مطلبی که در زیر آمده است از مجموعه مقاله خانم عطیه احمدپور می باشد .
ایشان دانشجوی سال آخر رشته زبان و ادبیات فارسی هستند که به امید خدا از این پس تصمیم گرفته اند در طهورا کام سخن زبان و ادبیات فارسی را به قلم الکترونیک یاری دهند .

به نام خدا
قسمت اول / بررسی زبان و ادبیات فارسی ( نگارش داستان )
معمولی ترین تعریفی که از ادبیات ارائه می شود در مقوله ی شعر و شاعری است .وقتی می گوییم « ادبیات » فوری ذهن ما به شعر و شاعری سوق می رود . اما بهتر است که بگوییم ، شعر و شاعری شاخه و برگ هایی از ادبیات را تشکیل می دهد . هر کار وحرفه ای ادبیات مخصوص به خود را دارد که با آن پیش می رود.
برای مثال خوردن نیز ادبیات مخصوص به خود را دارد اینکه چه بخوریم، چگونه غذا بخوریم و موقع غذا خوردن چه کنیم ،اینها همه از اصول خاصی پیروی می کند که ناشی از ادبیات است حتی موقع راه رفتن نیز از این اصول پیروی می کنیم که نشاندهنده ی شخصیت ماست .جدای این بحث ها ادبیات می تواند علاوه بر شعر وشاعری به زبانشناسی ،پیدایش زبان ،داستان نویسی و...همچنین به فرهنگ سازی افراد جامعه بپردازد که در این مبحث توضیح داده خواهد شد .
شعر وشاعری :
بیشتر اشعار همانطور که جنبه ی عاشقانه دارند ما را به سوی عرفان نیز سوق می دهد مانند اغلب اشعار مولانا که در مورد سیر وسلوک و رسیدن به معشوق سخن به میان می آورد .
زبانشناسی :
قبل از اینکه شروع به نوشتن شعر کنیم باید این نکته را مورد توجه قرار دهیم که با جه زبانی شعر بگوییم با زبان کوچه وبازار، شعر نو یا سنتی ...مردم چه می خواهند ، فرهنگ جامعه چه نوع شعری را می پسندد و زبان را مورد توجه قرار دهیم . همانطور که می دانیم زبان وسیله ای ارتباطی است ...حالا، این ارتباط می تواند از طریق شعر، داستان وحتی خط باشد که اغلب شاعران با زبان شعر این رابطه را برقرار می کنند .زبان از قدیمی ترین ایام وجود داشته و دارد ویکی از اصلی ترین وسیله ی ارتباطی است علاوه بر ان خط نیز یک وسیله ی ارتباطی است اما به اندازه ی زبان مهم نیست زیرا ممکن است کسانی باشند که سواد خواندن ونوشتن نداشته باشند در این صورت خط کارایی مهمی نمی تواند داشته باشد و این از مهم ترین علل برتری گفتار نسبت به نوشتار است .خط به عنوان ثبت نمود اوایی زبان اختراع شده است ،برای مثال ،بعضی از کلمات با زبان به طور دقیق تلفظ نمی شوند و باید از خط کمک گرفت کلمه ای مانند اجتماع را که در تلفظ اژتماع یا اشتماع خوانده می شود در خط به طور دقیق مشخص می کنیم و از غلط ادا شدن آن جلوگیری به عمل می آوریم و همچنین خط می تواند وسیله ای برای ارتباط برقرار کردن ، باشد در گذشته خط به صورت تصویری استفاده می شد و با کشیدن اشکال مختلف با دیگران رابطه برقرار می کردند تا اینکه کم کم خط میخی و فینیقی و...اختراع شد .
زبان علاوه بر نقش ارتباطی نقش های دیگری را نیز بر عهده می گیرد از جمله :
نقش بیان فکر :
زمانی که فرد فکر می کند فعالیت ذهنی او در غالب زبان انجام می گیرد برخی این نقش زبان را تکیه گاه اندیشه نام نهاده اند پس هر گاه زبان به منظور تفکر وتلاش ذهنی انسان و چاپ وانتشار ونتیجه ی تحقیقات یک دانشمند یا نظریه ی جدید باشد ابزار بیان فکر یا تکیه گاه اندیشه است .
