تبليغاتX

به طهوراکام خوش آمدید ....................... تنگ است بسی به سینه ام راه نفس ..... از بس که به راه حق نمی بینم کس ..... پر گشته جهان سراسر از ظلم و نفاق ..... ای پادشه عصر به فریاد برس ............................. بدان كه تو هستى و نمى ميرى، بدن است كه مى ميرد، تو هستى و زنده . حساب كار خودت را بكن كه چه تهيه ديده اى براى زندگى آخرت . ببين براى اين دو روزه ، كه مى دانى ثباتى در آن نيست ، چه كوششها و تقلاها مى كنى . براى آن جا كه به حكم فطرت هستى و زندگى ابدى است ، چه كوشش كرده و چه تهيه ديده اى ؟ در آن جا زندگى انفرادى است ، احتياجات را خودت منفردا بايد رفع كنى ؛ باب استقراض و استعداد مسدود است . اين جا آمده اى كه تهيه براى آن جا ببينى . پس بشتاب به سوی تقوا طهورا کام

در سال‌هاي اخير، در دو سوي بناي کهن دروازه قرآن دو بناي جديد احداث شده که به‌کلي اين نماد کهن اسلامي را تحت‌الشعاع خود قرار داده. در مدخل کنوني شيراز، در فاصله‌اي اندک در شمال دروازه قرآن که اکنون پليس راه شيراز- اصفهان واقع است، سه نماد ابليسک احداث شده. ابليسک‌هاي سه‌گانه فوق بسيار شبيه به «برج روسيه» Russia Tower است.

در يادداشت پيشين درباره نماد ابليسک Obelisk و جايگاه «مقدس» آن در فرقه‌هاي شيطاني، از جمله فراماسونري، سخن گفتم. اشاره کردم که ابليسک نمادي است از آلت تناسلي شيطان به معناي دخول شيطان در کالبد انسان يا تسليم روح خود به شيطان. به اين دليل، از دوران کهن ابليسک «آلت تناسلي بعل» Shaft of Baal نيز خوانده مي‌شد. «بعل»، به معني «استاد» و «ارباب»، خداي کهن اديان غيرابراهيمي در تمدن‌هاي شرق مديترانه و بين‌النهرين بود. اين همان «خدايي» است که در تمدن‌هاي گوناگون اسامي گوناگون به خود گرفته، مانند مردوخ و نمرود و داگان و اوزيريس و غيره، و در اديان ابراهيمي «شيطان» خوانده مي‌شود. در تمامي فرقه‌هاي شيطاني معاصر، مانند ايلوميناتي و فراماسونري، اين «خدا» با نام «لوسيفر» مورد پرستش است. نمادهاي «لوسيفر»، از جمله ابليسک، از گذشته کهن تا به امروز بلاتغيير مانده است.

در مسيحيت نام «بعل» به عنوان مترادف «شيطان» به کار مي‌رفت. و گفتيم که اين همان نماد شيطان است که در مراسم حج توسط ميليون‌ها زائر سنگباران مي‌شد و در سال‌هاي اخير حکومت سعودي آن را حذف کرد و به جايش ديواري ساده گذارد. اين حذف به دليل نقش لرد فاستر (سِر نورمن فاستر)، معمار و ماسون نامدار، در بازسازي مکه است.

نقشي از آنتونيوس پيوس، امپراتور روم، که نماد ابليسک يا «آلت بعل» به شکل آلت تناسلي نشان داده شده
(امپراتوران روم خود را از تبار خدايان مي‌دانستند)

 

در يادداشت پيشين دو نمونه از کاربرد «ابليسک» را در معماري ساختمان جديد مجلس و ساختمان مؤسسه مالي و اعتباري قوامين، واقع در ميدان آرژانتين و مشرف بر مصلاي تهران، نشان دادم. در روزهاي اخير با دو نمونه عجيب در شيراز آشنا شدم.

