخن " آقای دکتر "  !!!

 

 تصاویری از این وبلاگ :

تصویر 1    تصویر 2   تصویر 3 

 

تا نوشتار دیگر ـ یا علی

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در سه شنبه هجدهم تیر 1387 و ساعت 12:4 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

 

 

 

 

یک بار دیگه برگی دیگه از این جادوی اینترنت رو ورق میزنیم با نام و یاد خدا . . .

امروز تصمیم دارم به جواب یکی از پیامهای بپردازم که در مورد مطلب حجاب فرستاده شده بود.

آقایی به نام ایمان.و فرموده بودند که

(با اینکه با کلیات مطالبتون موافق نیستم و با نهایت احترام برای نظرات شما،میخواستم بپرسم که اگر حجاب در اسلام باعث افزایش کمال انسانی است و بر خلاف سایر ادیان ( یهودی و مسیحی ) تصمیم به حفظ ارزش انسان در مبحث غریزه جنسی دارد چرا در ایران ، پاکستان ، لبنان ، سوریه و حتی عربستان سعودی که بزرگترین کشورهای اسلامی جهان امروز هستند ، فحشا و تن فروشی یکی از بزرگترین مشکلات فرهنگی - اجتماعی است ؟ با درود )

 

باید عرض کنم : خدمتی که دین اسلام نسبت به زنان انجام داده ، هیچ دین و مکتبی چنین نکرده است . همین غربی که امروز فریاد دروغین حمایت از حقوق زنان آن گوش فلک را کر کرده است . در یک برهه ای از زمان ، غربیها در انسان بودن زنها هم شک داشتند ! برای توضیح این سخن ، توجه خواننده عزیز را به مطالب ذیل جلب میکنم :

در سال ۵۸۶ میلادی مجمعی در فرانسه تشکیل شد در مورد زنان، که آیا اصلا آنها انسان هستند یا نه ؟ در پایان به این نتیجه رسیدند که آنها نیز انسان هستند ولی باید در خدمت مردان باشند ! همچنین در سال ۱۸۵۰ در انگلستان قانونی وضع شد که زنان از اتباع کشور محسوب نمیشدند وحق هیچگونه مالکیتی را نداشتند " هانری هشتم در انگلستان زنان را از خواندن کتاب مقدس منع کرد . (رجوع شود به سیمای تمدن غرب ص ۲۹۱ ) .  و لاکن اسلام از نظر ارزش الهی ، بین زن و مرد هیچ فرقی نگذاشته است . حتی در قرآن مجید هم از نظر کمیتی نام زن و مرد به طور یکسان برده شده است . بنابر این دین و شرعیت محمدی ( صلی الله علیه و آله ) حقوق زنان را نه تنها تضییع نکرده است بلکه هیچ ایین و مکتبی مانند اسلام به زنان ارزش و منزلت اجتماعی نداده است .  

در اینجا باید دو نکته روشن شود :  یک اینکه معمولا می گویند ارزش انسانی زن در حالی که زن از نظر ارزش الهی سنجیده میشود . و این در مردان هم صدق میکند . و دیگری اینکه چرا باید نمونه هایی که خود راه را غلط در یک جامعه اسلامی انتخاب نموده اند را بیش از اندازه بزرگ کنیم و بگوییم این نمونه ، نتیجه هدف شما در اسلام است.

بدون شک در عصر ما که نام آن را عصر برهنگی و آزادی جنسی گذارده اند و افراد غربی و غربزده ، بی بند باری زنان را جزئی از آزادی او میدانند از حجاب سخن گفتن برای این عده ، نا خوشایند و گاه افسانه ای متعلق به زمانهای گذشته . نا آگاهی ، فشار های مخوف فرهنگی از سوی صهیونیسم برای به ابتذال کشاندن جوانان مسلمان ، یک سری کور کورانه تعقیب نمودن افکار و اعمال غربی ها و . . . دست به دست هم میدهند که افکار منفی کاذب به جوامع اسلامی نفوض کند . مثلا اینکه یک بچه مسلمان سگ را به راحتی بقل بگیرد و در خیابان به رژه ارزشی که فقط خود فکر میکند ارزش هست در طول مسیر راه برای دیگران به نمایش گذارد و اصلا یک سر سوزن به دین هم کاری ندارد .

و سر انجام این می شود که همین افرادی که در فکر ها و توهمات خود فرو رفته اند به یکباره خود را در دام  فحشا و فساد میبینند ، و در اکثر موارد کار از کار میگذرد و باز آنها به خود نمی آیند . . .

 

خواننده عزیز نظر شما چیست ؟

 

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 و ساعت 21:15 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید
 

با تشکر از تمام دوستانی که همیشه لطف دارن و با نظرات گرمشون به بهتر شدن وبلاگ کمک می کنن ... از همه خوانندگان جان شرمنده ام که چند وقته طهورا کام رو به روز رسانی نکردم ...

به امید خدا از ۱۰ تیر به بعد در خدمت همه شما هستم .. و به همه نظرات هم پاسخ میدم...

 

خیلی از دوستان مطالب گفتنی زیادی در مورد پست مطلب حجاب داشتن ... ایمیل های زیادی هم در این مورد دریافت شد ... که بافرصت کافی بعد از ۱۰ تیر نکات خوب ( نظرات ) دوستان رو در یک پست به نمایش می گذارم ... ( به شرط زندگی )

 پس تا ۱۰ تیر طهورا کام رو تنها نگذارید ...

 

با تشکر دوباره و فراوان .. زاهدی   

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 و ساعت 20:57 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

 

 

غريزه جنسى، قوى‏ترين غريزه انسانى است كه زندگى انسانى را از نظر كمى و كيفى مورد تاثير و تاثر قرار مى‏دهد. اين غريزه در كنار غريزه گرسنگى، بسترساز فرهنگ‏هاى انسانى در طول تاريخ شده و دين با ورود در اين بستر، معنا بخش فرهنگ انسانى مى‏شود; به همين دليل در تاريخ اديان كمتر دينى است كه درباره مسئله جنسى سخن نگفته باشد.

 
2. غريزه جنسى در يك چارچوب، مورد توجه اديان قرار مى‏گيرد و در چارچوب جهان‏بينى آن دين، جايگاه مسئله جنسى را با توجه به انسان‏شناسى خود، و جهان‏شناسى و اخلاقيات مبتنى بر آن، تشريح و تفسير مى‏كند كه اغلب دائر مدار آن، انسان واسطه‏اى و متعالى دينى، مثل پيامبران و يا بنيان‏گزاران دين مثل بودا قرار مى‏گيرد.
 
3. در غرب مسيحى قرون وسطى كه انسان كامل مسيحى محور معرفت‏شناسى، جهان‏شناسى، انسان‏شناسى و سپس جامعه‏شناسى واقع شده بود، درباره مسئله جنسى، چه از بعد انسان‏شناسى و چه جامعه‏شناسى، به همان ميزان قضاوت مى‏شد و چون انسان‏هاى كامل مسيحى، حضرت مسيح و حضرت مريم و حضرت يحيى (ع)، هر سه ازدواج نكرده، در مسيحيت دورى از عمل جنسى، يك شرط براى انسان كامل شمرده شد و كم كم ترك عمل جنسى به ترك كلى عمل جسمى كشانده مى‏شود و در دوران قرون وسطى، انسان‏هايى اعم از زن و مرد، دور از شهرها در نقاط دور افتاده جنگل‏ها و كوه‏ها و بيابان زندگى مى‏كردند كه به دور از لذت‏هاى جسمى يك زندگى كاملا مجردانه داشتند. پس حجاب در همين جهت قلمداد مى‏شد; يعنى دورى از لذت‏هاى جسمانى بطور كامل.
 
