تبليغاتX

سلام ***** به طهورا کام خوش آمدید ***** من مظاهر زاهدی هستم 24 ساله از شهر باران های زیبا "رشت" ***** این وبلاگ در اوایل سال 84 ایجاد شده و هر لحظه با نظرات گرم و صمیمی شما پا بر جا بوده است ***** دوست خوبم, تنها با وارد کردن ایمیل معتبر نام و نام خانوادگی خود در جشنوراره ماهانه طهورا کام شرکت کن . طهورا کام با هدف ترویج فرهنگ اسلامی و به رسم یادبود ، هر ماه برای یک نفر هدیه ای ارسال می کند ***** امیدوارم از لحظه هایی که در طهورا کام سپری می کنید لذت ببرید ***** طهورا کام

 

 

غريزه جنسى، قوى‏ترين غريزه انسانى است كه زندگى انسانى را از نظر كمى و كيفى مورد تاثير و تاثر قرار مى‏دهد. اين غريزه در كنار غريزه گرسنگى، بسترساز فرهنگ‏هاى انسانى در طول تاريخ شده و دين با ورود در اين بستر، معنا بخش فرهنگ انسانى مى‏شود; به همين دليل در تاريخ اديان كمتر دينى است كه درباره مسئله جنسى سخن نگفته باشد.

 
2. غريزه جنسى در يك چارچوب، مورد توجه اديان قرار مى‏گيرد و در چارچوب جهان‏بينى آن دين، جايگاه مسئله جنسى را با توجه به انسان‏شناسى خود، و جهان‏شناسى و اخلاقيات مبتنى بر آن، تشريح و تفسير مى‏كند كه اغلب دائر مدار آن، انسان واسطه‏اى و متعالى دينى، مثل پيامبران و يا بنيان‏گزاران دين مثل بودا قرار مى‏گيرد.
 
3. در غرب مسيحى قرون وسطى كه انسان كامل مسيحى محور معرفت‏شناسى، جهان‏شناسى، انسان‏شناسى و سپس جامعه‏شناسى واقع شده بود، درباره مسئله جنسى، چه از بعد انسان‏شناسى و چه جامعه‏شناسى، به همان ميزان قضاوت مى‏شد و چون انسان‏هاى كامل مسيحى، حضرت مسيح و حضرت مريم و حضرت يحيى (ع)، هر سه ازدواج نكرده، در مسيحيت دورى از عمل جنسى، يك شرط براى انسان كامل شمرده شد و كم كم ترك عمل جنسى به ترك كلى عمل جسمى كشانده مى‏شود و در دوران قرون وسطى، انسان‏هايى اعم از زن و مرد، دور از شهرها در نقاط دور افتاده جنگل‏ها و كوه‏ها و بيابان زندگى مى‏كردند كه به دور از لذت‏هاى جسمى يك زندگى كاملا مجردانه داشتند. پس حجاب در همين جهت قلمداد مى‏شد; يعنى دورى از لذت‏هاى جسمانى بطور كامل.
 
4. با شروع رنسانس، تفسيرى ديگر از انسان كامل ارائه شد كه بر فرهنگ جنسى غرب به شدت اثر گذاشت; اين تفسير آن بود كه چون خدا در جسم انسان (عيسى) تجلى يافته است، پس جسم انسان تقدس مى‏يابد، به همين دليل سعى در زيباشناسى جسم انسان است و با يك نوع آناتومى جسم انسان و بدست آوردن رگ، پى، ماهيچه، استخوان و... به ترسيم جسم‏هاى زيبا پرداخته شود كه اين مهم به وسيله «لئوناردو داوينچى‏» و «ميكل آنژ» و «رافائل‏» ، بر روى ديواره‏هاى كليساهاى روم و فلورانس انجام مى‏شود. به طورى كه جسم‏هاى برهنه و بسيار موزون و هماهنگ بر روى ديوارها ترسيم و يا در مجسمه‏ها تجسم مى‏يابند. شرمگاه اناث حذف و ذكور بسيار كوچك ترسيم مى‏شود تا گفته شود خود جسم مطمح نظر است، نه مسائل جنسى آن، ولى با همين ترسيم انسان برهنه، اولين قدم برهنگى در غرب، توسط نوعى تفسير از انسان كامل رخ مى‏دهد.
 
