تبليغاتX

سلام ***** به طهورا کام خوش آمدید ***** من مظاهر زاهدی هستم 24 ساله از شهر باران های زیبا "رشت" ***** این وبلاگ در اوایل سال 84 ایجاد شده و هر لحظه با نظرات گرم و صمیمی شما پا بر جا بوده است ***** دوست خوبم, تنها با وارد کردن ایمیل معتبر نام و نام خانوادگی خود در جشنوراره ماهانه طهورا کام شرکت کن . طهورا کام با هدف ترویج فرهنگ اسلامی و به رسم یادبود ، هر ماه برای یک نفر هدیه ای ارسال می کند ***** امیدوارم از لحظه هایی که در طهورا کام سپری می کنید لذت ببرید ***** طهورا کام

 

پنجمین خورشید سریال دیدنی ایام ماه مبارک رمضان که از شبکه سوم سیما در حال پخش میباشد مخاطبان خود را با سفر در زمان به وجد آورده است !

 

طنز : شاید سریال لاست (LOST ) تاثیر خودش رو بر فکر اولیه این سریال گذاشته !! به هر حال باید بنشینیم و ببینیم، تا عاقبت این رفت و برگشت ها معلوم بشه .

 

نظر یادتون نره ، لطفا ادامه مطلب رو دنبال کنید ...


ادامه مطلب
+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 و ساعت 1:16 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

 

 

در شناسنامه اسمش «خسرو» است ولی خانواده و بچه محل ها «محمود» صداش می کردند. خسرو شکیبایی متولد فروردین 1323 در خیابان مولوی تهران.
پدر خسرو سرگرد ارتش بود و وقتی او ، 13-14 ساله بود _ظاهرا بر اثر سرطان _ از دنیا رفت و باعث شد اون پیش از پایان کودکی وارد زندگی بزرگسالانه بشود.
او قبل از اینکه وارد عرصه تئاتر شود ، تو خیاطی و کانال سازی وآسانسور سازی کار می کند. در 19 سالگی برای اولین بار روی صحنه تئاتر میرود و بعد از مدتی به عباس جوانمرد ، معرفی و به صورت کاملا حرفه ای بازیگر تئاتر میشود. بازی در تئاتر ادامه داشت تا
بازی در نقش کوتاهی در فیلم خط قرمز (مسعود کیمیایی، 1361) به سینما آمد. و تا سال 1368 در نقشهایی ظاهر شد. از جمله در فیلمهای دزد و نویسنده، ترن و رابطه خوب ظاهر شد. اما از بازی در فیلم هامون (داریوش مهرجویی، 1368) بود که نام خسرو شکیبایی سر زبانها افتاد. او برای بازی بسیار زیبایش در همین فیلم از هشتمین جشنواره فیلم فجر، سیمرغ بلورین دریافت کرد و تحسین منتقدان و مردم را برانگیخت.
خسرو شکیبایی از سال 1368 به بعد، دیگر نتوانست از جلد حمید هامون بیرون بیاید و حمید هامون را در انواع و اقسام لباسها و تیپهای مختلف تکرار کرد. اما توانایی هایش انکارناپذیرش را در چند فیلم به معرض نمایش گذاشت: بازی تاثیرگذار او در دو فضای کاملا متفاوت در فیلم کیمیا (احمدرضا درویش، 1373) و بازی متفاوت او در فیلم کاغذ بی خط (ناصر تقوایی، 1380).
خسرو شکیبایی در تلویزیون هم موفق بود. از همان زمان که در نقش مدرس بازی کرد و آن مونولوگ طولانی معروفش را اجرا کرد تا بازی در مجموعه تلویزیونی روزی روزگاری، خانه سبز، کاکتوس، تفنگ سر پر و این اواخر هم که مجموعه تلویزیونی در کنار هم را روی آنتن دارد.
او آخرین جایزه اش را از ششمین جشن ماهنامه دنیای تصویر برای بازی در فیلم کاغذ بی خط دریافت کرد.
پس از گذشت نزدیک به 22 سال از اولین حضورش در سینمای مسعود کیمیایی، بار دیگر و اینبار در کنار استاد عزت الله انتظامی در فیلمی از مسعود کیمیایی ایفای نقش کرد: « حکم » (1383)

