تبليغاتX

سلام ***** به طهورا کام خوش آمدید ***** من مظاهر زاهدی هستم 24 ساله از شهر باران های زیبا "رشت" ***** این وبلاگ در اوایل سال 84 ایجاد شده و هر لحظه با نظرات گرم و صمیمی شما پا بر جا بوده است ***** دوست خوبم, تنها با وارد کردن ایمیل معتبر نام و نام خانوادگی خود در جشنوراره ماهانه طهورا کام شرکت کن . طهورا کام با هدف ترویج فرهنگ اسلامی و به رسم یادبود ، هر ماه برای یک نفر هدیه ای ارسال می کند ***** امیدوارم از لحظه هایی که در طهورا کام سپری می کنید لذت ببرید ***** طهورا کام

و لقد ترکناها آیة فهل من مدّکر(سوره قمر، آیه 15)
"و ما آن کشتی را محفوظ داشتیم تا آیت عبرت شود، پس کیست که پند گیرد؟" 

در سال ۱۹۵۹، یک خلبان ترک، براساس مأموریت محول شده، چندین عکس هوایی برای مؤسسه ژئودتیک ترکیه برداشت. هنگامی که مأموریت به پایان رسید، در میان عکس های او تصویری جلب نظر می کرد که بیشتر شبیه یک قایق بود تا چیزی دیگر، قایقی بزرگ که بر سینه تپه ای، در فاصله بیست کیلومتری کوههای آرارات آرمیده بود. 

تصویر هوایی از فسیل کشتی که محل آسیب دیدگی ناشی از برخورد به یک صخره در آن مشخص است. بلافاصله پس از مشاهده این تصویر، تعدادی از متخصصان، علاقه مند به پیگیری شدند. دکتر براندنبرگ از دانشگاه ایالتی اوهایو یکی از این علاقه مندان بود. او کسی بود که قبلاً در زمینه کشف تأسیسات روی زمین از طریق هوا، مطالعات دانشگاهی داشت و پایگاههای موشکی کوبا را در دوران کندی کشف کرده بود. 


 stereobirdseye.jpg
عكس هوایی از شئ كشتی شكل


دکتر واندنبرگ با دقت عکس ها را مورد مطالعه قرار داد و اظهار کرد: «من هیچ شکی ندارم که شیء موجود در عکس های هوایی یک کشتی است. من تا به حال در طول مدت فعالیتم، هرگز چنین شیء عجیبی در یک عکس هوایی ندیده بودم.» پس از آن یک گروه کاوشگر آمریکایی نیز به منطقه مورد نظر اعزام شد، ولی حتی با انجام تحقیقات کوتاه مدت، نتوانست اطلاعات قابل توجهی بدست آورد. 

۱۷ سال از آخرین تحقیقات در منطقه گذشت و هیچ اکتشافی تا سال ۱۹۷۶ انجام نگرفت. در سال ۱۹۷۶ یک باستان شناس آمریکایی به نام «ران ویت» تحقیقات جدید خود را در منطقه آغاز کرد. او بسیار زود دریافت که این شیء قایق مانند، بسیار بزرگتر ازحدی است که قبلاً تصور می کرد. او بزودی با انجام محاسبات دقیق دریافت که طول این شیء عظیم الجثه بلندتر از طول یک زمین بازی فوتبال و اندازه آن به بزرگی یک ناو جنگی است که کاملاً در زمین دفن شده است. اما کشتی کشف شده در زیر گل و لای قطوری دفن شده بود و بسختی به جز از ارتفاع قابل رؤیت بود. 

به دلیل همین عدم مشاهده دقیق از سطح زمین، امکان هر تحقیقی غیر ممکن بود. از سوی دیگر جسم کشف شده آنقدر بزرگ و سنگین بود که هر گونه اقدامی را در وهله اول عقیم می ساخت. «ران وایت» و گروه همراهش که مشتاقانه کار را پیگیری می کردند، به جایی رسیدند که تنها وقوع یک حادثه عجیب و نادر می توانست راهگشای کار آنها باشد: 

«زمین لرزه!» آنها متوجه شدند که حرکت دادن و در آوردن جسم مذکور از درون زمین، به دلیل ابعاد وسیع و بزرگ آن غیر ممکن است و تنها با یک لرزش زمین، این شیء می تواند از دل خاک سر در آورد و مورد کاوش قرار گیرد. 

از تحقیقات ران ویت مدت زیادی نگذشته بود که در ۲۵ نوامبر سال ۱۹۷۸، وقوع زمین لرزه ای در محل، باعث شد تا کشتی مزبور به طور شگفت آوری از دل کوه بیرون بزند و سطح زمین اطرافش را به بیرون براند. بدین ترتیب دیواره های این شیء، شش متر از محوطه اطرافش بالاتر قرار گرفت و برجسته تر شد. 

 بدنبال این زمین لرزه، ران وایت ادعا کرد که شیء مذکور می تواند باقیمانده کشتی نوح باشد. سپس بدبینی ها به خوش بینی مبدل و این سؤال ها مطرح شد: «اگر این جسم عظیم قایقی شکل به طول یک زمین فوتبال، در ارتفاع ۱۸۹۰ متری کوههای آرارات، کشتی نوح نیست، پس چه چیز می تواند باشد؟ و اگر جسم کشتی نوح است، آیا طوفان نوح واقعاً بوقوع پیوسته است؟… آیا ما شاهد بقایای کشتی افسانه ای حضرت نوح که در کتب مقدس ادیان جهان از آن صحبت شده است، هستیم؟»

ronark.jpg
 

تصویر ران ویت در پارك ملی كشتی نوح 


طوفان و سیل در زمان حضرت نوح در سطح وسیعی بوسعت کره زمین واقع شده است. به اعتقاد مسیحیان و بنا به نص انجیل، این حادثه عظیم و دهشت آور، برای تنبیه مردمان آن روزگار که دست به سرکشی زده بودند و به منظور نجات نوح پیامبر و پیروانش واقع شده بود. بررسیهای زمین شناسی در نقاط مختلف دنیا، نابود شدن و مرگهای دسته جمعی موجودات زنده را بر اثر حادثه ای غیر منتظره نشان می دهد. برخی از این حوادث با زمان طوفان نوح همخوانی دارد. 

وجود لایه های مخلوط فسیل شده حیواناتی چون فیل، پنگوئن، ماهی، درختان نخل و هزاران هزار گونه گیاه جانوری، تأییدی بر این واقعیت است. این سنگواره ها که بعضاً در برگیرنده حیوانات مناطق گرمسیر با مناطق سردسیر (در کنار هم) هستند، نشان می دهند که با فرونشستن آب، جانوران و گیاهان خارج شده، در زیر رسوبات مانده و به فسیل تبدیل شده اند. امتزاجی عجیب از جانوران خشکی و دریا، حاره و قطبی که مرگی آنی و دلخراش را روایت می کنند. 

 

 پارك ملی كشتی نوح 

تاریخ در مورد محل به گل نشستن کشتی چه می گوید؟ 
داستان کشتی نوح از گذشته های دور مورد توجه اقوام مختلف بوده است. مورخان از ۲۰۰۰ سال پیش نقل کرده اند که توریست ها و مسافران کنجکاو بسیاری از قدیم این منطقه را در کوههای آرارات کشور ترکیه، مورد بازدید قرار می دادند و گاهی تکه های کوچکی از آن به غنیمت برده می شد. در تاریخ آمده است که حدود ۸۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، آشوریان اقدام به ورود به کشتی کردند و موفق به ورود به طبقه سوم آن که در زیر زمین واقع شده بود شدند. این نشان می دهد که اقوال مختلف در مورد موقعیت جغرافیایی کشتی، متفقند. 
  