5. دو تفسير حجابى و برهنگى از انسان كامل در غرب، با همان حالت تضادگونه در غرب ادامه يافت تا تفسير يهودى دين مسيحيت در قالب پروتستانيزيم اتفاق افتاد و بر تفسير برهنگى انسان كامل بصورت شديدتر تاكيد شده است و كفه به طرف برهنگى در جامعه غربى سنگينى كرد تا آنكه بر برهنگى انسان به شدت تاكيد شد و اين زمانى بود كه انقلاب صنعتى رخ داد و ماشين به صحنه زندگى انسان‏ها آمد.
 
6. اين تاكيد از سوى فرويد صورت گرفت كه بر فرهنگ يهودى در باب جنسيت تاكيد مى‏كرد و نمونه‏هاى آن در نامه‏هاى خصوصى او مشاهده مى‏شود. فرهنگ يهودى يكى از جنسى‏ترين فرهنگ‏هاى دينى است كه بر رابطه‏هاى جنسى محارم مثل دختر و پدر، و پسر، و مادر، و برادر و خواهر با ديده اغماض نگريسته است و آنها را بى‏اشكال دانسته است. فرويد با فرهنگ يهودى بر فرهنگ جنسى مسيحيت هجوم برد و سعى كرد كه بر برهنگى جنسى، چه از نظر بدنى و چه از نظر روحى تاكيد كند و ريشه تمامى عقده‏هاى انسانى را در حجاب (به معناى عام) خلاصه كند كه مانع عمل جنسى، بطور برهنه، در طول زندگى انسانى مى‏شود.
 
7. انقلاب صنعتى در غرب و مهاجرت جغرافيايى انسان‏ها از مكان‏هاى كوچك به مكان‏هاى بزرگ و تماس‏هاى دو جنس در سطوح مختلف‏كارى، هنجارشكنى جنسى را افزايش داد. حال اگر اين را به برهنگى اجبارى زنان، به علت كار با دستگاه‏هاى خطرناك و كشانده شدن زنان به درون دستگاه، توسط لباس‏هاى زنانه اضافه كنيم، به خوبى برهنگى زنان در محيط كار ترسيم مى‏كند. تاثير صنعت تا جايى رسيد كه همسران، چه زن و چه مرد، به روابط جنسى فراتر از ازدواج روى آوردند و اين روابط جنسى خارج از عرف و قانون موجب شد كه برهنگى زنان در قالب فحشا و فاحشه‏هاى برهنه افزايش يابد (رابطه صنعت و برهنگى در دائره‏المعارف غرب مثل بريتانيكا آمده است).
 
8. ورود ماشين به زندگى عمومى انسان‏ها در غرب، برهنگى را افزايش داد، چرا كه ماشين‏ها انسان‏ها را از خانه و خانواده جدا مى‏كرد و حتى ماشين به عنوان جايگزين خانه مطرح شد و خانه‏هاى متحرك در ماشين ترسيم شدند. پس ماشين رقيب خانه و انسان‏هاى ماشين دار رقيب خانواده شدند. پس روابط جنسى غير معمول و غير عادى رواج يافت و روابط جنسى غير معمول، برهنگى را بيشتر رواج داد; مثل نقاشى‏هاى برهنه جنسى و تشويق براى برهنگى (فيلم تايتانيك و شكسپير عاشق به خوبى اين مسئله را نشان مى‏دهد).
 
9. ماشين و محيط كار صنعتى و نظريه مبتنى بر فرهنگ يهودى جنسى فرويد، سه عاملى بودند كه انقلاب جنسى در غرب را به وجود آوردند. و غرب را از دوران ملكه ويكتوريا به دوران برهنگى وارد كرد و بر همين اساس، گروه‏هايى به وجود آمدند كه سخت‏بر برهنگى جمعى تاكيد كرده و برهنگى را نيز معيار گروهى قرار دادند، اين گروه‏ها هيپى‏ها، پانك‏ها، رپ‏ها و... بودند و سبب رواج برهنگى شديدتر شدند كه امروزه به Nake يا برهنه‏هاى مادرزاد مشهور شده‏اند.
 
10. بنابراين، در غرب اگر حجاب مطرح شده است، يعنى دورى شديد از عمل جنسى و غريزه جنسى (چه زن و مرد) و اگر برهنگى مطرح شده است، يعنى آزادى عمل جنسى و رفتن در آن. پس حجاب در غرب، نقطه مقابل انسان و غريزه قرار گرفته است، بطورى كه اگر كسى حجاب داشته باشد، عليه انسانيت‏خود قدم برداشته است و بى‏حجابى، يعنى برگشت و بازگشت‏به خويشتن خويش.
 