با بازی در نقش کوتاهی در فیلم خط قرمز (مسعود کیمیایی، 1361) به سینما آمد. و تا سال 1368 در نقشهایی ظاهر شد. از جمله در فیلمهای دزد و نویسنده، ترن و رابطه خوب ظاهر شد. اما از بازی در فیلم هامون (داریوش مهرجویی، 1368) بود که نام خسرو شکیبایی سر زبانها افتاد. او برای بازی بسیار زیبایش در همین فیلم از هشتمین جشنواره فیلم فجر، سیمرغ بلورین دریافت کرد و تحسین منتقدان و مردم را برانگیخت.
خسرو شکیبایی از سال 1368 به بعد، دیگر نتوانست از جلد حمید هامون بیرون بیاید و حمید هامون را در انواع و اقسام لباسها و تیپهای مختلف تکرار کرد. اما توانایی هایش انکارناپذیرش را در چند فیلم به معرض نمایش گذاشت: بازی تاثیرگذار او در دو فضای کاملا متفاوت در فیلم کیمیا (احمدرضا درویش، 1373) و بازی متفاوت او در فیلم کاغذ بی خط (ناصر تقوایی، 1380).
خسرو شکیبایی در تلویزیون هم موفق بود. از همان زمان که در نقش مدرس بازی کرد و آن مونولوگ طولانی معروفش را اجرا کرد تا بازی در مجموعه تلویزیونی روزی روزگاری، خانه سبز، کاکتوس، تفنگ سر پر و این اواخر هم که مجموعه تلویزیونی در کنار هم را روی آنتن دارد.
او آخرین جایزه اش را از ششمین جشن ماهنامه دنیای تصویر برای بازی در فیلم کاغذ بی خط دریافت کرد.
پس از گذشت نزدیک به 22 سال از اولین حضورش در سینمای مسعود کیمیایی، بار دیگر و اینبار در کنار استاد عزت الله انتظامی در فیلمی از مسعود کیمیایی ایفای نقش کرد: « حکم » (1383) و چقدر عالی بازی کرد. او در سال 1384 و 1385 چهار بازی قدرتمند دیگر نیز به کارنامه سینمایی اش افزود: چه کسی امیر را کشت؟، اتوبوس شب، رئیس و دست های خالی


مجموعه آثار:

