تبليغاتX

سلام ***** به طهورا کام خوش آمدید ***** من مظاهر زاهدی هستم 24 ساله از شهر باران های زیبا "رشت" ***** این وبلاگ در اوایل سال 84 ایجاد شده و هر لحظه با نظرات گرم و صمیمی شما پا بر جا بوده است ***** دوست خوبم, تنها با وارد کردن ایمیل معتبر نام و نام خانوادگی خود در جشنوراره ماهانه طهورا کام شرکت کن . طهورا کام با هدف ترویج فرهنگ اسلامی و به رسم یادبود ، هر ماه برای یک نفر هدیه ای ارسال می کند ***** امیدوارم از لحظه هایی که در طهورا کام سپری می کنید لذت ببرید ***** طهورا کام

 

برای اینکه بدانیم به سعادت رسیده ایم یا نه، باید هدف خود را از زندگی مشخص کنیم و اینکه چرا زندگی کنیم هدف آخر چیست و آخرش به کجا ختم می شودنه اینکه همه ی ما با مرگ دست و پنجه نرم می کنیم و این دنیا ناپایدار و فانی است . پس چرا به دنبال درست زندگی کردن نیستیم چرا حسادت؟ چرا کینه ، دشمنی ، حرص و طمع ، دروغ و ...

بیایید یک لحظه هم که شده به خود بیاییم راه درست زندگی کردن را بیابیم و به دیگران یاد بدهیم . چرا اکثر مردم خوشبختی و سعادت و درست زندگی کردن رادر پول و ثروت و ضایع کردن دیگران و اذیت و آزار می دانند . چرا بعضی از مردم فکر می کنند پول حلال مشکلات است.با پول دار بودن مخالف نیستم. کی از پول بدش می آید! هر کس در زندگی دنبال راحتیه و این راحتی تا حدودی با پول حل می شود و به این معتقدم که فقر بدبختی می آورد و ما انسانها  برای برطرف کردن حداقل نیازهای روزمره به پول احتیاج داریم اما چرا پولدار بودن را در داشتن منزل و ماشین و غیره که هر روز از یک مدل استفاده می شود می دانیم. چرا هنوز تو فرهنگ انسان ها جا نیفتاده که سعادت یعنی چه ؟

اما به نظر من پولدار باشیم و استفاده درست از پول کنیم این راه سعادت است فرض کنیم یک آدم پولدار شده ایم چرا به جای چند تا ماشین آخرین مدل و غیره به دنبال سعادت واقعی نیستم ، و من نمی گویم که ماشین آخرین مدل نداشته باشید انسان باید از همه چیز استفاده کند تا به یک انسان عقب مانده تبدیل نشود اما می شود درست استفاده کرد وقتی به اندازه ای داریم که بتوانیم زندگی خود را اداره کنیم چرا باز هم می خواهیم این ها همه از حرص و طمع ناشی می شود حالا فرض کنیم یک ماشین مدل بالا با یک خانه تو بهترین جا آینده بچه ها هم تامین ِ چرا به جای اینکه دوتا خونه ی دیگه بخری یا ماشین دیگه ، این پول رو  پس انداز نمی کنید برای آینده بچه ها چرا به جای ثروت جمع کردن به فکر این نیستیم که بریم حج بریم کربلا بریم سوریه و... نه برای زیارت برای آشنا شدن با واقعیت ، زندگی واقعی رو پیدا کنیم به دیگران کنیم فکر کنید مال و ثروت جمع می کنیم و آخرش از این دنیا می ریم مال و ثروت چه می شود ؟ سرش دعوا می شه و اختلافات و آخرش هر کسی به به سهم خودش می رسه من نمی گم که به فکر بچه ها نباشیم آره وقتی بچه داریم باید به فکر اونا هم باشیم اما هر چی به اندازه ، باید کمکش کنیم روی پاهای خودش بایستد زمینه را برایش فراهم کنیم تا کار کند تلاش کند نه به قول معروف حلوا حلوا بیا تو دهن ما . مگر نه اینکه ما برای رسیدن به زندگی تلاش کنیم تا به آن چیزی که می خواهیم برسیم .
اما متاسفانه  خیلی از پولدارها معنی زندگی را نمی فهمند و زندگی را در طلاهای رنگ وارنگ و لباسهای آنچنانی برای هر روزشان و غیره می دانند و احساس می کنند اگر آنها را داشته باشند خوشبخت ترین آدمهای روی زمین اند .