شيراز از ديرباز داراي مدخلي مقدس بود که اين شهر را از ساير شهرهاي ايران متمايز مي‌کرد. اين مدخل «دروازه قرآن» نام دارد که در بلندي، در «تنگ الله اکبر»، واقع بوده و به‌طور کامل بر شهر مُشرف است. بناي فوق در زمان حکومت شيعي عضدالدوله ديلمي در دروازه شمالي شيراز (راه شيراز به اصفهان) احداث گرديد و قرآني در آن جاي داده شد تا مسافران با گذر از زير آن متبرک شوند. بعدها، کريم خان زند اين دروازه را بازسازي کرد و دو جلد قرآن بزرگ نفيس، به خط سلطان ابراهيم بن شاهرخ تيموري، در اتاقک بالاي آن جاي داد. اين قرآن‌ها، که به «قرآن هفده من» معروف‌اند، گويا اکنون از دروازه قرآن به موزه پارس انتقال يافته است. زائران بقاع مقدسه شيراز، به‌ويژه حرم مطهر حضرت احمد بن موسي شاه چراغ (س)، پسر ارشد امام موسي کاظم (ع) و برادر بزرگ امام رضا (ع)، هماره فراوان بوده‌اند و آنان که از سمت شمال وارد شيراز مي‌شدند در اين مکان اوّلين زيارت‌نامه خود را مي‌خواندند.

معهذا، در شيراز بنايي ديگر وجود دارد که از نيمه دوّم سده نوزدهم ميلادي اين شهر را به يکي از زيارتگاه‌هاي اصلي فرقه بابي- بهايي بدل ساخته است: خانه علي‌محمد باب بنيانگذار بابيه در کوچه شمشيرگرها. در دوران متأخر قاجاريه و دوران پهلوي، زائران بابي- بهائي که از دروازه قرآن وارد شيراز مي‌شدند اندک نبودند. اينان نيز، به‌ناچار، از همان دروازه قرآن مناسک خود را آغاز مي‌کردند. مطلعين محلي مي‌گويند امروزه نيز زوار بابي- بهائي کم نيستند؛ اينان در دروازه قرآن زيارت‌نامه مي‌خوانند و مناسک خود را آغاز مي‌کنند.

در دو دهه اخير در دروازه شمالي شيراز تغييراتي انجام گرفته. در پي اين تغييرات، دروازه قرآن کارکرد ديني ديرين خود را از دست داده و به يادماني صرفاً تاريخي- نمايشي بدل شده. بزرگ‌راه شيراز به اصفهان از کنار اين دروازه مي‌گذرد نه از زير آن. به عبارت ديگر، برخلاف گذشته، گذر از زير دروازه قرآن زائران و مسافران را متبرک نمي‌کند. در بازسازي جاده «تنگ الله اکبر»، محل وقوع دروازه قرآن، تمهيدي براي حفظ سنت کهن شيعي دروازه قرآن، آن‌گونه که آل‌بويه انديشيد و بنياد نهاد، انديشيده نشده. اين درست است که احداث بزرگ‌راه در زير دروازه قرآن ممکن نبود، و به آن آسيب مي‌رسانيد، ولي يافتن راهکاري براي حفظ اين سنت ديني ممکن بود. مي‌شد دروازه‌اي بزرگ‌تر، در محلي دورتر، احداث کرد که همان سنت را با بزرگ‌راه‌هاي جديد انطباق دهد. چگونه ممکن است با هزينه‌هاي سنگين در همين منطقه نمادهاي ابليسک ساخت، چنان‌که در سطور بعد خواهيم ديد، ولي تمهيدي براي حفظ سنت «دروازه قرآن» نينديشيد؟

در سال‌هاي اخير، در دو سوي بناي کهن دروازه قرآن دو بناي جديد احداث شده که به‌کلي اين نماد کهن اسلامي را تحت‌الشعاع خود قرار داده. در مدخل کنوني شيراز، در فاصله‌اي اندک در شمال دروازه قرآن که اکنون پليس راه شيراز- اصفهان واقع است، سه نماد ابليسک احداث شده. ابليسک‌هاي سه‌گانه فوق بسيار شبيه به «برج روسيه» Russia Tower است.