- خط قرمز (مسعود کیمیایی - 1361)
- دادشاه (حبیب کاووش - 1362)
- صاعقه (1364)
- رابطه (پوران درخشنده - 1365)
- دزد و نویسنده (کاظم معصومی - 1365)
- ترن (امیر قویدل - 1366)
- شکار (مجید جوانمرد - 1366)
- هامون (داریوش مهرجویی - 1368)
- عبور از غبار (پوران درخشنده - 1368)
- ابلیس (احمدرضا درویش - 1368)
- جستجو در جزیره (مهدی صباغزاده - 1369)
- سارا (داریوش مهرجویی - 1371)
- پرواز را بخاطر بسپار (حمید رخشانی - 1371)
- یکبار برای همیشه (سیروس الوند - 1371)
- بلوف (ساموئل خاچیکیان - 1372)
- کیمیا (احمدرضا درویش - 1373)
- پری (داریوش مهرجویی - 1373)
- درد مشترک (یاسمین ملک نصر - 1373)
- لژیون (سیدضیاءالدین دری - 1373)
- سایه به سایه (علی ژکان - 1374)
- خواهران غریب (کیومرث پوراحمد - 1374)
- سرزمین خورشید (احمدرضا درویش - 1374)
- عاشقانه (علیرضا داودنژاد - 1374)
- روانی (داریوش فرهنگ - 1376)
- زندگی (اصغر هاشمی - 1376)
- دختردایی گمشده (داریوش مهرجویی - 1377)
- میکس (داریوش مهرجویی - 1378)
- دختری بنام تندر (حمیدرضا آشتیانی پور - 1379)
- کاغذ بی خط (ناصر تقوایی - 80/1379)
- مزاحم (سیروس الوند - 1380)
- اثیری (محمدعلی سجادی - 1380)
- صبحانه برای دو نفر (مهدی صباغزاده، 1382)
- ازدواج صورتی (منوچهر مصیری، 1383)
- سالاد فصل (فریدون جیرانی، 1383)
- حکم (مسعود کیمیایی، 1383)
- پیشنهاد پنجاه میلیونی (مهدی صباغزاده، 1383)
- ستاره ها: ستاره بود (فریدون جیرانی، 1384)
- عروسک فرنگی (فرهاد صبا، 1384)
- چه کسی امیر را کشت؟ (مهدی کرم پور، 1384)
- اتوبوس شب (کیومرث پوراحمد، 1385)
- دست های خالی (ابوالقاسم طالبی، 1385)
- رئیس (مسعود کیمیایی، 1385)

مجموعه های تلویزیونی:
- مدرس
- روزی روزگاری (امرالله احمدجو، 1368)
- خانه سبز (مجموعه - بیژن بیرنگ، مسعود رسام - 1375)
- کاکتوس (مجموعه سری اول - محمدرضا هنرمند - 1377)
- تفنگ سرپر‌ (مجموعه - امرالله احمدجو - 79/1378)
- در کنار هم (مجموعه تلویزیونی - فتحعلی اویسی- 1381)


جشنواره ها و جوایز:

- برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از هشتمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « هامون » - 1368
- برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از سیزدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « کیمیا » - 1373
- برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از بیست و سومین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « سالاد فصل » - 1383
- برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد از بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « اتوبوس شب » - 1385
- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از یازدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « یکبار برای همیشه » - 1371
- کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از دهمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم « چه کسی امیر را کشت؟ » - 1385
- دومین بازیگر نقش اول مرد سال به انتخاب نویسندگان و منتقدان سینمایی برای بازی در فیلم « کاغذ بی خط » - 1381
- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از پانزدهیمن جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « سایه به سایه » - 1375
- کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از بیستمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم « کاغذ بی خط » - 1380

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در شنبه بیست و هفتم تیر 1388 و ساعت 0:32 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

 

توجه : تا اطلاع بعدی ارسال پستی مقدور نمی باشد .

 

-------------------------------------------------------------

فراماسونری چیست :

می توان گفت این سؤالی است که افراد بسیاری قادر به پاسخ دادن  نیستند  و  یا اطلاعات دقیقی در این رابطه ندارند. این در حالی است که این تشکیلات و اعضای آن، نقش مهمی در تاریخ داشته اند و شناخت  این  تشکیلات،  برای  ما  مسلمانان امری لازم و ضروری است.
کلمه ی  ماسون (mason)   یعنی  بنّا،  فراماسون (Freemason)  یعنی  بنّای  آزاد. ماسونری  یک تشکیلات منظم جهانی است که بر  ارکان  دولت های  جهان  و  اکثر وجوه زندگی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جوامع، سلطه یافته است و  بسیار  هم آزادانه عمل می کند.  کسی  که  عضو  فراماسونری  است،  ماسون  یا  فراماسون نامیده می شود. ساختمانی که مرکز  فعالیت  ماسونهاست  لژ  نام  دارد.  یکی  از بزرگترین اهداف گروه های ماسونی این است که زمینه را برای حکومت فردی از بین ماسون ها با عنوان نمادین ضد مسیح (Antichrist  = دجال)، یا  به  تعبیر  بعضی  از گروه های ماسونی، فرعون جدید (New Pharaoh) آماده کنند. فراماسونری جمعیتی سرّی است که کسی به راحتی نمی تواند در حریم آن نفوذ کند و اگر هم راه یافت، مکلف است اسرار آن را مکتوم نگه دارد؛ اما با این وجود،  کسانی توانستند به حریم آن نفوذ کنند و به اسناد و مدارک مهمی دست یابند و  موفق  به  کشف  و  افشای اسرار آنها شوند. همه ی این افراد متفق الرأی  هستند  که:   «مسئله  یک  توطئه است که این توطئه از اواخر قرن هجدهم آغاز شده و تا به امروز هم با موفقیت تمام ادامه دارد و هدف نهائی آن ایجاد یک حکومت جهانی «شیطانی» است و برای پیاده کردن آن در سراسر عالم، به یک مبارزه وسیع و بی امان دست زده اند.»

