نمایشگاه که تموم شد ..... ولی به غير از ما ها که دنبال درسيم بقيه هر وقت به هم ميرسن جزو سوالات دوم يا سومشون ميشه که رفتي نمايشگاه ؟؟؟؟ ..... مثلا ميگه نه يا آره ..... اون دوباره ميگي واي نبودي چه اتفاقي افتاد ، داشتيم راه مي رفتيم که ........ احتمالا شما هم از اين داستانا شنيدين .... و اگه نرفته باشين فک مي کنيد پياز داغشو زياد کردن يا دارن دروغ مي گن .... ولي اکثرش راسته ......
اول که وارد نمايشگاه مي شي غرفه هاي انتشارات عموميه .... وضع نسبت به نمايشگاه بد نيست ... دقت کنيد نسبت به نمايشگاه ..... تک و توک خوب و چند تا چندتا بي حيا پيدا ميشن ..... اگه خانم ها بدونن راه هاي سو استفاده ي پسرا رو از اين شلوغي و مختلط بودن زن و مرد ..... حداقل مي خوان بيان نمايشگاه يک کم با حجاب تر از هميشه ميان .... ولي متاسفانه بر عکسه .... بعضيا خودشون دوست دارن ..... رو صحبتم با اونا نيست .... اونا به قدري شخصيت حقيري دارن که داشتن شخصيت رو به ديدن پسر به خودش مي بينه ..... و تو اين راستا هر کاري مي کنه .....
حالا از جو مردم مي اييم بيرون .... جوو مسئولاي غرفه ها ...... تو غرفه هاي انتشارات کمک آموزشي ..... امسال چند برابر پارسال از زن استفاده شده بود .... چون واقعا جواب ميده ..... داري رد ميشي از جلوي غرفه يارو زنه با صداي خاص مي گه آقا پسر يه لحظه بيا اينجا ..... اون پسره بايد نفس امارش خراب باشه ( که غير ممکنه ) يا اينکه خدا رو بيشتر دوست داشته باشه که وقتي با اين صدا مورد خطاب قرار مي گيره نره جلو ..... حالا ميره جلو بعد احوال پرسي و اينا ميگه مثلا اين کتابا رو با اين ويژگي ها داريم .... پسره هم برا اينکه رو دختره رو زمين ننداخته باشه .... يا مثلا دختره بگه چه لارجه .... و در کل دختره از اين پسره خوشش بياد ( حداقل تو فکر پسر) .... اون کتابو مي خره ..... اينم يه چيز مرسومه .... تو همه جاي جهان .... وقتي زن ابزار شه همين ميشه .....
(فلان ناشر ) .... اون کسايي که مسئول بودن و پشت ميز بودن شايد حدود 50 نفر بودن .... يه يه مسير 15 متري .... حالا فکر کنيد هم پسر هم دختر( تو اون فضاي 15 متر در 70 سانت) .... دختراشم بيشتر سعي کرده بودن قسمت جلويي موشونو بپوشونن ( فقط سعي کرده بودن ).... بقيش باز بود .... حالا کسايي که ميرفتن از قلم چي بخرن شايد تو بيشترين شرايط 30 نفر ميشدن .... البته من هيچ نفر هم ديدم .... حالا طريقه قلم چي چي بود .... اينکه دخترا پسرا رو صدا مي زدن که بيان .... پسرا هم نامردي نمي کردن مي رفتن و دخترا رو ميذاشتن سر کار ... خندشون که تموم شد ته تهش يکي دو تا کتاب مي خريدن و ميومدن ..... پسرا دخترا رو بيشتر صدا مي کردن ..... دخترا هم همونطور که ميدونيد تيپ هاي بد حجابشون دو دستن .... يه دسته کسي که دوست دارن پسرا بهشون توجه کنن و بگن و بخندن .... يه دسته هم نه تو اين واديا نيستن توجه پسرا رو تو شعار نمي خوان ولي با اون تيپي که ميزنن پسرا جذبشون ميشن ..... از همين جهت يا دختره با پسره گرم مي گرفت و چند تا کتاب مي خريد ...يا دختره رد مي شد مي رفت ....
(فلان ناشر ) .... غرفشون چند تيکه بود و تو هر تيکه سه نفر .... يه جا هر سه نفر مرد يه جا زن يه جا هم مختلط ..... وضعيت حجابشون نسبت به جاي ديگه خيلي بهتر بود و خانم هاشم خيلي با حيا بودن ....... من نديدم دختره به پسرا که دارن رد ميشن بگه بيايين جلو .... همچنين بر عکسش .... ولي وقتي خودت مي رفتي جلو ميومدن کمکت کنن ..... البته اونم با احترام .... نه مثل بقيه غرفه ها دختره صميمي شه .... پارسال مشتري هاي قلم چي بيشتر بود از گاج امسال دقيقا گاج دو برابر قلم چي مشتري داشت ....
بقيه غرفه هاي کمک آموزشي ها هم اکثرا همين بودن ... که دختر گذاشته بودن .... که رد ميشدي بهت بگه بيا جلو ... يا اگه شلوغ بود خودت رفته بودي جلو چيزي بگيري همچين صميمي بياد جلو که خوراک اينه که چند تا پسر بيان دختره رو مضحکه خودشون کنن و بخندن و دختره هم اگه بي عقل باشه بخنده و برن ..... چيزي که زياد ديدم ....
وضعيت غرفه دارن ناشران دانشجويي بهتر از بقيه جاها بود .... البته يه ملاک خوبي هم بود که هر جا مي خواستن به وسيله زن فروش ببرن بالا يعني محتواي چرتي داره کتاباشون .... ما هم سعي کرديم هر جا مرد هست يا دختر با حجاب و متين هست بريم .... والبته الانم خوشحالم چون کتابايي که گرفتم همشون عاليه .... چند تا کتاب قشنگ که هيچ جا نداشت رو شانسي پيدا کردم و کلي خوشحالم ....
ولي خب به نظرم نسل بعدي مسئولان کشور که ماها باشيم ، کشور رو مي خوايم چيکار کنيم .... وقتي حجاب در حد حکم ساده شرعي باشه .... منم باشم رعايت نمي کنم .... وقتي مي گيم حجابتو رعايت کن ... دختره مي گه چرا .... ميگيم چون گناهه .... خب دختره بگه گناهه که گناهه به من چه ..... اگه همينجور پيش بريم هيچي که نميشيم هيچي ، کلي ديوونه مي شيم .... تو خود قرآن اومده به محتواي خردمندانه دين توجه کنيد و اونو تبليغ کنيد ..... يه دختره گفت چرا حجاب ؟؟؟ ...... نگو چون ثواب داره ... بگو به خاطر اين مشکلات اجتماعي ... اين مشکلات روحي که برات پيش مياد .... اين همه توهيني که پسرا بهت مي کنن .... اين همه توجهي که به جسمت ميشه ... جسمي که 10 سال بعد ديگه از بين ميره .... جسمي که تجزيه پذيره ... با حجاب مي توني کاري کني که روح زيبات که روح خداست و کلي زيبايي داره رو بياري رو .... اون روحي که نه فرسوده ميشه نه تجزيه ....
همين ديگه .... نمايشگاهم خيلي کتاباش عالي بود .... پارسال کتابي جني رو بورس بود امسال کتب ازدواج ...........
به نقل از http://basijisiasi.parsiblog.com/
+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در یکشنبه دهم خرداد 1388 و ساعت
12:20 |