4. با شروع رنسانس، تفسيرى ديگر از انسان كامل ارائه شد كه بر فرهنگ جنسى غرب به شدت اثر گذاشت; اين تفسير آن بود كه چون خدا در جسم انسان (عيسى) تجلى يافته است، پس جسم انسان تقدس مى‏يابد، به همين دليل سعى در زيباشناسى جسم انسان است و با يك نوع آناتومى جسم انسان و بدست آوردن رگ، پى، ماهيچه، استخوان و... به ترسيم جسم‏هاى زيبا پرداخته شود كه اين مهم به وسيله «لئوناردو داوينچى‏» و «ميكل آنژ» و «رافائل‏» ، بر روى ديواره‏هاى كليساهاى روم و فلورانس انجام مى‏شود. به طورى كه جسم‏هاى برهنه و بسيار موزون و هماهنگ بر روى ديوارها ترسيم و يا در مجسمه‏ها تجسم مى‏يابند. شرمگاه اناث حذف و ذكور بسيار كوچك ترسيم مى‏شود تا گفته شود خود جسم مطمح نظر است، نه مسائل جنسى آن، ولى با همين ترسيم انسان برهنه، اولين قدم برهنگى در غرب، توسط نوعى تفسير از انسان كامل رخ مى‏دهد.
 
5. دو تفسير حجابى و برهنگى از انسان كامل در غرب، با همان حالت تضادگونه در غرب ادامه يافت تا تفسير يهودى دين مسيحيت در قالب پروتستانيزيم اتفاق افتاد و بر تفسير برهنگى انسان كامل بصورت شديدتر تاكيد شده است و كفه به طرف برهنگى در جامعه غربى سنگينى كرد تا آنكه بر برهنگى انسان به شدت تاكيد شد و اين زمانى بود كه انقلاب صنعتى رخ داد و ماشين به صحنه زندگى انسان‏ها آمد.
 
6. اين تاكيد از سوى فرويد صورت گرفت كه بر فرهنگ يهودى در باب جنسيت تاكيد مى‏كرد و نمونه‏هاى آن در نامه‏هاى خصوصى او مشاهده مى‏شود. فرهنگ يهودى يكى از جنسى‏ترين فرهنگ‏هاى دينى است كه بر رابطه‏هاى جنسى محارم مثل دختر و پدر، و پسر، و مادر، و برادر و خواهر با ديده اغماض نگريسته است و آنها را بى‏اشكال دانسته است. فرويد با فرهنگ يهودى بر فرهنگ جنسى مسيحيت هجوم برد و سعى كرد كه بر برهنگى جنسى، چه از نظر بدنى و چه از نظر روحى تاكيد كند و ريشه تمامى عقده‏هاى انسانى را در حجاب (به معناى عام) خلاصه كند كه مانع عمل جنسى، بطور برهنه، در طول زندگى انسانى مى‏شود.
 
7. انقلاب صنعتى در غرب و مهاجرت جغرافيايى انسان‏ها از مكان‏هاى كوچك به مكان‏هاى بزرگ و تماس‏هاى دو جنس در سطوح مختلف‏كارى، هنجارشكنى جنسى را افزايش داد. حال اگر اين را به برهنگى اجبارى زنان، به علت كار با دستگاه‏هاى خطرناك و كشانده شدن زنان به درون دستگاه، توسط لباس‏هاى زنانه اضافه كنيم، به خوبى برهنگى زنان در محيط كار ترسيم مى‏كند. تاثير صنعت تا جايى رسيد كه همسران، چه زن و چه مرد، به روابط جنسى فراتر از ازدواج روى آوردند و اين روابط جنسى خارج از عرف و قانون موجب شد كه برهنگى زنان در قالب فحشا و فاحشه‏هاى برهنه افزايش يابد (رابطه صنعت و برهنگى در دائره‏المعارف غرب مثل بريتانيكا آمده است).
 
8. ورود ماشين به زندگى عمومى انسان‏ها در غرب، برهنگى را افزايش داد، چرا كه ماشين‏ها انسان‏ها را از خانه و خانواده جدا مى‏كرد و حتى ماشين به عنوان جايگزين خانه مطرح شد و خانه‏هاى متحرك در ماشين ترسيم شدند. پس ماشين رقيب خانه و انسان‏هاى ماشين دار رقيب خانواده شدند. پس روابط جنسى غير معمول و غير عادى رواج يافت و روابط جنسى غير معمول، برهنگى را بيشتر رواج داد; مثل نقاشى‏هاى برهنه جنسى و تشويق براى برهنگى (فيلم تايتانيك و شكسپير عاشق به خوبى اين مسئله را نشان مى‏دهد).
 
9. ماشين و محيط كار صنعتى و نظريه مبتنى بر فرهنگ يهودى جنسى فرويد، سه عاملى بودند كه انقلاب جنسى در غرب را به وجود آوردند. و غرب را از دوران ملكه ويكتوريا به دوران برهنگى وارد كرد و بر همين اساس، گروه‏هايى به وجود آمدند كه سخت‏بر برهنگى جمعى تاكيد كرده و برهنگى را نيز معيار گروهى قرار دادند، اين گروه‏ها هيپى‏ها، پانك‏ها، رپ‏ها و... بودند و سبب رواج برهنگى شديدتر شدند كه امروزه به Nake يا برهنه‏هاى مادرزاد مشهور شده‏اند.
 
10. بنابراين، در غرب اگر حجاب مطرح شده است، يعنى دورى شديد از عمل جنسى و غريزه جنسى (چه زن و مرد) و اگر برهنگى مطرح شده است، يعنى آزادى عمل جنسى و رفتن در آن. پس حجاب در غرب، نقطه مقابل انسان و غريزه قرار گرفته است، بطورى كه اگر كسى حجاب داشته باشد، عليه انسانيت‏خود قدم برداشته است و بى‏حجابى، يعنى برگشت و بازگشت‏به خويشتن خويش.
 
11. ولى اين برهنگى به‏جاى بازگشت‏به خويشتن انسانى، موجب شد كه انسان‏ها از خودشان بيشتر دورتر شوند، اول آنكه برهنگى وسيله‏اى شد كه بدن انسانى طعمه مطامع اقتصادى شود. بدن فروشى، به صورت فحشا و به صورت مانكن تبليغاتى كالا و به صورت بازيگران فوتبال و ورزش‏هاى ديگر و به صورت هنرمندان سينمايى و تلويزيونى و... معمول شد; يعنى به جاى كرامت انسانى، ذلت و رذالت انسانى نصيب او گرديد.
 
12. انسان‏هاى معمولى‏اى كه برهنه شدند نيز به عنوان محل مصرف مد و «ابزارهاى اقتصادگردان سرمايه دارى‏» در مصرف تعيين شدند و از لباس زير تا لباس رو، همه تابع مد روز واقع شدند (لباس گشاد يا لباس تنگ و يا تركيبى از آن دو و..). ; در نتيجه مد به عنوان تنوع‏طلبى مطرح شد، ولى در واقع سبب غفلت‏زايى مداوم از خود و هم‏نوع خود و جهان اطراف گرديد; بنابراين برهنگى عمومى، از خودبيگانگى عمومى را براى انسان غربى به ارمغان آورد.
 
13. برهنگى در غرب، بى‏رغبتى جنسى را براى غربى به ارمغان آورد، چرا كه برهنگى سبب تحريك اوليه انسان به طرف عمل جنسى در سنين اوليه بلوغ مى‏شود، ولى در نهايت‏به سرد مزاجى جنسى تبديل مى‏شود، چرا كه اسراف جنسى در دوران بلوغ، به بى‏رغبتى جنسى در سنين بالاتر منتهى مى‏شود، مگر آنكه كالاهاى رغبت افزاى جنسى به ميدان بيايد، مثل الكل و يا قرص‏هاى نشاط آور جنسى كه باز در دراز مدت سبب بى‏رغبتى جنسى بيشتر خواهد بود و چون غريزه جنسى كه نشاط آور زندگى است، به ركود كشانده شود، بنياد خانواده رو به سستى مى‏رود و فحشا جاى آن را پر مى‏كند و افسردگى فردى بر افراد حاكم مى‏شود كه به عنوان طاعون عصر غرب مطرح شده است; پس برهنگى بر افسردگى جنسى غرب، و ركود روحى و روانى افراد افزوده است.
 