تکنولوژی پیچیده در ساخت کشتی 
اینجا صحبت از ساخت یک قایق کرجی کوچک هشت نفره با ظرفیت چند حیوان کوچک نیست. بحث بر سر تکنولوژی پیچیده ای است که مهارت ذوب فلزات، ابزار پیشرفته و نیروی انسانی حاذق می طلبیده است. از آنجا که یاران حضرت نوح تعداد بسیار کمی بوده اند، این سؤال پیش می آید که نوح براستی چگونه این کشتی را ساخته است. کشتی ای که تاکنون از عجایب کتب مقدس به شمار می رفت و اکنون یک واقعیت علمی لمس شدنی است. آیا نوح به تنهایی توانسته است کشتی ناوگونه خود را به طول یک زمین فوتبال و به وزن تقریبی ۳۲۰۰۰ تن بسازد؟ آیا ساخت یک کشتی با دست خالی با امکانات آن زمان، به گنجایش ۴۹۴ اتوبوس دو طبقه مسافربری با تصورات ما درباره قدما، همخوانی دارد؟ براستی چه تعداد جانور و چگونه جمع آوری شدند و در کشتی جایگزینی شدند؟ آب و غذا چگونه تأمین می شد؟ جانوران وحشی چگونه به سوی کشتی هدایت شدند؟ باید کار جمع آوری و هدایت حیوانات کاری سخت بوده باشد ولی بهرحال فرمان خدا باید انجام می شد. 
…خوشبختانه تحقیق بیشتر در محل، حضور حیوانات را در کشتی یافت شده، تأیید کرد.. کشف مقادیر قابل توجهی فضولات حیوانات که به صورت فسیل در آمده اند و از ناحیه خسارت دیده کشتی به بیرون رانده شده اند ، فرضیه ما را بیشتر به واقعیت نزدیک کرد. علاقمندان به کاوش در مورد کشتی نوح بارها و بارها سعی کرده اند به درون کشتی فسیل شده راه یابند ولی همیشه با توده های عظیم سنگ و خاک نیمه ویران مواجه شده اند. در آخرین تلاشها، کاوشگران سعی کردند لایه های گل و لای خشک شده اطراف کشتی را در هم بشکنند و از میان بردارند تا شاید راهی برای ورود به اتاقکهای زیرین کشتی پیدا کنند، اما خیلی موفق نبودند. در سال ۱۹۹۱، «گرگ برور» باستان شناس، بخشی از شاخ فسیل شده جانوری را کشف کرد که از قسمت تخریب شده کشتی که فضولات حیوانی بیرون ریخته بودند، به بیرون افتاده بود. به تشخیص محققان، این شاخ که مربوط به یک پستاندار بوده است، مقارن با شاخ اندازی سالانه جانور به هنگام خروج از کشتی در آنجا رها شده است… 
  
کشتی نوح: اسکلت فلزی، بدنه چوبی 
آزمایشات دانشمندان وجود قطعات آهن را در فواصل منظم و معین در ساختار کشتی تأیید کرده است. باستان شناسان با کشف رگه ها و تیرهای باریک آهنی، الگویی ترسیم کرده اند که حاصل کار به صورت نوارهای زرد و صورتی بر روی کشتی علامتگذاری شد. آنها همچنین گره ها و اتصالات آهنی محکم و برجسته ای را یافته اند که در ۵۴۰۰ نقطه کشتی بکار رفته اند. 

ark%20lines.jpg 


نوارهای مشخص شده خطوط آهنی با آرایش منظم اسكلت كشتی می باشد.. 

تصویر برداری های راداری نشان داده که در محل تصادم کشتی با صخره به هنگام فرود آمدن یا به عبارت دیگر به گل نشستن، نوارهای آهنی یا تیرهای فلزی کج شده اند. آنها می گویند که استفاده وسیع و همه جانبه از فلزات در ساخت کشتی خارج از حد تصور ماست. و اصنع الفلک باعیننا و وحینا (سوره هود، آیه۳۷) 

 
ark3dia.jpg
 


تصویر رادار اسكن از كشتی نوح 

به نظر می رسد که تکنولوژی پیشرفته و رشدیافته ای در آن دوران وجود داشته که به هر حال حضرت نوح (ع) توانسته از آن بهره مند شود. تکنولوژی و تمدنی که ذهن ما را از تمرکز بر روی بناها و اماکن منحصر به فرد در نقاط مختلف دنیا به این نقطه از جهان معطوف می کند. 

اکتشافات زمانی جالبتر شد که باستان شناسان توانستند طرح مشبکی حاصل از تقاطع تیرهای فلزی افقی و عمودی بکاررفته در بدنه کشتی بدست بیاورند. تصاویری که نشان می دهند ۷۲ تیر فلزی اصلی در هر طرف کشتی به کاررفته است. به نظر می رسد که برای هر چیزی طرح و الگویی وجود داشته است. وجود اتاقها و فضاهای کوچک و بزرگ در طبقات مختلف، نظریه وجود طرح مهندسی پیشرفته را تأیید می کند. 

 در طول تحقیقات، بررسیهایی در مورد تعیین طول، عرض و قطر کشتی انجام گرفته است که متخصصان را قادر ساخته تا از جزییات کف کشتی، ساختمان و الگوی اولیه و مواد تشکیل دهنده آن اطلاعاتی بدست آورند. دستیابی به چنین کشفیاتی مبهوت کننده بود، چرا که در بسیاری از مواقع، درک واقعیت کشف شده از حد تصور خارج بود. 

کشف یک لایه غلافی و کپسولی شکل در داخل کشتی از این جمله بود که در واقع کشتی را به دو لایه یا پوسته اصلی مجهز می کرد. این آزمایشات، وجود دیوارهای داخلی کشتی، حفره ها، اتاقها و دهلیزها و همچنین وجود دو مخزن بزرگ استوانه ای را تأیید کرد. در این آزمایشها که به «رادار اسکن» یا «اسکن های راداری» معروفند، معلوم شد که دو مخزن استوانه ای بزرگ که هر کدام چهار متر و ۲۰ سانتی متر بلندی و هفت متر و بیست سانتی متر عرض داشته اند و به دور هر یک از آنها کمربندی فلزی نصب شده بود، در نزدیکی تنها در ورودی کشتی وجود داشته اند. در یکی از آزمایشات رادار اسکن که به درخواست استاندار استان آگری ترکیه انجام شد، معلوم شد که جنس بدنه کشتی از سه لایه چوب به هم چسبیده تشکیل شده است. این سه لایه با مواد محکم چسبنده، بهم چسبیده بودند. 

 
laminated.jpg

rivet.jpg
16hony1.jpg
16hopp4.jpg
قطعات كاملاً سنگی شده از قسمتهای چوبی كشتی كه آثار حجاری و برش خوردگی دارند. 


در سال ۱۹۹۱، یک عدد میخ پرچ فسیل شده با حضور ۲۶ نفر محقق در بقایای کشتی کشف شد. تجزیه و تحلیل ترکیبات این میخ وجود آلیاژهای آلومینیوم، تیتانیوم و برخی از دیگر فلزات را تأیید کرد. 

این در حالی است که گمان می رفت در زمان حضرت نوح، آهن و آلومینیوم هنوز به مرحله کشف و استخراج نرسیده باشد. آیا ما نیازمند بازنگری در تاریخ استفاده و استخراج بشر از فلزات هستیم؟ 

  

لنگرهای کشتی هم کشف شد! 

بر بلندیهای تپه های اطراف محل کشتی، باستان شناسان چند جسم بزرگ حجیم سنگی یافتند که در بالای هر کدام سوراخی بزرگ تعبیه شده بود. این اجسام مثلثی شکل سنگی و نیمه صیقلی، شبیه به لنگرهای کشتی های باستانی بودند که «دراگ» نامیده می شدند. اینها در واقع ابزاری بودند که به علت وزن زیاد به جای وزنه یا لنگر به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب می شدند. چگونه و با چه نیرویی؟ دقیقاً نمی دانیم ولی حدس هایی در این زمینه وجود دارد. 

copyofanchorstone.JPG 

ران ویت و همكارانش در كنار سنگ لنگر یافت شده. 

کشف شش وزنه یا لنگر کشتی، هر یک مجهز به سوراخی در بالای آن، حدس باستان شناسان را به یقین تبدیل کرد. این وزنه ها در فواصل متفاوت، ظاهراً به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب شده بودند. 