«راشيا تاور» را همان لرد فاستر تيمس بنک (سِر نورمن فاستر)، [1] معمار و ماسون بلندپايه، در «مرکز تجارت جهاني» مسکو، [2] مي‌سازد؛ همو که بازسازي مکه را به دست گرفته و نمادهاي سه‌گانه ابليسک را از مناسک «رمي جمرات» (سنگباران شيطان) در حج حذف کرده است. بناي راشيا تاور در سپتامبر 2007 با دو ميليارد دلار بودجه آغاز شده و در سال 2012 به پايان مي‌رسد. راشيا تاور 648 متر ارتفاع دارد و بلندترين برج دنيا خواهد شد. زبان فرقه‌هاي رازآميز و شيطاني زبان نمادها و اعداد است. در اين زبان، سال 2012 سالي خاص و «مقدس» است. آنان معتقدند که در ساعتي معين از روزي معين از سالي معين (ساعت 11:11 صبح 21 دسامبر 2012) «نظم نوين دنيوي» Novus ordo seclorum  آغاز خواهد شد.

ابليسک‌هاي سه‌گانه مدخل کنوني شيراز کپي کامل «راشيا تاور» لرد فاستر است در حدي که ماکتي از آن جلوه مي‌کند. به تصاوير زير بنگريد:

    ابليسک «راشيا تاور» (برج روسيه) لرد فاستر در «مرکز تجارت جهاني» مسکو
    ابليسک‌هاي سه‌گانه شيراز ماکتي از آن است.

    


    ابليسک هاي سه‌گانه مدخل کنوني شيراز (شمال دروازه قرآن)


در سال‌هاي اخير، بهائيان با خريد يا ساخت خانه و مغازه در حد فاصل ابليسک‌هاي فوق تا دروازه قرآن عملاً کلني‌هاي بسته‌اي را در اين منطقه تشکيل داده‌اند.

ماجرا تمام نشده. در جنوب دروازه قرآن بناي عظيم و عجيب ديگري در دست احداث است به‌نام «هتل بزرگ شيراز». اين هتل بر صخره‌اي عظيم بنا مي‌شود و به‌کلي دروازه قرآن را تحت‌الشعاع نماي حجيم و زشت خود قرار داده است. احداث اين بنا، به عنوان هتل، بر صخره سنگي فاقد توجيه اقتصادي است زيرا هزينه گزافي مي‌طلبد؛ و از نظر اصول شهرسازي و معماري نيز فاقد هر گونه توجيه است. اين يک اصل مسلم در شهرسازي است که بافت تاريخي شهر دست‌نخورده بماند و بناهاي جديد، به‌ويژه با معماري چشمگير، بناهاي تاريخي را حقير و کوچک نکند. يک نمونه مخالفت يونسکو با احداث برج مشرف بر ميدان نقش جهان (ميدان امام خميني) در اصفهان است. به‌رغم اين، نه يونسکو به احداث «هتل بزرگ شيراز» اعتراض کرد نه مقامات محلي با آن مخالفت کردند. احداث اين بنا، اگر صرفاً از منظر شهرسازي نيز بنگريم، لطمه بزرگي است بر بافت تاريخي شهر شيراز.

اقدام فوق بسيار شبيه است به اقدام لرد فاستر در احداث برج‌هاي بزرگ موسوم به «ابراج البيت» Abraj- al- Bait بر فراز کعبه؛ که ساختمان مقدس‌ترين مکان اسلامي را تحت‌الشعاع خود قرار داده است. مسلمانان فهيم اين برج‌هاي تجاري را، که سرشار از نمادهاي شيطاني و ماسوني است، «شاخ‌هاي شيطان» نام نهاده‌اند.