14. حجاب در اسلام براى حفظ نشاط جنسى است، چون حجاب تخيل جنسى را تحريك مى‏كند و سبب مى‏شود كه مسئله جنسى معنادار شود و دچار بى‏معنايى نگردد (مثل برهنگى) و چون اسلام بر طبيعت جنسى سخت تاكيد دارد و انسان كامل خود را نه فقط در معنويت انسان كامل، بلكه در مسائل دنيوى و جنسى او مى‏داند (چون نكاح و عمل جنسى از سنت انسان كامل در اسلام مى‏باشد و هر كس از اين سنت روى بر مى‏گرداند، از او نيست). پس انسان كامل در اسلام الگوى جامع و كامل انسان در دنيا و آخرت و از جمله مسئله جنسى است كه بايد مورد تقليد قرار گيرد. 
پس حجاب يك فرهنگ جنسى است كه سبب گرم واقع شدن غريزه جنسى در سطح يك جامعه و هدايت ارضاى آن در قالب خانواده مى‏شود به همين دليل امروزه شرق به علت محور قرار دادن ارضاى جنسى و حجاب، جنسى‏تر از غرب قرار داده شده است و تاريخ شرق و غرب نيز مؤيد مسئله است و شايد به همين دليل است كه عرفان شرقى در هند و عالم اسلام به زبان جنسى بيان مى‏شود; مثل شعر حافظ و ابن عربى كه فص محمديه را فص نكاحيه و جنسى ناميده است; به همين دليل است كه معنويت از جنسيت جدا نيست و حجاب علاوه بر حفظ كرامت انسانى، سبب رشد انگيزه جنسى در جامعه و نيز رشد نشاط جامعه اسلامى مى‏شود، بدون آنكه به سستى و لهو و لعب دچار شود.


 نويسنده: ابراهيم - فياض

منبع: سايت - باشگاه انديشه

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 15:13 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

 

 

از آنجايي که به عنوان يک دانشجو کارهاي زيادي داريد و از نظر زمان در مضيقه هستيد ، لازم است که براي فعاليتهاي خود يک برنامه ي کار داشته باشيد. اين نوع برنامه کمک مي کند تا از پيش کارها را منظم کنيد و به موقع هر کاري را انجام دهيد و از نگراني هاي بي موقع شما کاسته شود .
بر اساس کارهاي مربوط به هر موضوع درسي وقت کار و تفريح خود را مشخص کنيد. براي هر موضوع به خصوص حداقل از يک هفته قبل به مطالعه بپردازيد. در اين مورد پيشنهادهاي زير را مورد عمل قرار دهيد:

  1.  برنامه مطالعه خود را با ديدي واقع بينانه طرح ريزي کنيد .
    مقدار زيادي کار براي يک مدت محدود درنظر نگيريد .
  2. کارهاي فوق العاده را هم منظور بکنيد .
    گاهي کارهاي غير منتظره و عوامل ديگري پيش مي آيند که ممکن است برنامه کار شما را به هم بزند ،
    براي اين کارها وقت لازم را پيش بيني کنيد . اين نشان مي دهد که برنامه ي شما انعطاف دارد . اگر هم بر طبق برنامه پيش رفتيد و وقت کم نياورديد ، به عنوان پاداش دادن به خود ، به يک تفريح (فعاليت مورد علاقه و لذت بخش ) بپردازيد.
  3. وقت خود راتقسيم کنيد .
    براي مطالبي که يادگيري آنها زياد به حافظه متکي است وقت مطالعه را تقسيم کنيد ( مثلا شبي يک ساعت در 5شب بهتر از 5 ساعت در يک شب است ) .
  4. از بهترين ساعت هاي خود استفاده کنيد .
    کارهاي سنگين را براي ساعتهايي که بهتر ميتوانيد کار کنيد اختصاص دهيد . و ساعتهاي غير –توليدي خود را براي کارهاي آسان بگذاريد .
  5. در صورت امکان مطالب مشابه را با هم نخوانيد .
    خواندن مطالب مشا به با يکد يگر اشتباه مي شوند ودر کار شما مزاحمت ايجاد مي کنند.
    تخمين زدن زمان يکي از عوامل موثر در تدارک ديدن يک برنامه ي موثر است . اگر چه تخمين زدن زماني که يک مطلب خواندني وقت مي گيريد در ابتدا مشکل به نظر مي رسد ، بعد از قدري تمرين ، خواهيد ديد که آنقدرها هم کار مشکلي نيست. براي اين منظور به طور واقع بينانه زمان را تخمين بزنيد و سعي کنيد از آن پا
    فراتر ننهيد. اگر مدتي تخمين زدن را تمرين کنيد به زودي قادر خواهيد شد تا اين کار را به دقت و صحت انجام دهيد.
    زمان مطالعه ي خود را برحسب ساعت ،تقسيم بندي کنيد . براي غالب دانشجويان ، اين تقسيم بندي ساعتي يک تقسيم بندي مناسب است . بعد از يک ساعت ، مطالعه ، کارايي کاهش مي يابد . در طول مطالعه ي يک مطلب، از هر نيم ساعت، 5 دقيقه نفس عميق همراه با قدم زدن در اتاق مفيد خواهد بود.بعد از تمام شدن يک مطلب يا فصل معين ، و قبل از رفتن به سراغ درس ديگر، 20 تا 30 دقيقه استراحت(قدم زدن در حياط ،خوردن چاي يا ميوه ، انجام حرکات کششي و تنفس عميق )بسيار مفيد خواهد بود.
    هرگز براي چندين ساعت مداوم بدون رفع خستگي مطالعه نکنيد.
    عمل کردن به برنامه ريزي هم فقط به تلاش و ارده ي شما بستگي دارد.
    براي اين کار مي توانيد از يک جدول برنامه ريزي مدون که زمان تشکيل کلاسها و ساعات آزاد ونام مواد درسي و روزهاي يک هفته را شامل مي شود، استفاده کنيد.
    در هنگام مطالعه سعي کنيد خود آموزي داشته باشيد . در خودتان علاقه ايجاد کنيد ، در مورد مطلب مورد مطالعه اظهار نظر کنيد ، مطالب دشوار و نامشخص را تعيين کنيد ، کيفيت مطلب خواندني را ارزشيابي کنيد.
    از خودتان سوال کنيد. مطلب را با زبان خودتان براي خودتان شرح دهيد.
+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 10:52 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

چه می شد وقتی کالایی وارد کشور می شد، علاوه بر حقوق گمرکی، تهیه بروشور و راهنما به زبان فارسی برایشان الزامی می شد.
چه می شد اگر هر کالا یا شیوه یی که رسم می شود، فرهنگ کاربردی آن نیز همراه آن اعلام شود. حال بخوانید ۱۰ نکته ضروری که بایستی در مکالمه با تلفن همراه به خاطر سپرد.


۱) وقتی در جلسه، بانک، تاکسی، مترو، اتوبوس، رستوران و یا سایر مکان های شلوغ هستید، تلفن خود را روی حالت پیغام گیر بگذارید تا پیغام ها را ضبط کند.
۲) اگر در طول یک جلسه یا موقعیت مشابهی باید با تلفن همراه صحبت کنید، عذرخواهی کنید و جای خلوتی برای حرف زدن پیدا کنید.
۳) آرام صحبت کنید. با داد زدن آتن بهتری نصیبتان نخواهد شد. برخی آدم ها وقت حرف زدن با تلفن بی سیم معمولاً بلندتر از حالت عادی حرف می زنند و اغلب توجه ندارند که این رفتارشان چه قدر می تواند برای دیگران ناخوشایند باشد.
۴) وقتی در حضور دیگران حرف می زنید با عصبانیت حرف نزنید. مکالماتی که احتمالاً احساسی هستند باید در جایی انجام شوند که مزاحم یا مخل آرامش دیگران نباشد.
۵) وقتی درباره مسائل خصوصی یا برخی موضوعات کاری بحث می کنید با احتیاط حرف بزنید. هیچ وقت معلوم نیست چه کسانی صدای شما را می شنوند.