اندازه کشتی نوح در کتاب مقدس ۳۰۰ ذراع یاد شده است.. واحد ذراع در مصر قدیم در زمان حضرت موسی(ع) برابر با ۵۲.۷ سانتی متر بوده است. با محاسبه این رقم، عدد ۱۵۸.۴۶ متر بدست می آید. 

طول کشتی مورد کاوش توسط دو تیم مختلف در دو زمان اندازه گیری شد. رقم بدست آمده دقیقاً ۱۵۸.۴۶ متر را نشان می داد. این محاسبات، محققان را در ادامه کاوشها مصمم تر کرد… 

  

کتیبه ای که ادعای دانشمندان را اثبات کرد 

روایت است که حضرت نوح(ع) قبل از به زمین نشستن کشتی و فروکش کردن آب، پرنده ای را که باید مانند کبوتر یا کلاغ بوده باشد به بیرون فرستاد تا مطمئن شود خشکی نزدیک است یا نه. بار اول پرنده با خستگی به کشتی بازگشت و این بدان معنی بود که خشکی در آن نزدیکیها وجود ندارد. بار دوم پرنده به کشتی باز نگشت و این آزمایش نشان داد که عمل لنگر انداختن نزدیک است. [در کتاب مقدس که گویا این روایت از آن نقل شده، آمده است حضرت نوح(ع) ابتدا یک کلاغ را می فرستد که از فرستادن کلاغ نتیجه ای نمی گیرد و بعد از آن کبوتری را می فرستد- انصاف] 

درست در دو کیلومتری شرق محلی که کشتی هم اکنون قرار دارد، دهکده ای وجود دارد که «کارگاکونماز» نامیده شده است. نام این دهکده ترکی را چنین ترجمه کرده اند: «آن کلاغ نه توقف می کند نه باز می گردد.» [چارلز برلیتز در کتاب "کشتی گمشده نوح" (ترجمه احمد اسلاملو) نام این محل را "جایی که کلاغ نمی نشیند" ترجمه کرده است- انصاف] 

محل کنونی کشتی در دل کوههای آرارات از گذشته های دور، به منطقه هشت معروف شده و دره پایین منطقه، محله هشت نام گرفته است. چرا؟ [در کتاب "کشتی گمشده نوح" آمده نام این منطقه به «تمانین» (Temanin) معروف است که به معنی «هشت» است. شیخ صدوق در کتاب عیون الاخبار از امام رضا(ع) نقل کرده است که "نوح در همان محلی که کشتی به زمین نشست قریه ای بنا کرد و نام آن را قریه «ثمانین» (هشتاد) گذاشت." همانطور که می بینیم بین کلمات «ثمانین» (هشتاد) و «تمانین» (هشت) از نظر شکل و معنی شباهت زیادی وجود دارد- انصاف] 

در نزدیکی محل فرود کشتی در بالای تپه، لوحه ای کشف شد که ادعاهای باستان شناسان را به طرز زیبایی اثبات کرد. کتیبه ای که حداقل ۴۰۰۰ سال قدمت دارد. بر روی این تابلوی سنگ آهکی، در سمت چپ، تصویر رشته کوههایی دیده می شود که در کنار یک تپه و سپس یک کوه آتشفشان قرار دارد. در سمت راست، یک تصویر قایقی شکل با هشت نفر انسان کنده کاری شده است… در بالای سنگ کتیبه، دو پرنده در حال پروازند. کشف این کتیبه همگان را به شگفتی واداشت. [کتاب مقدس، سرنشینان کشتی نوح را هشت نفر ذکر کرده است. در روایات شیعه نیز تعداد هشت نفر و هشتاد نفر، هر دو نقل شده است- انصاف] در واقعیت موجود، کوه آرارات در سمت چپ، تپه ای در کنار آن و قله یک کوه آتشفشان در کنار تپه وجود دارد. 

16j0wvr.jpg

  

کتیبه یافت شده منتسب به حضرت نوح (ع) 

پیامبر اسلام فرمود: « هنگامی که خداوند اراده کرد قوم حضرت نوح را هلاک کند، به نوح فرمان داد کشتی بزرگی بسازد. جبرئیل نیز با میخ‌هایی برای ساختن کشتی فرود آمد. در میان انبوه میخ‌ها پنج میخ ویژه بود که درخشش خاصی داشت و بر روی هر یک نام یکی از پنج نور مقدس محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین نقش بسته بود. 

حضرت نوح هر کدام را بر می داشت، میخ همچون ستاره‌ای در تاریکی شب می درخشید. هنگامی که میخ پنجم را برداشت، پس از درخششی، اشکی از آن جاری شد.
نوح از جبرئیل پرسید: « این میخ و اشک چیست؟»
جبرئیل در پاسخ گفت: « این میخ حسین بن علی است.»
حضرت نوح نیز هر یک را در یک طرف از کشتی کوبید

پیامبر فرمود: « در آیه « و حملنا علی ذات الواح و دسر » منظور از « الواح » چوب‌های کشتی و منظور از « دسر » ما هستیم. اگر ما نبودیم کشتی حرکت نمی کرد.» 

منابع:
بحار الانوار، ج ۲۶، ص ۳۲۲، حدیث ۱۴- امان الاخطار، ص ۱۰۷ و ۱۰۸ 

گزارش‌ باستان‌شناسی‌ شوروی‌ دربارة‌ کشتی‌ نوح 

بر اثر این‌ اکتشاف‌، ادارة‌ کلّ باستان‌ شناسی‌ شوروی‌ برای‌ تحقیق‌ از چگونگی‌ این‌ لوح‌ و خواندن‌ آن‌، هیئتی‌ مرکّب‌ از هفت‌ نفر از مهمترین‌ باستان‌ شناسان‌ و اساتید خط‌ شناس‌ و زبان‌ دان‌ روسی‌ و چینی‌ را مأمور تحقیق‌ و بررسی‌ نموده‌ که‌ نام‌ آنها بدین‌ گونه‌ است‌: 

۱ ـ پرفسور سولی‌ نوف‌، استاد زبان‌های‌ قدیمی‌ و باستانی‌ در دانشکدة‌ مسکو. 

۲ ـ ایفاهان‌ خینو، دانشمند و استاد زبان‌شناس‌ در دانشکدة‌ لولوهان‌ چین‌. 

۳ ـ میشانن‌ لوفارنک‌، مدیر کلّ آثار باستانی‌ شوروی‌. 

۴ ـ تانمول‌ گورف‌، استاد لغات‌ در دانشکده‌ کیفزو. 

۵ ـ پرفسور دی‌ راکن‌ استاد باستان‌ شناس‌ در آکادمی‌ علوم‌ لنین‌. 

۶ ـ ایم‌ احمد کولا، مدیر تحقیقات‌ و اکتشافات‌ عمومی‌ شوروی‌. 

۷ ـ میچر کولتوف‌، رئیس‌ دانشکدة‌ استالین‌. 

 kashtinooh.gif

این‌ هیئت‌ پس‌ از ۸ ماه‌ تحقیق‌ و مطالعه‌ و مقایسة‌ حروف‌ آن‌ با نمونة‌ سائر خطوط‌ و کلمات‌ قدیم‌ متّفقاً گزارش‌ زیر را در اختیار باستان‌ شناسی‌ شوروی‌ گذاشت‌: 

۱ ـ این‌ لوح‌ مخطوط‌ چوبی‌ از جنس‌ همان‌ پاره‌ تخته‌های‌ مربوط‌ به‌ کاوش‌های‌ قبلی‌، و کُلاًّ متعلّق‌ به‌ کشتی‌ نوح‌ بوده‌ است‌؛ منتهی‌ لوح‌ مزبور مثل‌ سائر تخته‌ها آنقدرها پوسیده‌ نشده‌، و طوری‌ سالم‌ مانده‌ که‌ خواندن‌ خطهای‌ آن‌ به‌ آسانی‌ امکان‌ پذیر می‌باشد. 

۲ ـ حروف‌ و کلمات‌ این‌ عبارات‌ به‌ لغت‌ سامانی‌ یا سامی‌ است‌ که‌ در حقیقت‌ اُمّ اللغات‌ (ریشة‌ لغات‌) و به‌ سام‌ بن‌ نوح‌ منسوب‌ می‌باشد. 