در بررسي نماي خارجي «هتل بزرگ شيراز» روشن مي‌شود که قسمت فوقاني ساختمان فوق يک هرم ناتمام است. ابليسکي که هرم آن ناتمام است در نمادهاي شيطاني- ماسوني داراي معنايي معين است: «ما سهم خود را انجام داده‌ايم و با ظهور لوسيفر (ناجي بزرگ) هرم کامل خواهد شد.» ابليسک ناتمام همان نمادي است که بر اسکناس‌هاي دلار ايالات متحده آمريکا نقش شده است. بر بالاي اين نماد، که «مُهر بزرگ» Great Seal نام دارد، به لاتين نوشته شده: Annuit cœptis  (او از اعمال ما راضي است). در اين جمله، ضمير «او» به لوسيفر يا «خداي» طريقت‌هاي شيطاني بازمي‌گردد؛ که از ديدگاه ايشان سرچشمه «نور» است. و در پائين نوشته شده: Novus ordo seclorum  (نظم نوين دنيوي).

 

هرم ناتمام مندرج در «مُهر بزرگ» داراي 13 طبقه است و در نماي بيروني «هتل بزرگ شيراز» نيز 13 رده يا طبقه مشاهده مي‌شود.

اعداد 3، 7، 9، 11، 13، 33 و 39 در فرقه‌هاي رازآميز اعداد مقدس‌اند. عدد 10 عدد الهي به‌شمار مي‌رود و از ديد آنان منفور است. انفجار برج‌هاي دوقلو در نيويورک در 11 سپتامبر 2001 (1/ 9/ 11) صورت گرفت. انفجار مادريد 911 روز بعد از انفجار نيويورک انجام گرفت. ويژگي عدد 1- 1- 9  اين است که مي‌توان بدون عبور از عدد 10 به عدد 11 رسيد. مهندس حسين امانت، معمار نامدار بهائي که ساختمان بيت‌العدل اعظم الهي در حيفا از اوست، در بناي ميدان شهياد (آزادي) عدد 9 را فراوان به کار برده است. عدد 9 در ميان بهائيان نيز مقدس است زيرا بهائيان فرقه خود را نهمين آئين از سلسله اديان موجود مي‌دانند. طريقت کهن اسکاتي، که بلندپايه‌ترين و رازآميزترين طريقت ماسوني به‌شمار مي‌رود و در تحولات مهم جهاني نقش بزرگ داشته، و بنيانگذاران دولت آمريکا مانند جرج واشنگتن از اين طريقت بودند، داراي 33 درجه است. در سوي ديگر «مُهر بزرگ» آمريکا عقابي منقوش است که دم او داراي 9 پر است، 13 پيکان در يک چنگال و 13 برگ زيتون در چنگال ديگر گرفته و 13 ستاره بر فراز سر اوست.

    دروازه قرآن که امروزه به نمادي مهجور و نمايشي بدل شده
    و تحت‌الشعاع ساختمان عظيم «هتل بزرگ شيراز» قرار گرفته

 

    ساختمان «هتل بزرگ شيراز» که قسمت فوقاني آن به شکل هرم ناتمام است
    آن‌گونه که در «مُهر بزرگ» آمريکا مشاهده مي‌شود    


  

    

هرم ناتمام (يک سوي «مُهر بزرگ»)
 
 


  سوي ديگر «مُهر بزرگ»


در اين نماد اعداد زير مورد استفاده قرار گرفته است:
دم داراي 9 پراست. عقاب 13 پيکان در يک چنگال و 13 برگ زيتون در چنگال ديگر دارد. 13 ستاره بر فراز سر اوست که در حلقه اوّليه 6 گوشه (نماد ستاره داوود) و در حلقه خارجي 19 گوشه از ابر محصور است. هر بال عقاب داراي 33 پر است.

       برج‌هاي تجاري مکه (ابراج البيت)، که در واقع بايد «شا‌خ‌هاي شيطان» خوانده شود،  سرشار از نمادهاي ماسوني، بناي کعبه را به محاصره گرفته، کار لرد فاستر، معمار و ماسون نامدار، و «مجتمع بن لادن» [1] [2] [3]


     
    در سال 2012، که از ديدگاه فرقه‌هاي شيطاني شروع «نظم نوين دنيوي» است
    ساختمان "ابراج البيت" به پايان مي‌رسد و کعبه چنين در سايه نمادهاي شيطاني قرار خواهد گرفت.     
 