۶) اگر برایتان مقدور نیست که تلفنتان را خاموش کنید، از سیستم هایی (مانند لرزاننده) استفاده کنید که به شما اجازه می دهد بدون آنکه مزاحمتی فراهم کنید در دسترس باشید. در مکان هایی مثل سینما یا اماکن مذهبی، سیستم لرزشی، بدون ایجاد مزاحمت برای دیگران، شما را از برقراری تماس آگاه می کند.
۷) از سرویس ارسال متن استفاده کنید. این سرویس سریع و بی صدا در حال حاضر به طور گسترده در حوزه مشاغل کاربرد پیدا کرده و موجب حفظ جریان مبادله اخبار و اطلاعات می شود، بدون آنکه نیازی به جواب دادن تلفن یا گوش کردن به پیغام گیر باشد.
۸) افرادی را که در حضور شما هستند باید بر تلفن هایی که می خواهید بزنید یا می خواهید جواب بدهید ارجح بشمارید. اگر منتظر تلفنی هستید که امکان به تعویق انداختنش وجود ندارد، به موقع به اطرافیان خود اطلاع بدهید و وقتی تلفن زنگ زد عذرخواهی کنید.
۹) اگر فردی با تلفن همراهش دارد در جمع ایجاد مزاحمت می کند، توجه نکنید و تنهایش بگذارید.
۱۰) مقررات عدم مکالمه با تلفن همراه در حین رانندگی را رعایت کنید. وقتی وسیله نقلیه تان در حال حرکت نیست به تلفن ها بپردازید. در ترافیک سنگین یا در شرایط رانندگی خطرناک تلفن نزنید و به تلفن جواب ندهید. از گوشی های بی نیاز از دخالت دست استفاده کنید تا حواستان بیشتر به حفظ ایمنی باشد. و حفظ ایمنی همیشه مهمترین زنگی باشد که در گوش شما طنین انداز می شود.
+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در شنبه دهم فروردین 1387 و ساعت 0:45 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید
 

دوست عزیز، اگر نظری می گذاری، بگذار تا ما هم با تو گپی بزنیم . . .

پس همیشه نشانی از خود بر جای بگذار .

 

بیشتر قابل توجه فراموش کاران و منتقدان  !

 

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در جمعه هفدهم اسفند 1386 و ساعت 22:29 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

 

بعد از جریانهای مختلف سیاسی و نژاد پرستانه بسیار کثیف غول های استعمار و استکبار از جمله احانت وحشت ناکی که براي نخستين بار در سال 2005 از جانب نشريه دانماركي ئيلاندز پوستن به رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) وارد شد ، همه یک نیرنگ بزرگ از سوی به اصطلاح آقاهای دنیا بود و مورد محکومیت از جانب جهان اسلام قرار گرفت .

 اما کم کم مثل اینکه اینها دارد به یک امر معمول تبدیل می شود ( که نباید شود )،چون بعد از تکرار آن واقعه دردناک که نشريه فكاهي شارلي ابدو به انتشار دوباره آن احانتها در فرانسه مبادرت كرده بود. و دوباره نيز  . . .

باید گفت برای آنها هیچ چیز عوض نشده جز اینکه قصه بی شرمی مسیحیان کافر و صبر و گذشت مسلمانان مظلوم ، پس از توهینها و کاریکاتورهای موهن روزنامه دانمارکی و حمایت بزرگان جهان مادی از دولت خودباخته دانمارک. نیز در همین گیرو بند ها شاهد سخنان بچه گانه یک به اصطلاح روشنفکر بزرگ مسیحی بودیم که در لباس رهبر کاتولیکها بود.

اما بعد از آن همه بیشرمی ها اکنون شروع به جنگ روانی با ایرانی ها نموده اند که از قبل هم بوده اما از هر جانب که نگاه می کنید می بینید این چند سال اخیر احانت ها بیش از پیش رشد کرده اند . که از آخرین این توهین ها میتوان به فیلم 300 اشاره کرد :    
به گزارش خبرنگار فارس «زاك اسنايدر»، كارگردان هاليوودي با همكاري كمپاني يهودي «برادران وارنر»، در فيلم جنگي، تاريخي «300» تلاش كرده تا روايت تاريخي مبارزه خشايارشاه اول، پادشاه ايران با «لئونيداس»، شاه اسپارت را به تصوير بكشد. در اين واقعه تاريخي خشايار شاه با هزاران هزار نيروي تا دندان مسلح به اسپارت حمله مي‌كند و «لئونيداس» با 300 سرباز دلاور در صدد دفاع از مرز و بوم خود بر مي‌آيد.«زاك» در اين فيلم اگرچه ظاهراً يك واقعيت تاريخ را به تصوير مي‌كشد ولي اين كارگردان هاليوودي، ايرانيان را افرادي خونريز، غيرمتمدن و بسيار وحشي معرفي كرده و در مقابل، «يونانيان» را افرادي بسيار غيور، شريف و دلاور معرفي مي‌نمايد.
در اين فيلم كه در آمريكاي شمالي اكران شده طي
یک نصف روز نزديك به 30 ميليون دلار فروش داشته است!

بازيگراني چون «جرارد باتلر»، «لنا هيدي»، «مايكل فسنبدر»، «وينسنت ريگان» و «دومنيك وست» ايفاي نقش كرده‌اند.
فيلم «300» به تهيه‌كنندگي «فرانك ميلر»، «دبوراه اسنايدر» و «كرايج.جي.فلورس» ساخته شده است.

باید گفت هاليوود رسما ًمدتي است در قالب سينما، مقابله با اسلام و جديداً ايرانيان را در دستور كار خود دارده است .

 ------------------------------

حال ۲۲ بهمن ۱۳۸۶ را چطور ديديد ؟

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 و ساعت 14:30 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

 

"كريسمس"، جشني كه هر ساله نويد آغاز سال نوي ميلادي را به جهانيان مي‌دهد، يك جشن مذهبي براي مسيحيان است كه در طول تاريخ خود، دگرگوني‌هاي بسياري را تجربه كرده است. آنگونه كه از تاريخ بر مي‌آيد، كريسمس در قرن چهارم ميلادي كه امپراطوري روم (بيزانس) بطور رسمي آيين مسيحيت را پذيرفت، در دنياي غرب رايج شد و به مرور زمان، نشو و نما گرفت .


مورخان مي‌گويند اين جشن گرچه متعلق به مسيحيان است اما در اصل از ايران باستان و آيين "مهر" (ميترائيسم) گرفته شده و به همين دليل، با دي و شب يلداي ايراني همزادي و اشتراكات فراوان دارد. آنان در اين زمينه به اختلاف نظرهاي موجود بر سر سالروز ولادت حضرت عيسي(ع) استناد مي‌كنند و مي‌گويند كه بحث ميان بزرگان عالم مسيحيت و تاريخ نگاران درباره روز ميلاد آن حضرت چنان زياد است كه نمي‌توان در اين باره، روزي را مشخص كرد.

 


زمان "كريسمس" اكنون نيز ميان شاخه‌هاي مختلف مسيحيت اعم از ارتدوكس ، كاتوليك و پروتستانها، متفاوت است و هريك، مبنايي را براي آن تعيين كرده‌اند گرچه همگي به سالروز تولد "مهر" (ميترا) - خداي پاكي- در ايران باستان نزديكند. آداب و رسوم كريسمس نيز در طول زمان دچار دگرگونيهاي بسيار شده است به‌گونه‌اي كه مي‌گويند هديه‌دادن و شيريني‌هاي متنوع و رنگارنگ آن در قرن نوزدهم ميلادي توسط تاجران يهودي در اروپا رايج شد. عده بسياري نيز معتقدند كه "بابانوئل"، شخصيت افسانه‌اي كه مسيحيان را در ايام كريسمس با هداياي خود، خوشحال مي‌سازد، در واقع از "عمو نوروز" ايراني الهام گرفته و در ابتدا، لباسي سبز بر تن داشته است. علت تغيير رنگ بابانوئل به لباس قرمز مشخص نيست و به همين دليل، امروزه عده‌اي - به طنز يا جدي- معتقدند كه شركت كوكاكولا، چنين رنگي را به آن داده است. بابانوئل پيش از اين به كودكان هديه مي‌داد اما چند دهه است كه به لطف تبليغات دنياي مصرف، دادن هديه به بزرگان را نيز مد كرده است .
با وجود اين، برگزاري كريسمس در كشورهاي مختلف مسيحي بنا به سنت و رسم و رسوم آنان، تفاوتهايي نيز با يكديگر دارد.