11. ولى اين برهنگى به‏جاى بازگشت‏به خويشتن انسانى، موجب شد كه انسان‏ها از خودشان بيشتر دورتر شوند، اول آنكه برهنگى وسيله‏اى شد كه بدن انسانى طعمه مطامع اقتصادى شود. بدن فروشى، به صورت فحشا و به صورت مانكن تبليغاتى كالا و به صورت بازيگران فوتبال و ورزش‏هاى ديگر و به صورت هنرمندان سينمايى و تلويزيونى و... معمول شد; يعنى به جاى كرامت انسانى، ذلت و رذالت انسانى نصيب او گرديد.
 
12. انسان‏هاى معمولى‏اى كه برهنه شدند نيز به عنوان محل مصرف مد و «ابزارهاى اقتصادگردان سرمايه دارى‏» در مصرف تعيين شدند و از لباس زير تا لباس رو، همه تابع مد روز واقع شدند (لباس گشاد يا لباس تنگ و يا تركيبى از آن دو و..). ; در نتيجه مد به عنوان تنوع‏طلبى مطرح شد، ولى در واقع سبب غفلت‏زايى مداوم از خود و هم‏نوع خود و جهان اطراف گرديد; بنابراين برهنگى عمومى، از خودبيگانگى عمومى را براى انسان غربى به ارمغان آورد.
 
13. برهنگى در غرب، بى‏رغبتى جنسى را براى غربى به ارمغان آورد، چرا كه برهنگى سبب تحريك اوليه انسان به طرف عمل جنسى در سنين اوليه بلوغ مى‏شود، ولى در نهايت‏به سرد مزاجى جنسى تبديل مى‏شود، چرا كه اسراف جنسى در دوران بلوغ، به بى‏رغبتى جنسى در سنين بالاتر منتهى مى‏شود، مگر آنكه كالاهاى رغبت افزاى جنسى به ميدان بيايد، مثل الكل و يا قرص‏هاى نشاط آور جنسى كه باز در دراز مدت سبب بى‏رغبتى جنسى بيشتر خواهد بود و چون غريزه جنسى كه نشاط آور زندگى است، به ركود كشانده شود، بنياد خانواده رو به سستى مى‏رود و فحشا جاى آن را پر مى‏كند و افسردگى فردى بر افراد حاكم مى‏شود كه به عنوان طاعون عصر غرب مطرح شده است; پس برهنگى بر افسردگى جنسى غرب، و ركود روحى و روانى افراد افزوده است.
 
14. حجاب در اسلام براى حفظ نشاط جنسى است، چون حجاب تخيل جنسى را تحريك مى‏كند و سبب مى‏شود كه مسئله جنسى معنادار شود و دچار بى‏معنايى نگردد (مثل برهنگى) و چون اسلام بر طبيعت جنسى سخت تاكيد دارد و انسان كامل خود را نه فقط در معنويت انسان كامل، بلكه در مسائل دنيوى و جنسى او مى‏داند (چون نكاح و عمل جنسى از سنت انسان كامل در اسلام مى‏باشد و هر كس از اين سنت روى بر مى‏گرداند، از او نيست). پس انسان كامل در اسلام الگوى جامع و كامل انسان در دنيا و آخرت و از جمله مسئله جنسى است كه بايد مورد تقليد قرار گيرد. 
پس حجاب يك فرهنگ جنسى است كه سبب گرم واقع شدن غريزه جنسى در سطح يك جامعه و هدايت ارضاى آن در قالب خانواده مى‏شود به همين دليل امروزه شرق به علت محور قرار دادن ارضاى جنسى و حجاب، جنسى‏تر از غرب قرار داده شده است و تاريخ شرق و غرب نيز مؤيد مسئله است و شايد به همين دليل است كه عرفان شرقى در هند و عالم اسلام به زبان جنسى بيان مى‏شود; مثل شعر حافظ و ابن عربى كه فص محمديه را فص نكاحيه و جنسى ناميده است; به همين دليل است كه معنويت از جنسيت جدا نيست و حجاب علاوه بر حفظ كرامت انسانى، سبب رشد انگيزه جنسى در جامعه و نيز رشد نشاط جامعه اسلامى مى‏شود، بدون آنكه به سستى و لهو و لعب دچار شود.