۳ ـ معنای‌ این‌ حروف‌ و کلمات‌ بدین‌ شرح‌ است‌: 

توسّل‌ حضرت‌ نوح‌ به‌ پنج‌ تن‌ علیهم‌ السّلام‌ و أسامی‌ آنها بر کشتی‌  

 «ای‌ خدای‌ من‌! و ای‌ یاور من‌! 

 به‌ رحمت‌ و کرمت‌ مرا یاری‌ نما! 

 و به‌ پاس‌ خاطر این‌ نفوس‌ مقدّسه‌:



 مُحمّد  

 إیلیا (علیّ) 

 شَبَر (حَسَن‌) 

 شُبَیْر (حُسَین‌) 

 فاطِمَه‌


 آنان‌ که‌ همه‌ بزرگان‌ و گرامی‌اند 

 جهان‌ به‌ برکت‌ آنها برپاست‌. 

 به‌ احترام‌ نام‌ آنها مرا یاری‌ کن‌! 

 تنها توئی‌ که‌ میتوانی‌ مرا به‌ راه‌ راست‌ هدایت‌ کنی‌!» 

بعداً دانشمند انگلیسی‌: این‌ ایف‌ ماکس‌، استاد زبان‌های‌ باستانی‌ در دانشگاه‌ منچستر، ترجمة‌ روسی‌ این‌ کلمات‌ را به‌ زبان‌ انگلیسی‌ برگردانید، و عیناً در این‌ مجلّه‌ها و روزنامه‌ها نقل‌ و منتشر گردیده‌ است‌:

۱ ـ مجلّة‌ هفتگی‌ «ویکلی‌ میرر» لندن‌، شمارة‌ مربوط‌ به‌ ۲۸ دسامبر ۱۹۵۳ م‌.

۲ ـ مجلّة‌ «استار انگلیسی‌» لندن‌، مربوط‌ به‌ کانون‌ دوّم‌ ۱۹۵۴ م‌.

۳ ـ روزنامة‌ «سن‌ لایت‌» منتشره‌ از منچستر، شمارة‌ مربوط‌ به‌ کانون‌ دوّم‌ ۱۹۵۴ م‌.

۴ ـ روزنامة‌ «ویکلی‌ میرر» تاریخ‌ یکم‌ شباط‌ ۱۹۵۴ م‌.

۵ ـ روزنامة‌ «الهدی‌» قاهره‌ مصر، تاریخ‌ ۳۰ مارس‌ ۱۹۵۳ م‌.

سپس‌ دانشمند و محدّث‌ عالیمقام‌ پاکستانی‌ حکیم‌ سیّد محمود گیلانی‌ که‌ یک‌ موقع‌ مدیر روزنامة‌ «أهل‌ الحَدیث‌» پاکستان‌ (و نخست‌ از اهل‌ تسنّن‌ بوده‌ و بعداً از روی‌ تحقیق‌ به‌ آئین‌ تشیّع‌ گرائیده‌) آن‌ گزارش‌ را به‌ زبان‌ اُرْدو در کتابی‌ به‌ نام‌ «إیلیا مرکز نجات‌ ادیان‌ العالم‌» ترجمه‌ و نقل‌ کرده‌ است‌.

آنگاه‌ مجلّة‌ «بذره‌» نجف‌ در شماره‌های‌ شوّال‌ و ذوالقعدة‌ ۱۳۸۵، سال‌ اوّل‌، صفحه‌ ۷۸ إلی‌ ۸۱ زیر عنوان‌: نامهای‌ مبارکی‌ که‌ حضرت‌ نوح‌ بدان‌ توسّل‌ جست‌، از اردو به‌ عربی‌ ترجمه‌ و نقل‌ کرده‌ است‌.

لازم به تذکر است که لوح بدست آمده هم اکنون در موزه واتیکان در “رم” قرار دارد.

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 و ساعت 15:13 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

 

رشت - به مناسبت درگذشت مرجع عاليقدر جهان تشيع ،حضرت آيت الله‌العظمي حاج شيج محمد تقي بهجت فومني در زادگاهش فومن،‪ ۱۰‬روز عزاي عمومي اعلام شد.

به گزارش خبرنگار ايرنا، اين تصميم از سوي ستاد برگزاري مراسم ارتحال اين عالم رباني كه شب گذشته در دفتر امام جمعه فومن، با حضور فرماندار فومن و مسوولان ادارات و نهادهاي اين شهرستان عالم پرور تشكيل شد، صورت گرفت.

بنا به تصميم اين ستاد، روز سه شنبه همزمان با روز تشييع پيكر مطهر آيت الله‌العظمي بهجت، در زادگاه اين عالم رباني تعطيل اعلام شده است.

فرماندار و رييس اين ستاد در گفت وگو با خبرنگار ايرنا در فومن، ارتحال اين عالم رباني را به محضر حضرت امام زمان (عج)،عموم ملت شريف ايران، مقام معظم رهبري و مراجع عظام و علماي اسلام تسليت و تعزيت عرض كرد محمد فلاح شجاعي ضمن بسيار بزرگ خواندن اين مصيبت، گفت: ايشان بي‌شك از شاگردان امام زمان(عج) بودند و هم اكنون ما عاشقان اهل بيت و ولايت، همراه با حضرت مهدي(عج) عزادار رحلت جانسوز آيت الله‌العظمي بهجت فومني هستيم.

وي با اشاره به اينكه مردم ولايت مدار فومن با شنيدن خبر تاسف بار ارتحال آيت الله‌العظمي بهجت فومني به صورت خود جوش شهر را سياهپوش كرده اند و در سوگ ايشان نشسته‌اند گفت: براي حضور مشتاقان اين عالم رباني در مراسم تشييع پيكر پاك ايشان در شهر قم، كاروان عزاداران ارتحال آيت الله العظمي بهجت فومني عصر روزدوشنبه از مركز شهر فومن به سوي شهر مقدس قم حركت مي‌كند.

به گزارش ايرنا، همچنين حجت‌الاسلام و المسلمينرضا مظفري امام جمعه، علي ميرزايي نماينده مردم در مجلس و محمد فلاح شجاعي فرماندار فومن طي اطلاعيه اي به مناسبت ارتحال آيت الله‌العظمي بهجت فومني، اين واقعه جانسوز را به محضر مبارك حضرت ولي عصر(عج) كه در سوگ شاگردي صديق نشسته‌اند و مقام معظم رهبري (مدظله العالي)،حوزه‌هاي علميه و ارادتمندان، تسليت گفتند.

در اين اطلاعيه كه يك نسخه آن صبح امروز دوشنبه در اختيار خبرنگار ايرنا قرار گرفت آمده است: در ايام غم افزاي فاطميه، عبد صالح خدا،عارف روشن ضمير واصل، فقيه پاكباخته حضرت آيت‌العظمي بهجت فومني چشم از جهان فرو بست و ميليون‌ها مريد خويش را در داغ هجران، سوگوار نمود.

آن پير مراد كه كلام حق و نفس قدسي‌اش ده‌ها سال نشاط افزاي اصحاب معرفت و ارباب اخلاق بود، اكنون به وصال معبود شتافته و دلدادگان خود را به فيض حضور محروم كرده است.

به گزارش خبرنگار ايرنا ، آحاد مردم ولايت مدار فومن از جمله روحانيون و طلاب حوزه علميه آيت الله‌العظمي بهجت، بازاريان و كاركنان ادارات ونهادهاي انقلابي وديگر همشهريان آيت الله بهجت فومني در غم فراغ عظماي اين عالم رباني با سياه پوش كردن خيابانها ، معابر عمومي ، تعطيلي بازار وپخش نوار قرآن در سوگ ارتحال اين عالم گرانقدر نشستند .

اين گزارش حاكيست: مردم فومن همچنين به محض شنيدن اين خبر با حضور در مساجد اين شهرستان و برپايي مراسم عزا در فراق آيت الله بهجت فومني عزادار شدند .

حضرت آيت الله‌العظمي بهجت عصر روز يكشنبه بر اثر ايست قلبي دار فاني را وداع گفتند.