نقش بیان ما فی الضمیر:
که برای ارتباط به کار نمی رود بلکه برای بیان احساسات وعواطف وپرده برداشتن از دنیای درون خود سخن می گوید و به قضاوت دیگران چشم ندارد. به عنوان مثال، گاهی افراد با خودشان حرف می زنند یا شعر می خوانند بعضی وراجی را از این نوع دانسته اند به طور کلی نقش این زبان را حدیث نفس می نامند .
نقش زیبایی آفرینی :
از زبان به عنوان ابزاری برای زیبایی استفاده می کنند و گوینده برای تاثیر بیشتر کلام خود و نشان دادن فصاحت وبلاغت وبرتری معنوی خویش وبالا بردن مقام خود و نیز آرایش کلام به گونه ای که حتی نمی تواند پیام خود را برساند و فقط ظاهر سازی کرده است از زبان استفاده می کند .
بحث ما تا اینجا در مورد شعر و زبان وخط بود حالا از این بحث خارج می شویم ومی پردازیم به داستان نویسی .
می خواهم داستان بنویسم اما نمی دانم چه بنویسم یا از کجا شروع کنم ؟
جواب سوال شما اینجاست: شما باید بدانید که هدف شما از نوشتن داستان چیست.
آیا از داستان به عنوان کاغذی پر از کلمه ها وجمله ها استفاده می کنید ؟
اغلب افراد برای سرگرمی داستان می نویسند به همین دلیل معمولا داستان اینگونه افراد تکراری است و جذابیت خاصی ندارد بهتر است موقع نوشتن داستان هدف را مشخص کنیم اینکه آیا زندگی خودمان را می خواهیم به تصویر بکشیم یا دیگران. شاید هم هدفمان نوشتن برای کودکان ونوجوانان باشد. وقتی هدفم مشخص شد حالا باید برای هدفم موضوع انتخاب کنم سعی کنید موضوعی را که انتخاب می کنید به داستانتان ربط داشته باشد .
داستان :
زاویه ی دید را مشخص کنید. اول شخص، دوم شخص یا سوم شخص و سپس شروع به نوشتن می کنیم.
اول از مقدمه شروع می کنیم. مقدمه ای که خواننده را ببرد به اصل مطلب یعنی موضوع داستان و زاویه ی دید را مشخص کند. این را نیز ذکر کنم که داستان می تواند مشکلات جامعه و بی بندو باری ها یا حتی مزایای یک جامعه را بازگو کند حالا می توانیم طرح داستان را بریزیم. درست مثل کسی که می خواهد ساختمان سازی کند. داستان باید پیچیدگی داشته باشد اما مراقب باشید که از حد افراط فراتر نرود چون در غیر این صورت شکل رمان به خود می گیرد. البته در نوشتن رمان هم باید این اصل را رعایت کنیم چون ممکن است داستان کش پیدا کند . نیز ، خستگی را به دنبال دارد.
حالا می پردازیم به شخصیت داستان. سعی کنید قهرمان و شخصیت داستان پایاپای همراه داستان باشد و از متن داستان فاصله نگیرد. فاصله ی مکانی و زمانی داستان را حفظ کنید به لحن داستان توجه کنید لحن داستان را با فضایی که داستان در آن قرار گرفته تطابق دهید ودر پایان از داستانتان نتیجه گیری کنید اینطور نباشد که فقط با خوشی یا غم داستان را تمام کنید بلکه سعی کنید پایان داستان را به عهده ی مخاطب بگذارید یا حداقل به خواننده اجازه دهید که آخر داستان را حدس بزند بعد خودتان آخر را به پایان ببرید .
تا اینجا برایتان در مورد ادبیات وشاخه برگهای ان توضیح دادیم امید وارم که نسبت به ادبیات دید بازتری پیدا کرده باشید وفقط به اطلاعات محدود بسنده نکنید .
نگارنده : عطیه احمدپور
منتظر مطالب بیشتر از ایشان باشید
+ نگاشته شده توسط مظاهر زاهدي در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت
21:58 |