اما اینطور نیست زندگی یعنی آرامش یعنی عشق دغدغه این را نداشته باشیم که کدام وسیله خوبه کدام بده زندگی واقعی را پیدا کنید بیدار شوید بیایید به جای کادو دادن یک ماشین یا چند سکه و طلا و جواهر  حج کادو  بدهیم این بهترین هدیه است که هم توی این دنیا می مونه و هم در آخرت .من اگر روزی پولدار شم اولین وسایل مورد نیاز زندگیمو تامین می کنم بعد دنبال حقیقت و عشق واقعی می گردم در چیزهایی که ذکر شد به دنبال آرامش می روم و آرامش واقعی را پیدا کنیم به دیگران کمک می کنم تا سعادت واقعی را پیدا کنند خودتان مقایسه کنید یکی آنقدر پول داره ، مال و ثروت داره که وقتی می میره همه به دنبال این هستند که چی داره چی نداره کِی مراسم تموم می شه تا برن ثوتش رو تقسیم کنند و اشک ریختن و صلوات دادن برای آن شخص همه ظاهریه فکر کنید کسی که حج رفته تو موسسه های خیریه کمک کرده به همه کمک کرده می دونید تو جامعه ی ما چقدر عروس و داماد هستند که به خاطر نداشتن پول هنوز سر خونه و زندگیشون نرفتند می دونید رفتند به آمریکا ... اینا هم خوشی های زود گذر هستند حالا این شخص را ببینید همهی آنهایی را که بهشان کمک کرده از ته دل براش صلوات می دن هیچ ثروتی تو دنیا نگذاشت اما در عوض عشق ، معرفت و جوانمردی را به دنیا هدیه داد .


 نمی دانم چند درصد از شما عزیزان موافق و چند درصد مخالف این نظرات من هستید منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستم . چشما تو نو باز کنید، به زندگی نگاه کنید زندگی واقعی را پیدا کنید و عشق و محبت را فراموش نکنید سعی کنید نسبت به حسادت ها ، کینه و آزار و اذیت بی تفاوت باشید و خوبی ها را نبینید تا موفق شوید و به آرامش برسید . حالا حتما می گویید این برای پولدارا ما چی ما که هشتمون گرو نهمونه ما چه کار کنیم ؟ شما هم می توانید . پول ندارید عقل که دارید به اون چیز هایی که خدا بهتون داده قانع باشید و بدانید بیشترین آرامش را مامی توانید پیدا کنید چون دغدغه ای ندارید  سعی کنید به  احتیاجات زندگی تون برسید به بچه هاتون کمک کنید می دونید برای کسانی که پولی ندارند اما تلاش می کنند و عرق می ریزند تا زندگی خود و بچه هاشونو تامین کنند و برای خانواده خود تلاش می کنند مثل کسانی هستند که در راه خدا جهاد می کنند از لحظه لحظه زندگیتون استفاده کنید نگذارید مشکلات شما را از پا در آورد آرامش خود تو نو تو زندگی حفظ کنید بدانید اگر از خدا بخواهید تنهاتون نمی گذارد و بدانید که حداقل این خوشبختی را دارید که ذهنتون شلوغ نیست بدانید و که اگر تلاش کنید آرامشتان بیشتر می شود  .امیدوارم که سعادتمند بشويد .


به امید موفقیت های آتی در زندگی
معراج احمدپور

+ نگاشته شده توسط معراج احمدپور در شنبه بیست و سوم شهریور 1387 و ساعت 6:4 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

همانطور که گفته شد ادبیات و زبان به فرهنگ سازی افراد جامعه نیز می پردازد هر جامعه ادبیات مخصوص به خود را دارا است که یک واحد بزرگ را تشکیل می دهد اما در یک مجموعه ی کوچک نیز، رشته های مختلف ادبیات مخصوص به خود را دارند مانند عصب شناسی ،روان شناسی ،جامعه شناسی و مهندسی ارتباطات و...که به چگونگی رابطه داشتن آنها با ادبیات می پردازیم.