 نويسنده: ابراهيم - فياض

منبع: سايت - باشگاه انديشه

+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 15:13 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

 

 

از آنجايي که به عنوان يک دانشجو کارهاي زيادي داريد و از نظر زمان در مضيقه هستيد ، لازم است که براي فعاليتهاي خود يک برنامه ي کار داشته باشيد. اين نوع برنامه کمک مي کند تا از پيش کارها را منظم کنيد و به موقع هر کاري را انجام دهيد و از نگراني هاي بي موقع شما کاسته شود .
بر اساس کارهاي مربوط به هر موضوع درسي وقت کار و تفريح خود را مشخص کنيد. براي هر موضوع به خصوص حداقل از يک هفته قبل به مطالعه بپردازيد. در اين مورد پيشنهادهاي زير را مورد عمل قرار دهيد:

  1.  برنامه مطالعه خود را با ديدي واقع بينانه طرح ريزي کنيد .
    مقدار زيادي کار براي يک مدت محدود درنظر نگيريد .
  2. کارهاي فوق العاده را هم منظور بکنيد .
    گاهي کارهاي غير منتظره و عوامل ديگري پيش مي آيند که ممکن است برنامه کار شما را به هم بزند ،
    براي اين کارها وقت لازم را پيش بيني کنيد . اين نشان مي دهد که برنامه ي شما انعطاف دارد . اگر هم بر طبق برنامه پيش رفتيد و وقت کم نياورديد ، به عنوان پاداش دادن به خود ، به يک تفريح (فعاليت مورد علاقه و لذت بخش ) بپردازيد.
  3. وقت خود راتقسيم کنيد .
    براي مطالبي که يادگيري آنها زياد به حافظه متکي است وقت مطالعه را تقسيم کنيد ( مثلا شبي يک ساعت در 5شب بهتر از 5 ساعت در يک شب است ) .
  4. از بهترين ساعت هاي خود استفاده کنيد .
    کارهاي سنگين را براي ساعتهايي که بهتر ميتوانيد کار کنيد اختصاص دهيد . و ساعتهاي غير –توليدي خود را براي کارهاي آسان بگذاريد .
  5. در صورت امکان مطالب مشابه را با هم نخوانيد .
    خواندن مطالب مشا به با يکد يگر اشتباه مي شوند ودر کار شما مزاحمت ايجاد مي کنند.
    تخمين زدن زمان يکي از عوامل موثر در تدارک ديدن يک برنامه ي موثر است . اگر چه تخمين زدن زماني که يک مطلب خواندني وقت مي گيريد در ابتدا مشکل به نظر مي رسد ، بعد از قدري تمرين ، خواهيد ديد که آنقدرها هم کار مشکلي نيست. براي اين منظور به طور واقع بينانه زمان را تخمين بزنيد و سعي کنيد از آن پا
    فراتر ننهيد. اگر مدتي تخمين زدن را تمرين کنيد به زودي قادر خواهيد شد تا اين کار را به دقت و صحت انجام دهيد.
    زمان مطالعه ي خود را برحسب ساعت ،تقسيم بندي کنيد . براي غالب دانشجويان ، اين تقسيم بندي ساعتي يک تقسيم بندي مناسب است . بعد از يک ساعت ، مطالعه ، کارايي کاهش مي يابد . در طول مطالعه ي يک مطلب، از هر نيم ساعت، 5 دقيقه نفس عميق همراه با قدم زدن در اتاق مفيد خواهد بود.بعد از تمام شدن يک مطلب يا فصل معين ، و قبل از رفتن به سراغ درس ديگر، 20 تا 30 دقيقه استراحت(قدم زدن در حياط ،خوردن چاي يا ميوه ، انجام حرکات کششي و تنفس عميق )بسيار مفيد خواهد بود.
    هرگز براي چندين ساعت مداوم بدون رفع خستگي مطالعه نکنيد.
    عمل کردن به برنامه ريزي هم فقط به تلاش و ارده ي شما بستگي دارد.
    براي اين کار مي توانيد از يک جدول برنامه ريزي مدون که زمان تشکيل کلاسها و ساعات آزاد ونام مواد درسي و روزهاي يک هفته را شامل مي شود، استفاده کنيد.
    در هنگام مطالعه سعي کنيد خود آموزي داشته باشيد . در خودتان علاقه ايجاد کنيد ، در مورد مطلب مورد مطالعه اظهار نظر کنيد ، مطالب دشوار و نامشخص را تعيين کنيد ، کيفيت مطلب خواندني را ارزشيابي کنيد.
    از خودتان سوال کنيد. مطلب را با زبان خودتان براي خودتان شرح دهيد.
+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 10:52 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید

همانطور که گفته شد ادبیات و زبان به فرهنگ سازی افراد جامعه نیز می پردازد هر جامعه ادبیات مخصوص به خود را دارا است که یک واحد بزرگ را تشکیل می دهد اما در یک مجموعه ی کوچک نیز، رشته های مختلف ادبیات مخصوص به خود را دارند مانند عصب شناسی ،روان شناسی ،جامعه شناسی و مهندسی ارتباطات و...که به چگونگی رابطه داشتن آنها با ادبیات می پردازیم.