اگر خواهان دانستن مطالبی در این رابطه هستید ، مستندی به صورت فیلم بر روی CD تهیه شده است که به رایگان از طریق طهورا کام برای شما ارسال می گردد .
توجه کنید که این فیلم را از هیچ منبع دیگری نمیتوانید به دست آورید . (مانند سایت های فروش فیلم و سی دی ) این فیلم مورد تایید صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است ، زیرا از طریق صدا و سیما پخش گردیده است .

ارسال درخواست :

برای درخواست فیلم ، باید فرمی که در اینجا آمده را به صورت کامل پر کنید . در این فرم حتما باید تمام فیلد ها پر شود. آدرس را کامل (استان – شهرستان – خیابان – کوچه – پلاک ) حتما همراه با کد پستی 10 رقمی ذکر کنید . در ضمن فیلد های : " نام و نام خانوادگی - شهر - آدرس - موضوع پیام - و فیلد پیام" را به صورت فارسی پر نمایید . لطفا در پر کردن فرم دقت فرمایید ، زیرا به فرم ناقص به هیچ وجه ترتیب اثر داده نخواهد شد . 

فرم درخواست فیلم : لطفا کلیک کنید

 

توجه :

(هزينه بسته بندي و كرايه پستي از سفارش دهنده

هنگام تحويل فيلم گرفته خواهد شد )

 

ارسال نظر شما از طریق
سیستم پیامک به طهورا کام:
09377331769

 

 

 

 

 

طهورا کام

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در شنبه چهاردهم دی 1387 و ساعت 2:2 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

 

فیلم  King of the hill در مجموع فیلمی حول نیازهای یک نوجوان است که پی در پی از طرف خانواده به ناچار نادیده گرفته می شود(فقر ،بیماری و ..).  اما نوجوان نقش اول این فیلم با پای گذاشتن به فراتر از سن خود اتفاقات روزمرگی را با هوشیاری و درک هرچه بیشتر از پیرامون خود پشت سر می گذارد.


او در سن خود یک نوجوان بسیار باهوش است که، در نمایی بسته از کارنامه پایان تحصیلات وی، فیلم این موضوع را برای بیننده روشن می کند. وقتی فیلم دیده میشود: شعور و فهم بسیار مطلوب نقش اصلی در عین خامی دوران نوجوانی وی رویت میشود . این خامی را میتوان در لو دادن مکان ماشین پدر در فیلم مشاهده کرد . چیزی که فیلم را متمایز میکند از دیگر فیلم های کودک و نوجوان نپرداختن یک بعدی به زندگی یک نوجوان است.

مثلا فقط نمی بینیم که به درس در کلاس پرداخته شود، که چگونه او همیشه در درسهایش موفق است. با تمام زیبایی های که در فیلم به کار رفته ، فیلم در گوشه هایی خالی از کارکرد جلوه می کند : مانند دخترک سیاهپوستی که در آسانسور با نوجوان صحبت می کند . نمایی ست که اگر از فیلم برداشته شود فیلم بدون درک نخواهد بود!!