 

عصب شناسی زبان :

محققان رفتار گرا زبان را یکی از رفتارهای آدمی به شمار می آورند و اصطلاحا آن را رفتار زبانی می نامند. از آنجا که متخصصان اعصاب ،ساز و کار های سخن را جزو حوزه ی فعالیّت مغز قرار می دهند. دانشمندان در صدد بر آمدند تا مناطقی را که در مغز با گویایی وشنوایی ارتباط دارند بشناسند وتاثیر صدمات مختلف مغزی را در گفتار یا درک زبان بررسی کنند این بررسی از آن جهت اهمیت دارد که ذهن آدمی نظیر استدلال ، قضاوت ، هنرآفرینی، تفکر و تاًمل به یاری زبان صورت می گیرد و برعهده ی عصب شناسی زبان است تا با پژوهشهای خود روشن سازد که آیا در مغز انسان جمله هایی برای سخن گفتن وجود دارد؟ همچنین پژوهشگران وظیفه دارند تا سیستم حفظ کلمات و چگونگی بیرون کشیدن واژه ها ی با معنی و مفهوم خاص را از میان انبوه واژگان ونیز مدت زمانی را که برای پرداختن جملات مختلف از قبیل اخباری ، پرسشی ، مجهول و منفی و جز آن لازم است و همچنین طرح بندی و روشهای اجرایی زبان را بررسی می کنند به طور خلاصه اینکه معلوم کنند مغز انسان چگونه گفتار را سامان می بخشد .

روانشناسی زبان :

به طور کلی روانشناسی زبان موضوعات وجنبه های مختلف زبان را در بر می گیرد از آن جمله اختلالات گفتاری که اغلب بر اثر صدمه های مغزی پدید می آیند و اشکالات زبانی دیگری که در اشخاص عادی بروز می کند ( مانند گرفتگی زبان ، پرداختن به جملات نا مفهوم و... ) می تواند اطلاعات با ارزشی را در مورد طرح ریزی زبان و تولید گفتار در اختیار روانشناسان زبان قرار دهند .

یکی دیگر از بررسی های روانشناسان ، زبان کودک است . کودکان از یک سالگی تک تک کلمات را ادا می کنند و از هجده ماهگی شروع به ساختن جملات بریده می نمایند و تقریبا از چهار سالگی توانایی مکالمه و به گفتگو پرداختن را به دست می آورند. بنابراین زبان ، روشها و قواعد زبانشناسی به نوبه ی خود به دانشهای گفتار درمانی و روانشناسی کمک شایانی کرده اند .

 

جامعه شناسی زبان :

یکی از مواردی که جامعه شناسان زبان به آن می پردازند گوناگونی های زبان در یک جامعه است که همه از یک دست نیستند وبه چند صورت بروز می کند بارزترین نوع گوناگونی همان لهجه های مختلف است که در قلمرو یک جامعه ی زبانی به کار می رود وبه یک ناحیه ی جغرافیایی خا ص مربوط می شود ومهم ترین اختلاف آنها در دستگاه صوتی آنها ست و در واژگان و دستور بسیار کم با یکدیگر فرق دارند. مانند لهجه های ایرانی که عبارتند از تهرانی ،ترکی ، گیلانی و...

 

مهندسی ارتباطات :

در زمانه ی ما که ثبت و ضبط و نقل صوت به وسیله ی دستگاه های مختلف الکترونیکی از قبیل تلفن و رادیو و نظایر آن امکان پذیر شده است ، زبان مورد مطالعه ی گروه دیگر از متخصصانی که مهندسان ارتباطات نامیده می شوند نیز قرار گرفته است این متخصصان بیشتر به ویژگی ها وخواص فیزیکی اصوات زبانی توجه دارند و در پی شناختن چگونگی تغییرات صوتی در حین اختلاف با وسایط مختلف از راه دور ونزدیک هستند.

نگارنده : معراج احمدپور

+ نگاشته شده توسط معراج احمدپور در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 6:44 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

مطلبی که در زیر آمده است از مجموعه مقاله سركار خانم معراج احمدپور می باشد .