حضرت آيت الله‌العظمي آقاي حاج شيخ محمد تقي بهجت(ره) در اواخر سال ‪ ۱۳۳۴‬ه ق در شهر فومن واقع در استان -گيلان> به دنيا آمد و هنوز شانزده ماه از عمرش نگذشته بود كه مادر را از دست داد .

تحصيلات ابتدايي حوزه را در مكتب خانه فومن به پايان رساند و پس از تحصيلات ادبيات عرب در سال ‪ ۱۳۴۸‬ه ق هنگامي كه تقريبا ‪ ۱۴‬سال از عمر شريفش مي‌گذشت، براي تكميل دروس حوزوي عازم (عراق) شد و حدود ‪ ۴‬سال دركربلا معلي اقامت نمود و علاوه بر تحصيل علوم رسمي از محضر استادان بزرگ آن سامان، از جمله مرحوم حاج شيخ ابوالقاسم خويي (غير از آيت الله‌العظمي خويي معروف) بهره برد و در سال ‪ ۱۳۵۲‬ه ق براي ارائه تحصيل به -نجف اشرف> رهسپار گرديد و سطح عالي علوم و حوزه را در محضر آيات عظام از جمله حاج شيخ مرتضي طالقاني (ره) به پايان رساند و پس از درك محضر آيات عظام: حاج آقاي ضياء عراقي و ميرزاي نائيني (رحمهالله) در حوزه درسي آيت الله حاج شيخ محمد حسين غروي اصفهاني وارد شد.

افزون بر اين ايشان از محضر آيات عظام حاج سيد ابوالحسن اصفهاني و حاج شيخ محمد كاظم شيرازي (رحمهالله) صاحب حاشيه بر مكاسب - و در حوزه علوم عقلي، كتاب (الاشارات والتنبيهات) و (اسفار) رانزد آيت الله سيد حسين بادكوبهاي (ره) فراگرفت و در زمان تلمذ به تدريس سطوح عالي پرداخت و در تاليف كتاب (سفينهالبحار) با محدث كبير حاج شيخ عباس قمي (ره) همكاري نمود و در زمينه تهذيب نفس در زادگاهش (فومن) از كودكي محضر عالم بزرگوار (سعيدي) و دركربلا از برخي علماي ديگر بهره برد، تااينكه در نجف اشرف در سن ‪ ۱۸ - ۱۷‬سالگي با آيت حق علامه قاضي (ره) آشنا شد و گمشده خويش را در وجود ايشان يافت و در سلك شاگردان اخلاقي - عرفاني ايشان درآمد و سرانجام در سال ‪ ۱۳۶۴‬هق موافق با ‪ ۱۳۲۴‬ه ش قلبي صيقل يافته از معنويت و سينه اي مالامال ازعشق به حضرت حق و با كوله باري از علم و كمال به سرزمين خويش هجرت نمود و در زادگاهش تشكيل خانواده داد و در حالي كه آماده بازگشت به نجف اشرف بود هنگام عبور موقت در قم در زماني كه هنوز چندين ماه از مهاجرت آيت الله بروجردي (ره) به قم نگذشته بود موقتا مقيم شد و خبر رحلت اساتيد بزرگ حوزه علميه نجف را يكي پس از ديگري ميشنود و درشهر مقدس قم رحلت اقامت ميافكند .

در قم از محضر آيات عظام: حجهالاسلام والمسلمين كوه كمرهاي و آيت الله العظمي بروجردي به هم رسانيده و انگشت نما مي‌گردد. معظم له پس از ورود به قم به تدريس خارج فقه و اصول پرداخت و به ترتيب شاگرداني بسيار قيمت گماشت و هنوز نيز تدريس درس خارج ايشان ادامه دارد.

 


تاليفات معظم له، عبارتند از يك دوره كامل اصول، حاشيه بر مكاسب شيخ انصاري (ره) و تكميل آن تا آخر مباحث مربوط به مكاسب و متاجر، دوره كامل طهارت ، دوره كامل كتاب صلاه ، دوره كامل كتاب زكات، دوره كامل كتاب خمس و حج، حاشيه بر كتاب ذخيره العباد مرحوم شيخ محمد حسين غروي ، چندين مجله تقريبا يك دوره فقه فارسي و حاشيه بر مناسك شيخ انصاري (ره). ك/‪۳‬ ‪۵۰۸/۱۵۵۲/۷۲۹۴‬

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 و ساعت 17:51 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

 

 

امام رضا (ع) می فرمایند: مَـن فَـرجَ عَن مـُؤمـن فَـرج الله عَن قَلبهِ يَـومَ القيامَة

هر كس اندوه و مشكلى را از مومنى بر طرف نمايد خداوند در روز قيامت انـدوه را از قلبش بر طرف سازد. اصول كافى, ج 3, ص 268.

 

 

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در یکشنبه نوزدهم آبان 1387 و ساعت 21:21 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید
 

                                                    بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

سخن اول

يكى از سنت‏هاى حسنه و مستحبات اسلامى كه پس ازپيروزى انقلاب اسلامى احياء گرديد، سنت مبارك اعتكاف است.اين سنت،در طول تاريخ اسلام و اديان آسمانى طرفداران و عاملانى داشته و در بلاد اسلامى به طور عموم و شهرهاى شيعه و مراكز حوزوى بطور خاص مورد توجه بوده است.

مساجد شهرهاى مقدس نجف و كربلا و كاظمين و سامرا و مشهد و قم و اصفهان و شيراز و بسيارى ديگر از شهرهاى شيعه،خاطره حضور پر نور نيايشگران و معتكفان‏«ايام البيض‏»ماه رجب و احيانا دهه آخر ماه رمضان را در سينه دارد.

اين عبادت كه قبل از پيروزى انقلاب اسلامى حالت فراگير و عمومى نداشت،در چند ساله اخير در ميان جمع كثيرى از صالحان و نيكان و خواهران و برادران دينى از اقشار گوناگون اجتماعى به ويژه دانشجويان و طلاب،متداول گرديده است و مساجد بسيارى از شهرهاى ايران و جهان اسلام پذيراى مهمانان خدا در ايام البيض ماه پر بركت رجب است.

از آنجا كه اشتغال انسان به كار و زندگى و مسؤوليت‏هاى اجتماعى،گاهى موجب غفلت مى‏شود،و توجه به كار،گاه از توجه به هدف باز مى‏دارد و سبب مى‏شود وظيفه بزرگ ياد خدا و توجه به خود سازى و مبدا و منتهاى هستى فراموش شود.

اعتكاف،آب حيات بخش در كوير غفلت‏هاست.

غفلت از«خود»و«خداى خود»،بستر مرگ ارزشهاى انسانى و نقطه سقوط از پايگاه بلند خردورزى و عشق عرفانى و عامل پيوستن به زندگى پست و حيوانى است.

اولئك كالانعام بل هم اضل اولئك هم الغافلون(اعراف/179)

اعتكاف،بستر مناسب انديشه و تفكر و خردورزى است.

اعتكاف،تلاشى است‏براى اينكه انسانهاى فرو رفته در غرقاب روزمره‏گى‏ها از فضاى پر التهاب روزانه به سوى‏«خويش‏»و«خداى خويش‏»باز گردند.

اعتكاف زمينه توبه و بازگشت است.بازگشت‏به قرآن و معنويت،بازگشت‏به دعا و استمداد از عالم غيب،بازگشت از«خودمدارى‏»به‏«خداگرايى‏»آنها كه مسؤوليت‏هاى حساس‏تر و بزرگترى دارند،بيش از ديگران به اعتكاف و خودسازى نياز دارند.

بى‏جهت نيست كه شخص رسول الله صلى الله عليه و آله پس از هجرت،همه ساله دهه اول يا دوم و گاه هر دو دهه و در سالهاى آخر زندگى به طور منظم دهه سوم ماه مبارك رمضان را به‏«اعتكاف‏»مى‏پردازد و به همه دست‏اندركاران و كارگزاران و رجال سياسى،اجتماعى درس معنويت گرايى و ذكر و نياش و روزه و تلاوت قرآن مى‏دهد.