شاید از نقطه نظر موشکافانه بتوان روابط بین آرون و دخترک همکلاسی که به او علاقه نشان میدهد را یک رابطه فقط ترحم آمیز نشمرد، دخترک در آغاز فیلم برمی گرد و بانگاه آکنده از احساس به نوجوان نظر می کند، و وقتی نوجوان به خود می آید  ، از این حرکت با حالت چهره اش تعجبی نشان میدهد که گویی حقیقتا چیزی نفهمیده است !! این نگاه می تواند بیننده را به حدس زودرس برای پایان فیلم اجبار کند، نیز از این منظر این حدس یک پایان عاشقانه می تواند باشد .


اما فیلم روندی اجتماعی را پی می گیرد و پایان فیلم آغازی دوباره برای نقش آرون و خانواده اش می باشد .

 

 

 

 

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 و ساعت 15:43 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

یک بازیگر



خواننده عزیز تو و من حالا تازه می فهمیم دلیل گیرا بودن آن دیالوگ معروفش را در فیلم سنتوری . که با جانش ان را میگفت  !!
وآن دیالوگ این بود : دانلود


شاید پیش خودش دلیل می آورد ، سینما یک چیز جهانی است و بازیگر باید بتواند در هر نقشی خوب ظاهر شود !! بله او در هر نقشی خوب بود و این را به همه ثابت کره بود.
اما ما ایرانی ها از روزی که فهمیدیم ، در فیلمی هالیوودی بازی کرده، نگران شدیم . من خودم به شخصه برای اولین بار که موضوع را فهمیدم گفتم : باز یک بازیگر دیگر پرید !!!

تا چند سال پیش نگران فرار مغزهایمان بودیم ، اما حالا نگرانی های ما چند برابر شده ... هنرمندان گاه بیگاه گرد و خاک می کنند . میکوبند .. کوبیده میشوند !! و آخر امر هم حاصلی جز خوشنودی استکبار ( ماسون ها ) ، چیزی گیر ما جماعت ایرانی نمی آید. ( که بلعکس : همه اش زیان است ) .
 هالیوودی که با فیلمی همچون 300 بصورت علنی تمام ایرانی ها را میخواهد در  افکار جهانی خراب کند ، شما بگویید : چطور باور کنم فراهانی ایرانی است .
این فقط خون نیست که ایرانی را از غیر ایرانی مشخص میکند ! بلکه افکار است که ذهنیت یک انسان را نسبت به اطرافش نشان می دهد.

حالا که اسمش در صدر اسامی بازیگران هالیوود قرار گرفته .. فکر کنم او به آرزویش رسیده . اما به چه قیمتی نمیدانم !!

نظر شما چیست :

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 و ساعت 8:1 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

 

سینمای امروز دنیا که توسط غرب بنیانگذاری شده است با اهدافی شکل گرفته که با ارزشهای الهی سنخیت ندارد . برخی از آن اهداف به شرح زیر است .

الف ) مبارزه با ادیان الهی و شکستن قداست مذهب و عصمت انبیاء . ترویج دنیا دوستی و تجمل گرایی و مصرف گرایی و ایجاد وابستگی بیشتر ملل ضعیف به ملل قوی . فرهنگ زدایی از ملل ضعیف و قالب کردن فرهنگ غرب . تشویق هنرمندان به خودنمایی . شهرت طلبی . دنیا دوستی و شهوت پرستی . حسادت و چشم و هم چشمی . ترویج خشونت و به نمایش گذاشتن زشتی ها و در نهایت باید گفت هدف سینمایی که غرب بنیانگذاری کرده به نمایش گذاشتن زشتی ها و مبارزه با ارزشهاست و برای رسیدن به این مقصود از هیچ عملی ، هرچقدر قبیح و زشت دریغ ندارند . هالیوود برای شکستن قداست مذهب و عصمت انبیاء بنیانگذاری شده و هدفش سلطه بخشیدن به یهود بر همۀ جهان است . و زدودن فرهنگ ملتها و حاکم کردن فرهنگ غرب بر جهان می باشد این سینما به تصویر کشیدن زشتی ها را مجاز می داند و برای جذاب کردن آثار خود هر عملی را مجاز می داند . با این اوصاف ، این سینما هیچ سنخیتی نمی تواند با اسلام و انقلاب داشته باشد .