ایشان دانشجوی سال آخر رشته زبان و ادبیات فارسی هستند که به امید خدا از این پس تصمیم گرفته اند در طهورا کام سخن به قلم الکترونیک باز کنند تا به طهورا کام افتخار همراهی داده باشند.

 

 

 

 

 

 

به نام خدا

قسمت اول / بررسی زبان و ادبیات فارسی ( نگارش داستان )

 

معمولی ترین تعریفی که از ادبیات ارائه می شود در مقوله ی شعر و شاعری است .وقتی می گوییم « ادبیات » فوری ذهن ما به شعر و شاعری سوق می رود . اما بهتر است که بگوییم ، شعر و شاعری شاخه و برگ هایی از ادبیات را تشکیل می دهد . هر کار وحرفه ای ادبیات مخصوص به خود را دارد که با آن پیش می رود.

برای مثال خوردن نیز ادبیات مخصوص به خود را دارد اینکه چه بخوریم، چگونه غذا بخوریم و موقع غذا خوردن چه کنیم ،اینها همه از اصول خاصی پیروی می کند که ناشی از ادبیات است حتی موقع راه رفتن نیز از این اصول پیروی می کنیم که نشاندهنده ی شخصیت ماست .جدای این بحث ها ادبیات می تواند علاوه بر شعر وشاعری  به زبانشناسی ،پیدایش زبان ،داستان نویسی و...همچنین به فرهنگ سازی افراد جامعه بپردازد که در این مبحث توضیح داده خواهد  شد .

 

شعر وشاعری :

بیشتر اشعار همانطور که جنبه ی عاشقانه دارند ما را به سوی عرفان نیز سوق می دهد مانند اغلب اشعار مولانا که در مورد سیر وسلوک و رسیدن به معشوق سخن به میان می آورد .

 

زبانشناسی :

قبل از اینکه شروع به نوشتن شعر کنیم باید این نکته را مورد توجه قرار دهیم که با جه زبانی شعر بگوییم  با زبان کوچه وبازار، شعر نو یا سنتی ...مردم چه می خواهند ، فرهنگ جامعه چه نوع شعری را می پسندد و زبان را مورد توجه قرار دهیم . همانطور که می دانیم زبان وسیله ای ارتباطی است ...حالا، این ارتباط می تواند از طریق شعر، داستان  وحتی خط باشد  که اغلب شاعران با زبان شعر این رابطه را برقرار می کنند .زبان از قدیمی ترین ایام وجود داشته و دارد ویکی از اصلی ترین وسیله ی ارتباطی است علاوه بر ان خط نیز یک وسیله ی ارتباطی است اما به اندازه ی زبان مهم نیست زیرا ممکن است کسانی باشند که سواد خواندن ونوشتن نداشته باشند در این صورت خط کارایی مهمی نمی تواند داشته باشد و این از مهم ترین علل برتری گفتار نسبت به نوشتار است .خط به عنوان ثبت نمود اوایی زبان اختراع شده است ،برای مثال ،بعضی از کلمات با زبان به طور دقیق تلفظ نمی شوند و باید از خط کمک گرفت کلمه ای مانند اجتماع را که در تلفظ اژتماع یا اشتماع خوانده می شود در خط به طور دقیق مشخص می کنیم  و از غلط ادا شدن آن جلوگیری به عمل می آوریم و همچنین خط می تواند وسیله ای برای ارتباط برقرار کردن ، باشد در گذشته خط به صورت تصویری استفاده می شد و با کشیدن اشکال مختلف با دیگران رابطه برقرار می کردند تا اینکه کم کم خط میخی و فینیقی و...اختراع شد .

 

زبان علاوه بر نقش ارتباطی نقش های دیگری را نیز بر عهده می گیرد از جمله :

نقش بیان  فکر :

زمانی که فرد فکر می کند فعالیت ذهنی او در غالب زبان انجام می گیرد برخی این نقش زبان را تکیه گاه اندیشه نام نهاده اند پس هر گاه زبان به منظور تفکر وتلاش ذهنی انسان و چاپ وانتشار ونتیجه ی تحقیقات یک دانشمند یا نظریه ی جدید باشد ابزار بیان فکر یا تکیه گاه اندیشه است .