كريسمس بار ديگر در حال نزديك شدن است و مردم براي جشن گرفتن تولد حضرت عيسي مسيح(ع) به كليساها مي‌روند. در اين دوران، به خصوص رايج است كه مسيحيان از دستورهاي حضرت عيسي(ع) پيروي مي‌كنند، اما چيزي كه به خوبي درك نشده، اين است كه مسلمانان هم حضرت عيسي(ع) را دوست داشته و به وي احترام مي‌گذارند، چرا كه او نيز يكي از پيام‌آوران خدا براي بشريت بوده است.
 به نقل از سايت مك هال، شخصيت حضرت عيسي(ع) در اسلام، نقشي اساسي دارد و مسلمانان ايمان دارند كه خداوند، انجيل را به عيسي داده است، همان‌گونه كه تورات را بر موسي(ع)، زبور را بر داود(ع) و قرآن را بر محمد(ص) نازل كرده است. جالب است بدانيم، مسلمانان تا زماني كه به حضرت عيسي(ع) ايمان نياورند، مسلمان به شمار نمي‌روند و اسلام، تنها ديني است كه بر مسيحيت گواهي داده است. همچنين اسلام، احترام خاصي نيز براي حضرت مريم(س) قايل است و در قرآن نيز سوره مريم به زندگي وي اختصاص دارد. زندگي عيسي مسيح(ع) براي مسيحيان و غيرمسيحيان واقعه مهمي است.


هم مسلمانان و هم مسيحيان مي‌توانند درس‌هاي بسياري از كريسمس بگيرند، اما گاه به نظر مي‌رسد، اين جشن سالانه، پيروزي سمبل‌هاي شرك بر دين عيسي(ع) است و در اين‌‌باره اختلافي وجود ندارد، چراكه سمبل‌هاي گرفته‌شده از دين‌هاي غيرخداپرستانه، تولد و درس‌هاي حضرت عيسي مسيح(ع) را تحت‌الشعاع قرار داده است اين اختلاط باعث اختلال در اصول اساسي مسيحيت مانند روحانيت، سادگي، فروتني، مهرباني و بخشندگي است.


كريسمس برهه‌اي افتخارآميز از سال است، اما هر ساله چهره حضرت عيسي(ع) و آموزه‌هاي وي بيشتر و بيشتر از اين مراسم رخت برمي‌بندد. ولي به هر حال، نكته مثبتي هم دارد كه اگر نبود، روابط خانوادگي از آنچه امروزه ديده مي شود بدتر بود و درواقع، تنها فرصتي است كه خانواده‌ها تلاش مي‌كنند، پيوندهاي شكسته‌شده‌شان را ترميم كنند.

در جنگ جدايي دين از مدارس و دولت، كريسمس پيروزي بزرگي در بازگرداندن روحانيت به زندگي فرد است. واقعا خجالت‌آور است كه به جاي كريسمس مبارك، از الفاظي مانند :تعطيلات مبارك و تبريكات فصلي استفاده شود كه بيشتر ناشي از تمايلات تجاري است. انكار مسيحيت در جشن‌هاي كريسمس به هيچ‌كس كمك نمي‌كند. درواقع ما مسلمانان از وجود محتواهاي بيشتر مسيحيت استقبال مي‌كنيم و احترام خود را به روش خودمان و با برپايي جشن به حضرت مريم(س) و فرزندش نشان مي‌دهيم.


در حالي كه عده‌اي مي‌كوشند تا مسلمانان و مسيحيان را از هم جدا كنند، ما با نيرويي جدايي‌ناپذير با يكديگر متحد مي‌شويم؛ نيرويي كه پيام ،عشق، صلح و آموزه‌هاي فراموش‌ناشدني حضرت عيسي(ع) بوده و از سوي پيروان هر دو دين پذيرفته شده است.
اين جمله فراموش‌ناشدني است: عيسي پسر مريم گفت: دنيا يك پل است، از آن بگذريد، اما خانه‌اي بر آن نسازيد. كسي كه به روز آخرت معتقد است، اميد به ابديت دارد، اما اين دنيا، تنها يك ساعت است. آن را در ستايش و دعاي خداوند براي آسايش در روزي ناديده بگذرانيد؛ اين جمله‌اي است كه بر سردر بزرگ‌ترين معماري مسلمانان، مسجد ساخته شده توسط امپراتور اكبر در استان اگرا در شمال هند نوشته شده است.
 چرا تولد حضرت عيسي(ع) در همه جهان جشن گرفته مي‌شود، به ويژه در آمريكا، اما پيام صلح و عشق وي تقريبا ناديده انگاشته مي‌شود ؟

 

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در چهارشنبه پنجم دی 1386 و ساعت 20:24 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

 

 

 

امروز صبح که از خواب بیدار شدی ، نگاهت می کردم ؛ مثل همیشه امیدوار بودم که با من حرف بزنی ، تا بیشتر کمکت کنم . حتی برای چند کلمه . یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد ، از من تشکر کنی . اما خیلی مشغول بودی ، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی . وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی ، چند دقیقه ای وقت دارشتی که بایستی و به من بگویی :سلام ؛ اما تو خیلی مشغول بودی . یک بار مجبور شدی منتظر بشوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی . دیدمت که از جا پریدی . کاش با من صحبت می کردی ؛ اما به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی . تمام روز با صبوری منتظر بودم . با ان همه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی که به من فکر کنی ، چه رسد با من حرف بزنی .  قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کردی ، شاید چون خجالت می کشیدی که با من حرف بزنی ، سرت را به سوی من خم نکردی ! تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داشتی . بعد از انجام دادن چند کار ، تلویزیون را روشن کردی . می دانم تلویزیون را دوست داری ؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی از زمانت را که به تو با مهربانی بخشیده ام ، جلوی آن می گذرانی ؛ در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری . . .

باز هم انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی ، شام خوردی و باز هم به من رو نکردی . . . موقع خواب . . . ، خیلی خسته بودی.  بعد از آن که به اعضای خوانواده ات شب به خیر گفتی ، به رختخواب رفتی و فوراً به خواب شیرینی فرو رفتی . . . و من مراقبت بودم  که کسی یا چیزی به تو آسیب نزند . . . 

من دانا ام ، صبورم ، بخشنده ام ، رحیمم ، مهربانم  و . . . عاشق تو ...  بیش از آنچه که تو فکرش را می کنی چون من خالق توام ، مخلوق من  . . .

 

 

 

توضیح :

باید بگم این نوشته کار من نیست . من فقط تصیحش کردم شاید هم کمی تصرف .

در ضمن :

کار تصیح شدن که به من لازم شد ، به انتقاد آقای مرتضی پور یعقوب یکی از خوانندگان وبلاگ بوده .

 

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 0:8 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید
اطلاعیه برای وب مستر ها !

دعوت نامه پرشین گیگ هر کسی خواست نظر بده تا براش ارسال کنم ...

در ضمن یه ایمیل معتبر هم باید بزارین... چون به ایمیل شما فرستاده میشه ... 

اگه میخواین با این سایت بسیار عالی بیشتر آشنا بشین به آدرس لینک زیر برید...

www.persiangig.com

 

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در دوشنبه دوازدهم آذر 1386 و ساعت 8:18 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

قدس، قبله نخستين و حرم دوم مسلمانان جهان، سرزمين اصلى و وطن ميليون ها آواره مسلمان فلسطينى است كه استكبار جهانى توسط صهيونيسم جنايتكار، از سال 1948 آن سرزمين را از دست ساكنانش خارج ساخت و تحت سلطه نيروهاى اشغالگر قدس قرارداد.

 

اين توطئه از همان اولين سال هاى اجر، با مقاومت مردم مسلمان فلسطين و اعتراض مسلمانان و انسان هاى آزاده و بيدار دل جهان مواجه شد و به شكل مبارزات پيگير و سياسى-نظامى، چهره خود را نشان داد. ملت بزرگوار و مسلمان ايران نيز پس از پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى مسأله آزاد سازى فلسطين از چنگال غاصبان قدس را سرلوحه آرمان هايش قرارداده و همه ساله روز قدس را به روز فرياد كشيده بر سر ستمكاران تاريخ تبديل كرده است.