در دنیای اسلام ، فعال ترین هنرها ، شعر و معماری بوده اند که هنرمندان این رشته ها هم اسلام شناس بوده اند  هم اهل معنی و معرفت . هنر جوشیده از نهاد الهی آنان بوده و آنچه را که در خلوت با معبود و معشوق حقیقی رخ می داده به زبان اشاره و کنایه و استعاره .... یعنی به زبان هنر بیان می کردند . در اسلام هنر نور است و عشق است و شور است و شعور .

هنر در اسلام زائیدۀ نیایش است . تراوشات لحظات وصل است . هنر به هنرمند مسلمان و معتقد عنایت می شود . هنر نزد هنرمند بجز ستودن معشوق و خدمت به مخلوق ، معنی دیگری ندارد . این هنر با آنچه امروز هنر نامیده می شود و دنیا خود را به آن مشغول کرده چه سنخیتی دارد ؟ متأسفانه تا امروز مسئولین جمهوری اسلامی همه سعیشان خدمت به این هنر و هنرمند بوده و اگر بعضی ها در جهت خلق اثری ارزشی و مذهبی تلاش کرده اند یا سعی در اصلاح وضعیت موجود نموده نوع نگرش آنان التفاتی بود  و بینش خالص مذهبی بر نگرش و عملکرد آنها حاکم نبوده

تردیدی نیست که تفکر حاکم بر سینمای امروز دنیا تفکری مادی است و دنیا خواستگاه آنهاست . یا جایزه دنیا یا شهرت دنیا یا زن و رفاه و خوشگذرانی دنیا یا پول و سرمایه دنیا یا ارضاء غرائض نفسانی و رسیدن به آرزوها و علائق دنیایی . این نگرش درست نقطۀ مقابل تفکر معنوی و تلاش برای تأمین آسایش آخرت و خدا محوری است . در آنجا تلاش برای رسیدن به دنیاست و در اینجا تلاش برای رسیدن به خدا . در نهایت باید نویسنده و کارگردان در سینمای مذهبی و الهی تغییر ماهوی کنند .

در سینمای موجود ، سینماگر حرف خود را می زند و خود را در جایگاهی می بیند و برای خود شأنیتی قائل است که فکر می کند می تواند برای مردم سخن بگوید و پیام داشته باشد مردم موظف اند به او گوش دهند . در کتابی به نام کارگردان کیست ، همۀ کارگردانان بزرگ دنیا یک مطلب را بیش از مطالب دیگر تکرار می کنند : کارگردان کسی است که حرفی برای گفتن دارد درحالیکه در مکتب اسلامی کسی از خود حرفی برای گفتن ندارد و برای خود شأنیتی قائل نیست . همه حکیمان و عالمان و عارفان خود را ریزه خوار قرآن و اهل بیت می دانند و آنچه استاد ازل گفته همان می گویند . و آنگاه که هنرمند به این دو ثقل ( قرآن و اهل بیت ) وصل شد و خود را به آنها سپرد و از آنها سیراب شد ، دریچه های حکمت و معرفت بر قلب او باز می شود و چشم بصیرت او بینا می گردد و چیزهائی را می بیند که دیگران نمی بینند . قدرت خلاق آنان به جوشش می آید و چیزهائی را خلق می کنند که دیگران قادر به خلق آن نیستند .