نقش بیان ما فی الضمیر:

که برای ارتباط به کار نمی رود بلکه برای بیان احساسات وعواطف وپرده برداشتن از دنیای درون خود سخن می گوید و به قضاوت دیگران چشم ندارد.  به عنوان مثال، گاهی افراد با خودشان حرف می زنند یا شعر می خوانند بعضی وراجی را از این نوع دانسته اند به طور کلی نقش این زبان را حدیث نفس می نامند .

نقش زیبایی آفرینی :

از زبان به عنوان ابزاری برای زیبایی استفاده می کنند و گوینده برای تاثیر بیشتر کلام خود و نشان دادن فصاحت وبلاغت وبرتری معنوی خویش وبالا بردن مقام خود و نیز آرایش کلام به گونه ای که حتی نمی تواند پیام خود را برساند و فقط ظاهر سازی کرده است از زبان استفاده می کند .

 

بحث ما تا اینجا در مورد شعر و زبان وخط بود حالا از این بحث خارج می شویم ومی پردازیم به داستان نویسی .می خواهم داستان بنویسم اما نمی دانم چه بنویسم یا از کجا شروع کنم ؟

جواب سوال شما اینجاست:  شما باید بدانید که هدف شما از نوشتن داستان چیست.

 آیا از داستان به عنوان کاغذی پر از کلمه ها وجمله ها استفاده می کنید ؟

اغلب افراد برای سرگرمی داستان می نویسند به همین دلیل معمولا داستان اینگونه افراد تکراری است و جذابیت خاصی ندارد  بهتر است موقع نوشتن داستان هدف را مشخص کنیم اینکه آیا زندگی خودمان را می خواهیم به تصویر بکشیم یا دیگران.  شاید هم هدفمان نوشتن برای کودکان ونوجوانان باشد.  وقتی هدفم مشخص شد حالا باید برای هدفم موضوع انتخاب کنم سعی کنید موضوعی را که انتخاب می کنید به داستانتان ربط داشته باشد .

داستان :

زاویه ی دید را مشخص کنید. اول شخص، دوم شخص یا سوم شخص و سپس شروع به نوشتن می کنیم.

 اول از مقدمه شروع می کنیم. مقدمه ای که خواننده را ببرد به اصل مطلب یعنی موضوع داستان و زاویه ی دید را مشخص کند. این را نیز  ذکر کنم که داستان می تواند مشکلات جامعه و بی بندو باری ها یا حتی مزایای یک جامعه را بازگو کند حالا می توانیم طرح داستان را بریزیم. درست مثل کسی که می خواهد ساختمان سازی کند.  داستان باید پیچیدگی داشته باشد اما مراقب باشید که از حد افراط فراتر نرود چون در غیر این صورت شکل رمان به خود می گیرد.  البته در نوشتن رمان هم باید این اصل را رعایت کنیم چون ممکن است داستان کش پیدا کند . نیز ، خستگی را به دنبال دارد.

حالا می پردازیم به شخصیت داستان. سعی کنید قهرمان و شخصیت داستان پایاپای همراه داستان باشد و از متن داستان فاصله نگیرد. فاصله ی مکانی و زمانی داستان را حفظ کنید به لحن داستان توجه کنید لحن داستان را با فضایی که داستان در آن قرار گرفته تطابق دهید ودر پایان از داستانتان نتیجه گیری کنید اینطور نباشد که فقط با خوشی یا غم داستان را تمام کنید بلکه سعی کنید پایان داستان را به عهده ی مخاطب بگذارید یا حداقل به خواننده اجازه دهید که آخر داستان را حدس بزند بعد خودتان آخر را به پایان ببرید .

تا اینجا برایتان در مورد ادبیات وشاخه برگهای ان توضیح دادیم امید وارم که  نسبت به ادبیات دید بازتری پیدا کرده باشید وفقط به اطلاعات محدود بسنده نکنید .

 

 نگارنده : معراج احمدپور /منتظر مطالب بیشتر باشید

+ نگاشته شده توسط معراج احمدپور در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 و ساعت 6:24 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید
طهورا کام