پس از پيروزى انقلاب اسلامى، امام امت در اولين فرصت روزى را براى نجات قدس از چنگال صيهونيست هاى جنايتكار، به عنوان روز قدس تعيين نمودند و پيامى كه به همين مناسبت صادر نمودند، فرمودند:

 

 بسم الله الرحمن الرحيم

من طى ساليان دراز، خطر اسرائيل غاصب را گوشزد مسلمين نمودم كه اكنون، اين روزها به حملات وحشيانه خود به برادران و خواهران فلسطينى شدت بخشيده است و به ويژه در جنوب لبنان به قصد نابودى مبارزان فلسطينى پياپى خانه و كاشانه ايشان را بمباران مى كند.
من از عموم مسلمانان جهان و دولت هاى اسلامى مى خواهم كه براى كوتاه كردن دست اين غاصب و پشتيبانان آن، به هم بپيوندند; و جميع مسلمانان جهان را دعوت مى كنم آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را كه از ايام قدر است و مى تواند تعيين كننده سرنوشت مردم فلسطين نيز باشد، به عنوان " روز قدس " انتخاب و طى مراسمى همبستگى بين المللى مسلمانان را در حمايت از حقوق قانونى مردم مسلمان فلسطين اعلام نمایند
. از خداوند متعال پيروزى مسلمانان را بر اهل كفر خواستارم.

 والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

روح الله الموسوي الخميني

 

و به دين سان پيام امام راحلمان، نور اميد به دل مظلومان فلسطينى تاباند و ميليون ها انسان آواره  و مبارز را براى مقابله عملى با توطئه هاى رژيم اشغالگر قدس و آمريكاى جهانخوار مصمم تر و استوارتر كرد. پيام امام خمينى ـ رضوان الله تعالى عليه ـ نقطه عطفى در تاريخ مبارزات ملت فلسطين شد و مسلمانان جهان را براى مقابله با جنايت پيشگان تاريخ، به يكپارچگى و وحدت كلمه دعوت كرد. امام خمينى (ره) با اعلام آخرين جمعه ماه مبارك رمضان به عنوان وز قدس) بر مبارزه پايان ناپذيرمستضعفين با جهانخواران ظالم تأكيد كردند و فرمودند: روز قدس روز جهانى است، روزى نيست كه فقط اختصاص به قدس داشته باشد روز مقابله مستضعفين با مستكبرين است. و امـروز روز اسـلام، روز قـدس و فلسفه انتظار است. منتظران واقعی كسانی  هستند كه‎‎ هميشه و در همه حال آرزو می كنند حضرت امام زمان (ع) ظهور فرمايند و ظلم را ريشه كن كنند. منتظران از بی‎‎ عدالتی، ظلـم، تبـعيـض، تبری می جويند و انكار بت های زمـانـه در هر شكل و هر قيافه‎‎، جوهره دين‎‎ آن هاست و منتظران هميشه‎‎‎ به هر وسيله ای تلاش می كنند ظلم را در هر كجای جهان كه باشـد نـابـود كنند تا زمينه ظهور صاحب عصر (عـج) فـراهـم شود. اما آيا می‎‎ دانيم كه‎‎ امـروزه هيـچ نـدائی فراتر از ندای مردم‎‎ مظلوم فلسطين به گـوش نمی رسد و آيا فـريـاد ايـن‎‎ مـردم، ايـن كودكان‎‎‎‎، زنان، پيرمـردان، پيـرزنـان و ... فراتر و رسـاتـر از آن نـيسـت كـه ای مسلمانان آيا امروزه‎‎‎ كسانی ستند كـه بـه ياری ما بشتـابنـد؟  آيـا اشغـال سـرزميـن اجدادی فلسطينيان‎‎ كه‎‎ تاريخ آن به بيـش از هزاران‎‎ سال و به كنعانيان برمی گردد ظلـم نيست‎‎ بی‎‎‎ عدالتی نيست و تبعيض نمی باشـد؟ پـس مـنتـظران واقعـی كجـا هسـتنــد؟ ای مسلمانان‎‎ اگر درافتخار منتـظر بـودن بـه خود می‎‎ باليد آيا می دانيد كه‎‎ مقابلـه بـا مجسمه ظلم‎‎ و بت بی‎‎‎ عدالتی يعنی رژيم غاصب، تروريست و ظالم‎‎ صهيونيسم بالاترين جلوه انتظار است؟

 آيا اگـر امـام زمـان (ع) در مبارك روزی ظهور فرمـاينـد بـر ايـن ظلـم صبر خواهند كرد؟ آيا امام منتـظران و منتظر امروزه‎‎ به حال مظلومان‎‎ فلسطين نمـی گريند؟ آری‎‎ ای برادران‎‎‎ و خواهران مسلمان در هر جای جهان كه‎‎ به سر می بريد بدانيـد امروز هيچ فريضه ای بالاتر از انتظار نيست و در عرصه‎‎ انتظار نيز هيچ مسئلـه ای واجـب تر از اجابت ندای هل من ناصر ينصـرنـی در صحرای  فلسطين نمی باشد.چه خوب‎‎ فرمود بنيانگذار كبيرانقلاب اسلامی حضرت امام‎‎ خمينی (ره)  كه روز قدس روز اسلام است و اسرائيل اين غده سرطانی بايـد از بين برود. اين غده‎‎ سرطانـی، معـضلـی  اسـت كـه فقـط فلسطين را تهديد نمـی كنـد بـلكـه تـفكـر صهيونيستی، انديشه‎‎ پليدی است كه تلاش مـی كند تا دنيا را به‎‎ جای خداپرستی، به بـت پرستی سوق دهد. اين رژيم‎‎ پليد می خواهد تمام دنيـا را تحـت سلطه خود قرار دهد و يهوديان صهيونيسم را در مقابل‎‎ خداوند، به بتی تبديل كنـد تـا همه اين رژيم را عبادت كنند. اما چرا ما مسلمانان‎‎ بايد از فلسطيـنيـان حمايت كنيم ؟

      1-  اگر ما مـنتـظر واقـعـی هستيم‎‎‎ كه‎‎ می باشيم بدون شـك بـدانيـم كـه امروزه ‎‎بزرگترين‎‎ ظلمی كه دل امام زمان (ع) را می ‎‎آزارد ظلمی است كه در حق فلسطينيـان می رود پس برای فراهم كردن زمـينـه ظهـور صاحب عصر بايد خود نيز آماده‎‎ پيوستـن بـه كاروان تحكيم‎‎ صلح عدالت جهانی باشيم. برای اين كه بتوانيم افتخار در ركاب مصلح بزرگ جهان را داشته باشيم بايد امروزنيـز خود را سربازی از سربازان حضرت ولـی عصـر (عج)  بدانيم و رسالت اين‎‎ سربـازان مبـارزه بـا ظلمی ‎‎ است كه در حـق بـرادران دينـی او در سرزمينهای فلسطين مقدس و در كنـار قبـلـه اول انجام می شود و بـه مـسجـدی اهـانـت می شود كه پيامبر مـا حضـرت محـمـد (ص) از آنجا به‎‎ معراج رفتنـد.