هنرمند فیلمنامه نویس و یا فیلمساز مسلمان در حقیقت در جایگاه هدایت مردم قرار دارد . او چه بخواهد چه نخواهد مرشد مردم است . با یک اثر میلیون ها انسان را به تلمذ وا می دارد و اگر این مرشد خود ارشاد نشده باشد مصیبتی به بار می آید که اکنون ما دچار آن هستیم . سینماگر امروز ما ، در جمهوری اسلامی ، مربا نشده مربی شده است این شاید در دنیا امری پذیرفته شده باشد اما در این کشور اسلامی و انقلابی پذیرفته نیست .

برای رسیدن به چنین سینمائی و تلویزیونی ابتدا ، باید جمعی از اندیشمندان مسلمان برای رسیدن به چنین سینمائی اطاق فکر تشکیل دهند . دوم . باید درس سناریو نویسی برای طلاب باسواد که سطح را گذرانده اند باشد و از نظر علمی و ایمانی رشد کرده باشند تشکیل شود . سوم . دانشکده های هنری ما باید به شیوۀ حوزه های علمیه و با هدف مبلغ و مربی پروری تغییر ماهیت دهند . ما فیلمساز و فیلمنامه نویس اسلام شناس و مؤمن نیاز داریم . و حقیر گمان می کنم تنها راه نجات تلویزیون و سینما همین است . و چهارم . تلویزیون و سینما باید زیر مجموعۀ یک مرکز آنهم زیر نظر مقام ولایت و حوزه های علمیه باشد . وسیله ای که در حد بسیار گسترده فکر و فرهنگ و اعتقاد مردم را در چنگ دارد . باید زیر نظر بزرگان دین و علمای حوزه ها اداره شود . 

منبع :  fsalahshur.blogfa.com

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در شنبه شانزدهم شهریور 1387 و ساعت 0:8 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

 

 

با سلام و عرض ادب به همه همراهان خوب طهورا کام، خصوصاً دوستداران سینمایی این وبلاگ . از روایت آخری که طهورا کام در مورد سینما داشت زمان زیادی سپری شده . از این رو مولف تصمیم گرفته چند خطی بعد از مدتها در مورد یکی از فیلم های سینمایی به قلم الکترونیک بنویسد .پس با طهورا کام همراه باشید .. .

 

 

 

شناسنامه فیلم :

کارگردان : محمد حسین لطیفی

تهیه کنندگان : علیرضا جلالی ، حمید آخوندی

نویسنده : مهدی سجاده چی

بازیگران :  حامد بهداد ، پوریا پورسرخ ، باران کوثری ، برزو ارجمند ، مهدی صبائی ، شهرام قائدی ، مرتضی زارع ، مالک سراج ، مجید یاسر ، مهدی سالکی

 

 

روز سوم در عین اینکه اثری متعلق به گونه جنگی و در اینجا دفاع مقدس به حساب می آید ، بنای اصلی درآم خود را بر سنگ پایه بستری عاشقانه استوار کرده است. از این رو در کنار تمام مختصاتی که موقعیت های جنگی می طلبد ، آدم های اصلی فیلم ره یافت عاطفی را نیز دنبال می کنند.

 

این موضوع اگر چه در سینمای جنگی جهان مثال های متعدد و فراوان دارد ، اما در سینمای جنگی ایران ، تقریبا اولین بار است که تجربه می شود .

سه شخصیت اصلی فیلم یعنی " رضا ، سمیره و فواد " در واقع سه ضلع مثلثی هستند ، که با قرار گرفتن در مسیری که یک سوی آن هجوم و تجاوز است و سوی دیگرش دفاع ، بعد دیگری را نیز تعقیب می کند : که منشوری از عشق ، غیرت و تنفر را در خود جای داده است . طبیعی است که در آن موقعیّت پیچیده نقش آفرینی این شخصیت ها کار ساده ای نباشد . با توجه به تمام محدودیّت هایی که در ساخت روز سوم وجود داشته است ، از محدودیّت زمانی گرفته تا عواملی نظیر بومی نبودن بازیگران و غیره .. به نظر می رسد بازی های آن (فیلم روز سوم ) دسته کم در خصوص شخصیّت های اصلی اش جزء عناصر قابل توجه فیلم به حساب آیند . بسیاری از منتقدان با انگشت نهادن بر عدای ناقص لحجه ها و گویش ها توسط بازیگران معتقدند که این زمینه واجد ضعف فراوان است .