اعتكاف،توقفى ناآگاهانه در مسجد نيست.صرف درنگ و مكث و«حبس خويشتن‏»در مسجد، بدون عشق به عبادت و قصد قربت نيست.

اعتكاف،لميدن خوابيدن و چرت زدن و احيانا وقت گذرانى بيكاران و گردهمايى تفريحى-سياحتى در مساجد بزرگ شهر نيست.

در اعتكاف كسانى كه كار دارند و زياد هم كار دارند،و غرق دنياى اقتصاد و سياست و هنر و مطبوعات و غيره هستند،بايد از توليد و توزيع و طرح و برنامه‏هاى اقتصادى و سياسى و فرهنگى و نظامى و كار و زندگى فاصله بگيرند و به همآهنگى كار و تلاش و فعاليت‏ها،با رضاى خدا و وظيفه مكتبى بيانديشند.تنظيم فكر و انديشه و عمل،با معيارهاى الهى را تمرين كنند.

كار براى امت و تامين حوائج نيازمندان،تشييع پيكر شهيدان و مؤمنان،عيادت بيماران و هر كارى كه در آن،خود مطرح نيست و انگيزه الهى دارد،با اعتكاف سازگار است و حتى در برخى احاديث قضاى حوايج مؤمنان از اعتكاف برتر شناخته شده است.

اعتكاف،دوره كوتاه مدت خود سازى است،كه حداقل سه روز طول مى‏كشد و انسان را از حاكميت غريزه‏ها،عادت‏ها و اشتغالات معمول زندگى آزاد مى‏سازد.

اعتكاف،محو خود خواهى در امواج بلند خداگرايى و خدمت‏به امت اسلامى است.

اعتكاف،برون رفتن از خانه خويش و مصمم شدن بر حضور در خانه حضرت حق است. عبادتى مستحبى و تقرب جويانه و داوطلبانه است كه روزه روز سوم آن رنگ وجوب مى‏گيرد.

اعتكاف،گريز از لذت گرايى و هر گونه التذاذ جنسى و مهار حس خود محورى و برترى جوئى و بازگشت از قبله ديناگرايان به سمت و سوى قلب و قبله هستى است. خود سازى،محاسبه نفس،توبه و نيايش،نماز و تلاوت قرآن و استمداد از آستان قدس ربوبى از ديگر بركات‏«اعتكاف‏»است.

از آنجا كه گرد آورى احكام و استفتائات مربوط به اعتكاف،كارى است كه مؤمنان را در انجام اين وظيفه الهى يارى مى‏دهد،ستاد هماهنگى اعتكاف شهر مقدس قم كه از دير باز از حافظان و مروجان اين سنت‏حسنه اسلامى است.از برادر بزرگوار جناب حجة الاسلام محمد حسين فلاح‏زاده،در خواست كرد،احكام و مسائل اين عبادت اسلامى را در ابعاد مختلف واجبات-محرمات،مبطلات و احيانا مكروهات و مباحات گرد آورى كنند،تا عاكفان خانه دوست فرمان الهى را بهتر بشناسند و با عمل به احكام دين،از فيض ثواب و ارزش معنوى مورد نظر از انجام اعتكاف،بهره‏مند شوند.

در پايان از همه عاكفان حضرت دوست و مؤمنان معتكف در مساجد ميهن اسلامى صميمانه مى‏خواهيم،براى زلال شدن درياى قلبها و صاف شدن آسمان انديشه مسلمين و تحكيم دوستى بين ياران و دوستان انقلاب اسلامى و ظهور مصلح كل حضرت بقية الله الاعظم عليه السلام دعا كنند و عزت و عظمت فرزندان امام خمينى قدس سره را همراه با سلامت و موفقيت رهبر بزرگوار انقلاب-حضرت آية الله العظمى خامنه‏اى و مراجع عظيم الشان جهان تشيع از خداى بزرگ تمنا كنند.

 

 

                       لطفا روی ادامه مطلب کلیک کنید...

ادامه مطلب
+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در جمعه هفتم تیر 1387 و ساعت 9:2 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید
 

شب‌هاي قدر، عالي‌ترين لحظات براي پيوند بنده و خالق و بهترين فرصت براي انديشه در جهت بازگشت به خويشتن در اوج غرق گشتگي در دنياي مادي است.

آنان كه مأمن و پناهگاه امني براي توسل مي‌جويند، آماده شده‌اند تا در شب هاي دل كندن از هر آنچه انسان را به پستي و فراق از اصل كشانده، رهايي يابند و همچون آيينه‌اي، مهيا و آماده تجلي نور حق و خداشناسي شوند.

 

 

 

 

 

 

اكنون كه بيش از نيمي از ماه پرفيض رمضان سپري شده، دل‌ها و قلب‌ها در درياي بيكران اين ماه شسته و مطهر شده، تا در شب‌هاي ريزش باران رحمت الهي، به درگاه حضرتش انسي دوباره گيرد و براي كسب عافيت به دور از هر آلودگي دعا كند. در حقيقت حلقه اتصال بندگان با خالق هستي كه از اول رمضان آغاز گشته است در شب‌هاي قدر به اوج خود مي‌رسد.

درهاي رحمت الهي گشوده شده، فرشتگان نظاره ‌گر اعمال و شب زنده‌داري‌هاي بندگان عاشقي هستند كه سر بر سجده شكر ساييده و او را مي‌خوانند تا اندكي از خوان بيكران رحمتش براي ادامه زندگي و ره توشه سفر آخرت به روي آنان گشوده شود.

"انا انزلناه في ليله القدر" آيه‌اي از كلام وحي الهي كه بارها شنيده و زمزمه كرده‌ايم، كلامي كه انسان مانده در قفس دنيا و در بند ماديّات را به سوي شبي فرا مي‌خواند كه گويند از هزار شب برتر است.

"قدر" به معناي اندازه‌گيري است و از اسرار شب قدر نزول قرآن است و در اين شب حوادث يك سال تا شب قدر سال آينده اعم از زندگي، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت بندگان تقدير مي‌شود.

در قرآن كريم آيه‌اي كه بيان كند شب قدر چه شبي است، ديده نمي‌شود، تنها در آيه ‪ ۱۸۵‬سوره بقره اينگونه آمده است كه "شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن" قرآن يكپارچه در ماه رمضان نازل شده است.

با استناد به اين آيه معلوم مي‌شود شب قدر يكي از شب‌هاي ماه رمضان است، اما اين كه كدام يك از شب‌هاي آن است، در قرآن كريم بيان نشده و تنها از روايات استفاده مي‌شود.

اهميت شب قدر به حدي است كه بسياري از امامان دين بر احياي اين شب حتي در حال بيماري نيز سفارش كرده‌اند.

امام صادق(ع) به ابو بصير مي ‌فرمايد: در هر يك از دو شب بيست و يكم و بيست و سوم صد ركعت نماز بخوان، تا مي‌تواني آن دو شب را تا سپيده صبح شب زنده داري كن، در آن دو شب غسل كن. ابوبصير عرض كرد: اگر نتوانستم ايستاده نماز بخوانم؟ فرمودند: نشسته بخوان. اگر باز هم نتوانستم؟ خوابيده بخوان.

اگر باز هم نتوانستم؟ ايرادي ندارد كه سر شب كمي بخوابي و باقي مانده شب را به هر نحوي كه مي‌تواني به عبادت بپردازي، چون در ماه رمضان، درهاي آسمان گشوده است، شيطان ها در زنجيرند و اعمال مؤمنان پذيرفته مي‌شود.

از اين حديث بر مي ‌آيد كه انسان در اين شب بايد به هر شكل ممكن عبادت و راز و نياز با خالق را از دست ندهد زيرا در اين شب كه شياطين در بند هستند، هيچ واسطه‌اي بين بنده و خالق نيست.

از پيامبر گرامي اسلام (ص) نيز نقل است: از خداوند به دور باد و نفرين بر كسي كه به شب قدر برسد و زنده باشد، اما آمرزيده نشود.