       2-  انـديشـه پـليـد صهيونيستی در محدوده‎‎ فلسطين مظلوم خـلاصـه نمی شود بلكه اين‎‎ توطئه تمام‎‎ جهان اسلام را شامل می ‎‎ شود. آنچه‎‎ كه امروز در فلسطين می گذرد اگر سستی كنيم بـدون شـك در آيـنـده تمام كشورهای اسلامی از جمله ايران عزيز را نيز به فلسطينی ديگر تبديل خواهـد كـرد و در آن‎‎ زمـان ديگـر ديـر خـواهـد بـود كـه بتوانيم اين‎‎‎ غده سرطانی را از درون جهـان اسلام‎‎‎ حذف كنيم و امـروز كـه ملـت مـظلـوم فـلسـطيـن‎‎ بـه‎‎‎ طور همـه جـانبـه بـا ايـن توطئه‎‎‎ مبارزه می‎‎‎ كند بدون شك به راحتی مـی توانيم‎‎ ايـن‎‎ رژيـم نـامشـروع  را از بيـن ببريم‎‎ و اگر امروز بجنبيم خـدا نيـز يـار ماست و ما را ياری خواهد كرد. امـا اگـر سستی‎‎ كنيم حجتی برای‎‎ ياری خواستن از خـدا نخواهيم داشت. مردم فلسطين امروز فقط از خود دفـاع نمـی كنند بلكه‎‎ اين‎‎ مظلومان به نمـاينـدگـی از همه جهان اسلام دفاع می كنند قدس و مـسجـد الاقصی و مقدسات فلسطين‎‎‎ ازآن همه مسلمانان است و مبارزه با رژيم نامشروع، غـاصـب و اشغالگر صهيونيستی‎‎ رسالتی است كه‎‎ بر همه مسلمانان‎‎ و در يك كـلام‎‎ مـنتـظران امـام عصر (عج) واجب است.

      3-  تفكر صهيونيستی، تـوطئهای اسـت چنـد لايه‎‎ و چند بعدی و بعد اقتصادی آن به مراتب خطرناكتر و پيچيده تر است. حضور اقتصادی ‎‎ رژيم صهيونيستی در كشورهـای  اسلامی‎‎ در قالـب جهـانـی سـازی اقتـصـاد و سرمايه‎‎ گذاری‎‎‎ خارجی و نظريه پردازی  بـرای  اقتصاد ليبرال و آزاد و يك طرفه‎‎ به سـمـت جهان‎‎ غرب يكی از اين راهكـارهـا اسـت كـه متاسفانه تا حـدودی در متـن‎‎ جهـان اسـلام و بسياری‎‎ از كشورهای اسلامی رسوخ پيداكـرده است. صهيونـيسـتهـا امـروزه تمـام تـئوری هـای  اقتصاد جهانی‎‎ را فقط به‎‎ سود خود تهيه مـی كنند به‎‎‎‎ طوری كه منافع آن به طور يك طرفه به منافع آنها پيوند می خورد اين امر اگر ادامه يابد استقلال اقتصادی ‎‎ كشورهای اسلامـی را تهديد می كند، امری كه اگر تحقق يـابـد رهائی از آن بسيارمشكل خواهد بود. اميد است‎‎‎ با شناخت كامل از ماهيت رژيم و تفكر صهيونيستی و استراتژيهای حاميان‎‎ ايـن رژيم‎‎، با تمام مسلمانان‎‎ جهـان دسـت‎‎ وحـدت دهيم و با يكپارچگی‎‎ اين غده سرطانـی را از سرزمينهای جهان اسلام‎‎‎ بركنيم و بـت ظلـم و بی‎‎ عدالتی را برای هميشه بـركـنيـم تـا از منتظران‎‎ واقعی ان شاالله محسوب شـويـم و زمينه را برای ظهور منجی عـالـم بشـريـت حضرت امام‎‎‎ زمان (عج) آماده كنيم و بدانيم ‎‎‎ كـه روز قـدس روز اسـلام و حمايت از مردم فلسطين، شفافتريـن جـلـوه انتظار است.

      نصر من الله و فتح قريب

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در شنبه چهاردهم مهر 1386 و ساعت 10:59 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

امیر المومنین علی (ع) امام اول شیعیان جهان می فرمایند:

 

هر کس زیاد به یاد مرگ باشد

از فریب دنیا نجات یابد.

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در یکشنبه هجدهم شهریور 1386 و ساعت 12:13 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

 

 

هیچ می دانی ؟

زندگی ساعت تفریح نیست،

که فقط با بازی،

یا باخوردن آجیل و خوراک،

بگذرانیم آن را،

هیچ میدانی آیا،

ساعت بعد چه درسی داریم ؟

 

زنگ اول دینی،

زنگ آخر حساب

 

 

 

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در چهارشنبه سوم مرداد 1386 و ساعت 0:6 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید
 