آما بحث لحجه تنها یک بعد از ماجرا است و باز کردن آن به کل بازیگری باعث بی توجهی به بسیاری از زمینه های قوت اثر می شود . ضمن آن که اصلا بحث زبان و لحجه در سینما یک نوع عنصر قراردادی است  و اینکه بازیگران فیلم تا حدی توانسته اند موقعیّت خوزستانی بودن خود را تدائی سازند ، کفایت می کند. به هر حال هیچ کس انتظار ندارد ، یک بازیگر غیر بومی در عرض مدت کوتاهی تبدیل به یک شهروند مثلا "خرمشهری" بشود .این موضوعی است که حتی می توان در خصوص سینمای جهان نیز دنبال کرد و اگر قرار بر نگاه های خرده گیرانه این چنینی باشد بسیاری از بازیگران بزرگ سینمای جهان نیز لابد واجد نقص وضعف خواهند شد ...

روز سوم مثل هر فیلم دیگری بازیگرانش در دوشکل اصلی و مکمل ظاهر شده اند . بیشتر بازیگران فیلم به سبب آن که شخصیّت های فیلمی شان شمایلی تیپیکال داشته اند ، آن سان که باید و شاید ، بازیشان به چشم نمی آید و حتی در زمینه هایی نیز چندان مطلوب نیست .

 

مثل بازی بازیگر نقش رئوف و گاه از یک سری کلیشه تبعیت می کنند ، مثل بازی "شهرام قاعدی" که قرار است همان تیپ رزمنده چاق بامزه را باز تکرار کند . شاید در این بین تنها بازی "برزو ارجمند" از سایرین متمایزتر باشد و در فصل ها و برخورد های با خانواده اش که در ابتدای فیلم با اشاره سر به خواهرش تذکر می دهد حجابش را درست کند، یا درد کشیدن موقع آتش سیگار نهادن بر زخم یا اوج و فرود بخشیدن به لحن و کنش موقع حمله به رضا و سپس عقب کشاندنش توسط رزمنده ها ، جایی که به یکی از رزمنده ها تذکر می دهد : این دستم زخمیست می فهمی !! یکی از دیدنی ترین بخش های بازیگری او است . اما متعسفانه در ادامه خیلی روی زخمی بودن او تاکید نمی شود و حتی گاه از خاطر پاک می شود !

اما بازیگران اصلی فیلم که قرار است سه ضلع مثلث عشق ، نفرت و غیرت را تدائی سازند موقعیّتی متفاوت تر دارند . . .

 

 

دنباله در ادامه مطلب . ..


ادامه مطلب
+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در شنبه بیست و دوم تیر 1387 و ساعت 9:6 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

  

روزی یکی از دوستان بهم گفت :

فیلمی دیدم (فیلم پروانه - کارگردان فیلپو مویل- فرانسه)، توی فیلم دختر کوچولوی داستان می گفت: وقتی کوچیکتر از این بودم، یه شب یه خوابی دیدم، توخواب یه قناری داشتم.

ازاون قناری های قشنگ،با پرای زرد و سبز. یه بار خواستم آزادش کنم، تودستام گرفتمشو اونو بردم کنار پنجره. وقتی انگشتامو باز کردم، اون پرواز نکرد ...!؟

دختر کوچولو گفت، من خیلی خوشحال شدم.

گفت لابد دوسم داشته که نخواسته از پیشم بره.

 

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در شنبه بیست و ششم آبان 1386 و ساعت 11:19 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید
طهورا کام