"انس بن مالك" از پيامبر (ص) نقل كرده كه فرمودند: ماه مبارك به شما رو آورده است و در اين ماه شبي است كه برتر از هزار ماه است و هر كس از فيض شب قدر محروم گردد، از تمام خيرات بي‌نصيب مانده است و محروم نمي‌ماند از بركات شب قدر، مگر كسي كه خويشتن را محروم كرده است.

از امام باقر (ع) نيز درباره به وجود آمدن شب قدر نقل است كه اگر خداوند كارهاي مؤمنان را چند برابر نكند به سر حد كمال نمي‌رسند، اما از راه لطف كارهاي نيكوي آن‌ها را چند برابر مي‌فرمايد تا كاستي هايشان جبران شود.

بر اين اساس، راز سعادتمند شدن انسان‌ها در شب قدر، عمل اختياري صالحي است كه با عنايت خداوند، بركت يافته و چند برابر مي‌شود.

از حضرت رسول (ص) نيز پيرامون شب زنده داري شب قدر نقل است كه فرمودند: كسي كه شب قدر را شب زنده‌داري كند، تا شب قدر آينده، عذاب دوزخ از او دور گردد.

امام موسي بن جعفر (ع) نيز در اين ‌باره فرمودند: كسي كه در شب قدر غسل كرده و تا سپيده صبح شب زنده‌داري كند، گناهانش آمرزيده مي‌شود.

تمامي اين روايات بر اين مطلب دلالت دارند كه برخي مقدرات و پاداش‌ها، مانند دور شدن از عذاب دوزخ، نتيجه كار خود بندگان است و سرنوشت هر انساني در شب قدر به دست خودش رقم مي‌خورد.

در اين شب به خواندن دعاهايي از جمله "جوش كبير"، "دعاي افتتاح" و "ابوحمزه ثمالي" سفارش شده زيرا انسان با يادآوري لطف، گذشت، كرم، رحمت و بخشش بي‌پايان خداي مهربان او را در كنار و دستگير خويش مي‌بيند و نور اميد در دلش مي درخشد.

در شب‌هاي قدر انسان وارد مسير سرنوشت خود گشته و آن را تغيير مي‌دهد، گاهي براي پيمودن مسير مقدرات، بر بال دعا و گاه بر بال عمل مي‌نشيند و با درك اين شب، از شرّ نفس و شياطين به آن خالق يكتا دست ياري دراز مي ‌كند تا همواره نگاهبان او باشد تا بتواند ره توشه‌اي از اعمال نيك و شايسته براي سفر آخرت خود ذخيره كند.

از اعمال شب قدر آن است كه انسان به نگهبانان اين شب "معصومين (ع)" توسل جسته و توفيق در اعمال و احوال را كه به آن احتياج دارد ذكر كرده و تلاش كند تا با استغفار از گناهان خود، باران رحمت و جود و بخشش خداوند را شامل حال خود كند.

از ديگر اعمال شب قدر، نمازي است كه در آن يك بار حمد و هفت بار "قل هو الله احد" خوانده مي‌شود و بعد از پايان نماز هفتاد بار ذكر "استغفرالله ربي و اتوب اليه" گفته مي‌شود و سپس حوايج از خدا خواسته مي‌شود.

به جا آوردن صد ركعت نماز و خواندن دعاهايي كه در بين آن وارد شده از ديگر اعمال اين شب است، زيرا مضامين آن برآمده از سينه امامان دين بوده و در اين ادعيه علوم گران بهايي است كه جز پيامبران و جانشينان آنان كسي از آن آگاه نيست.

خواندن دعاي گشودن قرآن و قرآن را روي سر گذاشتن از ديگر اعمال شب قدر است به اين نيت كه عقل و انديشه او با اين عمل تقويت شده و با دانش‌هاي قرآن كامل شود و نور عقل با نور قرآن ضميمه گردد.

قرآن را بگشايد و بگذارد در مقابل خود و بگويد:

 

اللّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِكِتابِكَ الْمُنْزَلِ وَمَا فِيهِ، وَ فِيهِ اسْمُكَ الاَْكْبَرُ، وَ أَسْماؤُكَ الْحُسْنى، وَ مَا يُخافُ وَ يُرْجى، أَنْ تَجْعَلَنِي مِنْ عُتَقائِكَ مِنَ النّارِ. پس هر حاجت كه دارد بخواهد. قرآن شريف را بر سر بگذارد و بگويد:

 

اللّهُمَّ بِحَقِّ هذَا الْقُرْآنِ وَ بِحَقِّ مَنْ أَرْسَلْتَهُ بِهِ وَ بِحَقِّ كُلِّ مُؤْمِن مَدَحْتَهُ فِيهِ وَ بِحَقِّكَ عَلَيْهِمْ فَلاَ أَحَدَ أَعْرَفُ بِحَقِّكَ مِنْكَ، پس ده مرتبه بگويد بِكَ يَا اللّهُ، ده مرتبه بِمُحَمَّد، ده مرتبه بِعَلِيٍّ، ده مرتبه بِفاطِمَةَ ده مرتبه بِالْحَسَنِ ده مرتبه بِالْحُسَيْنِ ده مرتبه بِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ده مرتبه بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ ده مرتبه بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد ده مرتبه بِمُوسَى بْنِ جَعْفَر ده مرتبه بِعَلِيِّ بْنِ مُوسى ده مرتبه بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ ده مرتبه بِعَلِيِّ بْنِ مُحَمَّد ده مرتبه بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ ده مرتبه بِالْحُجَّةِ پس هر حاجت كه دارى طلب كن.

 

به جا آوردن نمازهاي مستحبي و قضا، قرائت سوره‌هاي روم، عنكبوت و دخان (در شب بيست و سوم)، از ديگر اعمال سفارش شده در شب هاي قدر براي بهره‌ گيري از كرم و بخشش خداوند و آمرزش گناهان است.

 

 

 منبع:www.irib.ir/occasions/Ramadhan/Qadr/Amale%20shabeqadr.htm

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در سه شنبه سوم مهر 1386 و ساعت 6:37 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

در حالات عالم بزرگوار حجة ‌الاسلام شفتي

 

اين عالم بزرگوار و شخصيّت ربّاني پيوسته خود را در محضر باري تعالي مي‌ديد و چيزي او را از حالت حضور و مراقبت، باز نمي‌داشت! گوشه‌هاي چشم او از كثرت گريستن در مقام تهجّد مجروح شده بود! يكي از نزديكان اين بزرگوار گفته است، با آن مرحوم به يكي از روستاها رفتم، شب را در راه گذارنديم، سيّد به من فرمود:

«نمي‌خوابي، برخاست و مشغول نماز شد، به خدا سوگند ديدم بندهاي دوش و اعضايش مي‌لرزيد، به طوريكه كلمات نماز را از شدّت حرت فكّين و اعضاء مكرّر مي‌نمود تا آن را صحيح ادا كنيد!».

گويند از شدّت حضور قلبي كه در پيشگاه خداوند داشت، بندهاي دوشش مي‌لرزيد و به محض اينكه مجلس از مردم خالي مي‌شد، اشكش جاري مي‌گشت!


ادامه مطلب
+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در یکشنبه یکم مهر 1386 و ساعت 0:5 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

بررسی تطبیقی حدیث شیعه و اهل سنت

 

مرکز تحقیقات دارالحدیث، با هدف گسترش پژوهشهای حدیثی در حوزه علمیه قم، اقدام به برگزاری نشستهای حدیث‌پژوهی نمود. اولین نشست، با سخنرانی علاّمه سید مرتضی عسکری در تاریخ

5/9/1377 در تالار اجتماعات مدرسه عالی دارالشفا و با حضور جمع کثیری از طلاب و دانشجویان، برگزار گردید. مقاله حاضر، متن ویرایش شده گفتار علامه عسکری است که برای بهره‌گیری بیشتر خوانندگان، عنوانهای فرعی و پی نوشتهایی بدان افزوده‌ شده است.

 

لطفا روی ادامه مطلب کلیک کنید. 

دانشکده علوم حدیث

 

 


ادامه مطلب
+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در چهارشنبه سیزدهم دی 1385 و ساعت 23:49 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

هوالعزیز

 

 

با سلام خدمت تمام خوانندگان عزیز این وبلاگ. در این پست برای شما عزیزان مطالبی معنوی از پیامبر بزرگ اسلام، حضرت محّمد (صلی الله علیه و آله) در نظر گرفته شده .