انسان در طول تاريخ همواره سعي كرده تا اسرار و اطلاعات شخصي مهم خود را از ديد ديگران پنهان كند.
با آثار و مدارك باقيمانده، اكنون ما مي‌دانيم براي نخستين بار در زمان فراعنه مصر، نامه‌نگاري با كد شروع شد.
اين نوع نگارش، "صيفر" نام دارد.
لغت صيفر در انگليسي "‪ "Cipher‬نوشته مي‌شود، ريشه آن عربي است و دو معني دارد، عدد صفر و استفاده از رمز و كد در نگارش ها.
اولين صيفر در ‪ ۱۹۰۰‬سال پيش از ميلاد مسيح(ع) توسط مصريان در كتيبه‌هاي غير استاندارد و با خط "هيروگليف" به رشته تحرير درآمد.
"ژوليوس سزار" در حدود ‪ ۶۰‬سال پيش از ميلاد مسيح(ع) با تغيير و جابجايي حروف، صيفر را در مكاتبات دولتي رواج داد.
علاوه بر كاتبان حكومتي و لشكريان و نظاميان، عشاق هم براي پنهان كردن روابط خود نامه‌هاي صيفر مي‌نوشتند.
ادبيات ايران مملو از صيفر است و هميشه تفسير نظر نويسنده به خواننده واگذار شده است.
در چين مانند دهها كشور ديگر، بكارگيري و نگارش كلماتي مانند دمكراسي، آزادي، حقوق بشر، استقلال تايوان، "دالايي لاما"، "ميدان تيان ان من" و نام برخي از رهبران گذشته و كنوني چين مانند "مائو" در صورتي كه با صفات زشت و سخنان ركيك همراه باشد، در وب سايت، ايميل و وبلاگ ممنوع و غير قانوني است و چنين متوني از طرف دولت به تيغ سانسور سپرده مي‌شود.
استفاده از كلمات گرافيكي در تعريف اعضاي بدن و جملات جنسي در چين عواقب خطرناكي دارد.
با آنكه شركت "مايكروسافت" اخيرا نرم‌افزاري را براي دولت چين طراحي كرده كه به سرعت، تمام كلمات ممنوعه را در هر نوع فعاليت اينترنتي سانسور كرده و آنرا از شبكه جهاني حذف مي‌كند، اما مردم و نويسندگان با روشي مانند عشاق رم و فراعنه مصر باستان، صيفر و كدنگاري را در فعاليت‌هاي روزانه اينترنتي خود بكار مي‌برند.
نرم‌افزار سانسوركننده چين "‪ "MSN Spaces‬نام دارد و طراحي آن موجب انتقاد شديد مجامع بين‌المللي از مايكروسافت شده است.
با توجه به جمعيت ‪ ۱۰۰‬ميليوني استفاده‌كننده و مشترك اينترنت و وجود يك ميليون وبلاگ در چين، چندان جاي تعجب نيست كه مايكروسافت در مقابل نظر مخالفان نرم‌افزار سانسور از موضع خود دفاع كرده و آنرا توجيه كند.
از زمان برقراري سانسور به شيوه مايكروسافت، مردم و نويسندگان به كدنگاري روي آورده‌اند.
حرف "ايكس" در هر جمله يك معني خاص دارد و خوانندگان با جايگزيني آن با كلمه مناسب، منظور نويسنده را درك مي‌كند.
اكنون جملاتي اين چنين، در مكاتبات و نوشته‌هاي چيني به وفور يافت مي شود.
انسان ايكس آفريده شده، همه ما در آرزوي جامعه ايكس هستيم و...
نرم‌افزار ‪ MSN Spaces‬قادر نيست تمام ايكس‌ها را تشخيص دهد و اگر هم تشخيص دهد، هر چه را كه ايكس دارد، بايد حذف كند.
شكستن كد و به دست آوردن رمز آن، كار چندان دشواري نيست.
در هنگامه جنگ جهاني دوم، قواي آلمان با خيال راحت به مكاتبه با پايگاه‌هاي خود مشغول بودند، زيرا سيستم كدنويسي موفقي با نام "اولترا" طراحي شده و به مرحله بهره‌برداري رسانده بودند. انگلستان در همان زمان با به كارگيري طرح ماشين "اينگما" در لهستان و پارك "بلچلي" لندن، مشغول كشف رمز كدهاي آلمان بود و تمام مكاتبات و مكالمات و اطلاعات سري آنها را زير نظر داشت.
در سمت ديگر دنيا در "پرل هاربر" آمريكا توانسته بود كدهاي نظامي ژاپن را كه "ان جي ‪ "۲۵‬نام داشت، دو ماه قبل از شروع حمله بدست آورد.
حاصل شكستن رمز و بدست آوردن كدهاي ژاپني، شكست آنان در "ميدوي" و به قعر دريا فرستادن سه ناو هواپيمابر و كشته شدن سه هزار سرباز ژاپني در عرض چهار دقيقه توسط نيروي دريايي آمريكا بود.
اكنون بيش از ‪ ۳۰‬كشور جهان با صرف اعتباري چندين ميليارد دلاري، مشغول باز كردن كدها و سانسور نوشته‌هاي افراد عادي و سازمان‌هاي غير دولتي هستند.
علاوه بر سرمايه‌گذاري و تلاش‌هاي دولتي، آيا با وجود دهها هزار "هكر"، احتمال خواندن و اسكن و فيلتر تمام ايميل‌هاي جهان وجود ندارد.
سيستم "اشلون" در دهه ‪ ۱۹۷۰‬توسط آژانس امنيت ملي آمريكا و به منظور مقابله با پيشرفت‌هاي فناوري، شنود مكالمات و دريافت مكاتبات كشورهاي بلوك شرق و بخصوص شوروي طراحي شد.
سيستم شنود اشلون حداقل هفت ماهواره در اختيار داشت و وظيفه آن گردآوري، دريافت، طبقه‌بندي و تجزيه و تحليل موضوعي هر نوع ارتباط از نوع تلفن، فكس و اينترنت و ارسال آنها به واشنگتن بود.
پس از فروپاشي و تقسيم كشورهاي بلوك شرق و اعضاي پيمان ورشو، ماهواره هاي جاسوسي طرح اشلون بدون استفاده باقي ماندند و به همين دليل در اواخر دهه ‪ ،۱۹۸۰‬آمريكا تصميم گرفت آنها را در مصارف غير نظامي بكار گيرد.
در سال ‪ ۲۰۰۰‬آمريكا از ماجراي سري جاسوسي ماهواره‌اي گفت‌وگوهاي تلفني، فكس و ايميل و اينترنت، ديگر كشورهاي انگليسي زبان (كانادا، انگلستان، نيوزيلند و استراليا) پرده برداشت.
در اوايل دهه ‪ ۱۹۷۰‬آمريكا استفاده از سيستم جاسوسي علايم مخابراتي "‪ (SIGINT) "Signals Intelligence‬متشكل از چندين ماهواره را شروع كرد.
هدف از طراحي سيستم، شناسايي و دريافت پيامها و علايم ارسالي از فرستنده‌هاي راديويي، راداري و اصولا هر نوع سيستم الكترونيكي، تلفني، ايميل و اينترنت و حتي گيرنده و فرستنده‌هاي با امواج كوتاه و بلند بود.
سيستم ‪ SIGINT‬نمي‌توانست و نمي‌تواند مكالمات حضوري و علايم و امواج فيبرهاي نوري و كابلهايي را كه در زير زمين و دريا قرار گرفته‌اند، دريافت كند، اما هرگونه پيامي حتي اگر به صورت كد و صيفر از نقطه‌اي به نقطه ديگري از كره زمين ارسال شود، با به كارگيري سيستم محاسبه مقايسه‌اي بانكهاي اطلاعاتي و رايانه‌هاي هوشمند، كشف رمز شده و خوانده خواهند شد.
ظاهرا اعمال ماهواره‌هاي جاسوسي به بوته فراموشي سپرده شده و كمتر سخن و خبري از آن به ميان مي‌آيد، اما اگر به هر دليلي در هر مكالمه تلفني و ايميل و اينترنت كلماتي مانند تروريسم، جاسوسي، بمب‌گذاري ، "اسامه بن لادن"، "القاعده" و ترور به ميان آيد، ماهواره‌هاي جاسوسي ‪ SIGINT‬فعال شده و به ضبط و ارسال آن به مراكز امنيتي اقدام خواهند كرد.
بخشي از كلمات كدگذاري شده قديمي فيلمها و رمانهاي جاسوسي مانند همسايه به معني دشمن، مذاكره يعني به قتل رساندن، مهماني يعني قرار ملاقات پنهاني اسكن شده و از سيستم امنيتي ماهواره عبور نمي‌كنند.
پنهان كردن و پنهان كاري در همه ما وجود دارد.
چرا پاكت پستي اختراع شده است و چرا تمام پاكتهاي نامه چسب دارند و چرا همه ما پس از قرار دادن نامه در داخل پاكت آن را با چسب مي‌بنديم.
دليل قانع‌كننده‌اي كه از هر كس خواهيد شنيد اين است: "چون نمي‌خواهم شخص ديگري آنرا بخواند"، اما متاسفانه قرار دادن نامه در داخل پاكت چسب شده هم چندان آسايش خاطري به نويسنده نمي‌دهد و همه خوشبينانه اميدوارند كسي نامه آنان را باز نكند و نخواند.
فرض كنيد سيستم امنيتي ايميل مانند پاكت پستي باشد.
هر كسي كه بخواهد پاكت چسب شده حاوي نامه شما را بخواند، به راحتي مي تواند پاكت را با بخاري كه از كتري بر مي‌آيد باز كرده و مجددا آنرا ببندد.
با تكثير و شيوع ارتباطات الكترونيكي از نوع ايميل، مشكل جديدي در زندگي روزمره مردم پديدار شده است.
ايميلي كه به زبان روان و بدون اينكرپشن، صيفر و كد نويسي تهيه و نوشته شده و از اتاقي به اتاق ديگري در همان ساختمان فرستاده شود، حداقل از ميان بيش از ‪ ۱۰‬رايانه ديگر در سراسر جهان گذر مي‌كند و در پشت هر يك از آن رايانه‌ها حداقل يك شخص با نام "پست مستر" مي‌تواند، چه نويسنده بخواهد و چه نخواهد، آنرا باز كرده بخواند و اگر تمايل داشت، نسخه‌اي از آنرا بايگاني كرده و سپس اصل نامه را مجددا به مقصد بفرستد.
اگر در ميان كساني كه به هر دليل توانسته‌اند به ايميل ديگران دست يابند كسي به مسايل مالي علاقه داشته باشد، نامه‌هايي را كه در آن شماره كارت‌هاي اعتباري، شماره شناسايي ملي، نام بانك و شماره حساب وجود دارد، اسكن كرده و باز خواهد كرد.

 

از: ايرنا

به نقل از فراز مطلق زاده (وبلاگ نویس)

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در جمعه نوزدهم آبان 1385 و ساعت 18:52 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید
نکات:

۱-چرا وقتی به سراغ سايتهای علمی بريم در قسمت انتخاب کشور اصلا ايران برای انتخاب وجود نداره ولی اگر به (روم به دیفار) سايتهای سکس برويم به خاطر ايرانی بودن به شما جايزه تعلق می گيرد؟


۲-چرا کسی که ۲۰ سال از عمر و وقت با ارزششو برای درس خوندن گذاشته، آخر سر از گلدکوئست در می آره؟


۳-چرا ما بايد هميشه احساس، نه بلکه عقيده داشته باشيم که ايران تعطيله و قطار علم و تکنولوژی بايد بوسيله کشورهائی مثل امريکا و ژاپن و آلمان با سرعت از کنار ما عبور کنه و ما فقط برای اون دست تکون بديم؟
 

نتیجه:

پس دوست عزيز، بيا بجای وقت بیش از حد( تاکید می کنم بیش از حد) تلف کردن برای چت و نامه نگاری تلاش و وقت خودمون رو صرف موفقيت ايران عزيزمون کنيم.

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در جمعه سوم شهریور 1385 و ساعت 11:59 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید
طهورا کام