 

عصب شناسی زبان :

محققان رفتار گرا زبان را یکی از رفتارهای آدمی به شمار می آورند و اصطلاحا آن را رفتار زبانی می نامند. از آنجا که متخصصان اعصاب ،ساز و کار های سخن را جزو حوزه ی فعالیّت مغز قرار می دهند. دانشمندان در صدد بر آمدند تا مناطقی را که در مغز با گویایی وشنوایی ارتباط دارند بشناسند وتاثیر صدمات مختلف مغزی را در گفتار یا درک زبان بررسی کنند این بررسی از آن جهت اهمیت دارد که ذهن آدمی نظیر استدلال ، قضاوت ، هنرآفرینی، تفکر و تاًمل به یاری زبان صورت می گیرد و برعهده ی عصب شناسی زبان است تا با پژوهشهای خود روشن سازد که آیا در مغز انسان جمله هایی برای سخن گفتن وجود دارد؟ همچنین پژوهشگران وظیفه دارند تا سیستم حفظ کلمات و چگونگی بیرون کشیدن واژه ها ی با معنی و مفهوم خاص را از میان انبوه واژگان ونیز مدت زمانی را که برای پرداختن جملات مختلف از قبیل اخباری ، پرسشی ، مجهول و منفی و جز آن لازم است و همچنین طرح بندی و روشهای اجرایی زبان را بررسی می کنند به طور خلاصه اینکه معلوم کنند مغز انسان چگونه گفتار را سامان می بخشد .

روانشناسی زبان :

به طور کلی روانشناسی زبان موضوعات وجنبه های مختلف زبان را در بر می گیرد از آن جمله اختلالات گفتاری که اغلب بر اثر صدمه های مغزی پدید می آیند و اشکالات زبانی دیگری که در اشخاص عادی بروز می کند ( مانند گرفتگی زبان ، پرداختن به جملات نا مفهوم و... ) می تواند اطلاعات با ارزشی را در مورد طرح ریزی زبان و تولید گفتار در اختیار روانشناسان زبان قرار دهند .

یکی دیگر از بررسی های روانشناسان ، زبان کودک است . کودکان از یک سالگی تک تک کلمات را ادا می کنند و از هجده ماهگی شروع به ساختن جملات بریده می نمایند و تقریبا از چهار سالگی توانایی مکالمه و به گفتگو پرداختن را به دست می آورند. بنابراین زبان ، روشها و قواعد زبانشناسی به نوبه ی خود به دانشهای گفتار درمانی و روانشناسی کمک شایانی کرده اند .

 

جامعه شناسی زبان :

یکی از مواردی که جامعه شناسان زبان به آن می پردازند گوناگونی های زبان در یک جامعه است که همه از یک دست نیستند وبه چند صورت بروز می کند بارزترین نوع گوناگونی همان لهجه های مختلف است که در قلمرو یک جامعه ی زبانی به کار می رود وبه یک ناحیه ی جغرافیایی خا ص مربوط می شود ومهم ترین اختلاف آنها در دستگاه صوتی آنها ست و در واژگان و دستور بسیار کم با یکدیگر فرق دارند. مانند لهجه های ایرانی که عبارتند از تهرانی ،ترکی ، گیلانی و...

 

مهندسی ارتباطات :

در زمانه ی ما که ثبت و ضبط و نقل صوت به وسیله ی دستگاه های مختلف الکترونیکی از قبیل تلفن و رادیو و نظایر آن امکان پذیر شده است ، زبان مورد مطالعه ی گروه دیگر از متخصصانی که مهندسان ارتباطات نامیده می شوند نیز قرار گرفته است این متخصصان بیشتر به ویژگی ها وخواص فیزیکی اصوات زبانی توجه دارند و در پی شناختن چگونگی تغییرات صوتی در حین اختلاف با وسایط مختلف از راه دور ونزدیک هستند.

نگارنده : معراج احمدپور

+ نگاشته شده توسط معراج احمدپور در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 6:44 |
از امتیاز شما متشکرم در صورت خوب بودن مطلب با کلیک بر روی ستاره یک امتیاز دهید
طهورا کام