هدف از این نوشته البته فقط برای آگاهی شما نبوده است ، بلکه هدف تلنگر به ذهن جویای حقیقت شما خواننده عزیز بوده که با بیداری آن می توانید دست به عمال نیکو بزنید، زیرا فقط اینگونه می توانید در دنیا و آخرت سعادتمند شوید . انشاالله ...

خواهش می کنم بعد از اینکه این مطلب را به طور کامل خواندید کمی روی آن فکر کنید . همچنین نظرات شما برای من بسیار سودمند خواهد بود .

  

 

 

 

سوال و جواب اعرابی از رسول گرامی اسلام حضرت محّمد(صلی الله علیه و آله)

 

  1. میخواهم دانا ترین مردم باشم ، حضرت فرمودند از خدا بترس.
  2. میخواهم از خاصان درگاه خدا باشم ، فرمودند شب و روز قرآن بخوان.
  3. میخواهم از خاصان درگاه خدا باشم ، فرمودند در کارها راستی و درستی پیشه کن.
  4. میخواهم همیشه دل من روشن باشد ،فرمودند مرگ را فراموش مکن .
  5. میخواهم همیشه در رحمت حق باشم، فرمودند با خلق خدا نیکی کن .
  6. میخواهم از دشمن به من آفتی نرسد ، فرمودند توکل به خدا کن .
  7. میخواهم در چشم مردم خوار نباشم ، فرمودند پرهیزگار باش .
  8. میخواهم عمرم طولانی شود ، فرمودند صله رحم کن .
  9. میخواهم روزی من وسیع گردد ، فرمودند همیشه با وضو باش .
  10. میخواهم به آتش دوزخ نسوزم ، فرمودند چشم و زبان خو را ببند .
  11. میخواهم بدانم گناهان من به چه چیز ریخته می شوند ، فرمودند به تضرع و توبه به حال بیچارگی .
  12. میخواهم سنگین ترین مردم باشم ، فرمودند از کسی چیزی مخواه .
  13. میخواهم پرده عصمتم دریده نشود ، فرمودند پرده عصمت دیگری را ندر .
  14. میخواهم که گورم تنگ نباشد ، فرمودند که مداومت کن به سوره تبارک .
  15. میخواهم مال من بسیارشود ، فرمودند مداومت کن به قرائت سوره مبارکه واقعه هر شب .
  16. میخواهم فردای قیامت ایمن باشم ، فرمودند میان شام و خفتن مشغول به ذکر باش .
  17. میخواهم خدای تعالی را در نماز حاضر یابم ، فرمودند در وقت وضو ساختن دقت کن .
  18. میخواهم در نامه عمل من گناه نباشد و همیشه خیر وخوبی باشد ، فرمودند به پدر و مادر نیکی کن .
  19. میخواهم برای من عذاب قبر نباشد ، فرمودند جامه خود را پاک نگاه دار .

 

 

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَال مُحَمَّدٍ

 

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در پنجشنبه هفتم دی 1385 و ساعت 6:52 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

گذری کوتاه به زندگانی مرحوم قاضی (ره)

 

آیت الله سیّد میرزا علی آقا بن سیّد میرزا حسین طباطبائی معروف به قاضی

(1285-1366 ه ق) عالم و عارف جلیل القدر در تبریز قدم به عرصه هستی نهاد ومقدمات سطح را در همان زادگاه خویش گذراند و درسال 1313 قمری به نجف محاجرت کرد ودر جلسات درس شیخ محمّد حسین مامقامی ، فاضل شربیانی، شیخ الشریعه اصفهانی ،میرزا حسن خلیلی وسیّد امد کربلائی،فقه،اصول،حدیث، تفسیر، اخلاق و سایر علوم مرسوم را فرا گرفت وخود درشمار اساتید این علوم به ویژه اخلاق و عرفان در آمد وکتب متعدّدی در فقه و تفسیر نوشت، از جمله : تفسیر القرآن از اول قران تا ایه 91 سوره انعام.

ایشان در نجف اشرف به لقای حق پیوست ودر وادی السلام به خاک سپرده شد.

برخی از شاگردان مکتب عرفان ایشان عبارتند از:

1-آیت الله المعظم مرحوم حاج شیخ عبّاس قوچانی

(وصی ایشان)

2-آیت الله المعظم مرحوم سیّد حسن اصفهانی مسقطی

3-آیت الله المعظم سیّد عبدالکریم کشمیری دامت برکاته

4-آیت الله المعظم حاج شیخ محمّد تقی بهجت دامت برکاته

 

            بر گرفته شده از کتاب کرامات معنوی

                    سید عباس موسوی مطلق

 

 

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در جمعه پنجم آبان 1385 و ساعت 8:30 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید
                                                               

 

آیت الله العظمی محمد بهجت فومنی

در اواخر سال 1334 ه.ق. در خانواده ای دیندار و تقوا پیشه، در شهر مذهبی فومن واقع دراستان گیلان، چشم به جهان گشود. هنوز 16 ماه از عمرش نگذشته بود که مادرش را از دست داد و از اوان کودکی طعم تلخ یتیمی را چشید.

درباره نام آیت الله بهجت خاطره ای شیرین از یکی از نزدیکان آقا نقل شده است که ذکر آن در اینجا جالب می‌نماید، و آن اینکه:

پدر آیت الله بهجت در سن 16-17 سالگی بر اثر بیماری وبا در بستر بیماری می افتد و حالش بد می شود به گونه ای که امید زنده ماندن او از بین می رود وی می گفت: در آن حال ناگهان صدایی شنیدم که گفت: « با ایشان کاری نداشته باشید، زیرا ایشان پدر محمد تقی است. »

تا اینکه با آن حالت خوابش می برد و مادرش که در بالین او نشسته بود گمان می کند وی از دنیا رفته، اما بعد از مدتی پدر آقای بهجت از خواب بیدار می شود و حالش رو به بهبودی می رود و بالاخره کاملاً شفا می یابد. چند سال پس از این ماجرا تصمیم به ازدواج می گیرد و سخنی را که در حال بیماری به او گفته شده بود کاملاً از یاد می برد. بعد از ازدواج نام اولین فرزند خود را به نام پدرش مهدی می گذارد، فرزند دومی دختر بوده، وقتی فرزند سومین را خدا به او می دهد، اسمش را « محمد حسین» می گذارد، و هنگامی که خداوند چهارمین فرزند را به او عنایت می کند به یاد آن سخن که در دوران بیماری اش شنیده بود می افتد، و وی را « محمد تقی » نام می نهد، ولی وی در کودکی در حوض آب می افتد و از دنیا می رود، تا اینکه سرانجام پنجمین فرزند را دوباره « محمد تقی » نام می گذارد، و بدینسان نام آیت الله بهجت مشخص می گردد.

کربلایی محمود بهجت، پدر آیت الله بهجت از مردان مورد اعتماد شهر فومن بود و در ضمن اشتغال به کسب و کار، به رتق و فتق امور مردم می پرداخت و اسناد مهم و قباله ها به گواهی ایشان می رسید. وی اهل ادب و از ذوق سرشاری برخوردار بوده و مشتاقانه در مراثی اهل بیت علیهم السلام به ویژه حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام شعر می سرود، مرثیه های جانگدازی که اکنون پس از نیم قرن هنوز زبانزد مداحان آن سامان است.

باری آیت الله بهجت در کودکی تحت تربیت پدری چنین که دلسوخته اهل بیت علیهم السلام به ویژه سید الشهداء علیه السلام بود، و نیز با شرکت در مجالس حسینی و بهره مندی از انوار آن بار آمد. از همان کودکی از بازیهای کودکانه پرهیز می کرد و آثار نبوغ و انوار ایمان در چهره اش نمایان بود، و عشق فوق العاده به کسب علم و دانش در رفتارش جلوه گر.

منبع: کتاب به سوی محبوب و کتاب برگی از دفتر آفتاب

 ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385 و ساعت 8:50 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید
طهورا کام