   

سِر نورمن فاستر (لرد فاستر تيمس بنک)، معمار نامدار و ماسون بلندپايه
    


 «هتل بزرگ شيراز» در زميني احداث شده که تا زمان انقلاب در مالکيت عبدالحسين دهقان، ماسون بلندپايه و از سران فرقه بهائي، بود و پس از آن مصادره شد. عبدالحسين دهقان و برادرش همدم دوران نوجواني شوقي افندي، رهبر پيشين فرقه بهائي، بودند و در شيراز عبدالحسين دهقان توليت موقوفات بهائيان را به دست داشت. در دوران پهلوي، چون امروز، به دليل غيرقانوني بودن فرقه بهائي، موقوفات اين فرقه به عنوان ملک خصوصي افرادي ثبت مي‌شد که «امين بيت‌العدل» بودند. املاک و باغات پهناور عبدالحسين دهقان در فارس از اين‌گونه موقوفات بود.

در سال‌هاي اخير وکيل دهقان از آمريکا به ايران مراجعت کرده و بخشي از اين اموال را پس گرفته است. با شناخت افراد ذينفوذي که با حمايت و تلاش فراوان بخشي از املاک مصادره شده عبدالحسين دهقان، و نيز املاک دکتر ذبيح قربان (بهائي و ماسون بلندپايه)، را بازگردانيدند، يا هم‌اکنون براي بازگردانيدن آن تلاش مي‌کنند، مي‌توان چهره‌هاي متنفذ فرقه‌هاي شيطاني در ايران امروز را شناخت. براي حفظ و تداوم انقلاب اسلامي و آرمان‌هاي امام راحل، اين شناخت از اهميت بنيادين برخوردار است.

   

پينوشت:
در کتاب «زمين و انباشت ثروت: تکوين اليگارشي جديد در ايران امروز» درباره خاندان دهقان چنين آمده است: [1]

ميرزا محمدباقر خان، نياي خاندان دهقان، پيشکار محمدرضا خان و حبيب‌الله خان و ابراهيم خان قوام‌الملک، از سران بهائيان فارس و عامل اين سه قوام‌الملک در جنگ‌ها و سرکوب‌هاي بزرگ بود. براي نمونه، در ربيع‌الاوّل 1321 ق./ ژوئن 1903 م. مأمور سرکوب حاج عليقلي خان، نايب‌الحکومه لارستان، شد و در رأس قشون مفصلي «با سرباز و سوار و توپ» به لارستان رفت. عليقلي خان لاري در قلعه گراش پناه گرفت و ميرزا محمدباقر خان دهقان قلعه لار را تصرف کرد. «تجار لاري تلگرافات زياد به تهران کرده‌اند که ما حاجي عليقلي خان را مي‌خواهيم و به ما کمال مهرباني و محبت را دارد، محض اين‌که قوام‌الملک به مشاراليه بد است مي‌خواهد او و ما را تمام نمايد.»

ميرزا محمدباقر دوّمين پسر حاج ابوالحسن بزاز شيرازي (متوفي 1320 ق.) است. برادر ارشد، که او نيز از سران بهائي فارس بود، ميرزا محمدعلي خان نام داشت. زن حاج ابوالحسن بزاز از خويشان نزديک شيخ ابوتراب، امام جمعه شيراز، بود... شيخ يحيي امام جمعه پسر اين شيخ ابوتراب است. پس از شيخ يحيي پسرش، معين‌الشريعه، امام جمعه شيراز شد. اين زن مادر ميرزا محمدعلي خان و ميرزا محمدباقر خان دهقان است. ميرزا محمدباقر دهقان بسيار مقتدر و ثروتمند شد. او به دفعات براي ديدن عباس افندي به فلسطين و آمريکا رفت. پسران ميرزا محمدباقر، ميرزا عبدالحسين خان و ميرزا عبدالعلي خان دهقان، از سران بهائيان فارس و ايران بودند. تصوير آنان در کودکي، به همراه شوقي افندي، گوياي جايگاه رفيع ايشان در فرقه بهائي است.
    
در دهه پاياني سلطنت پهلوي، عبدالحسين دهقان، در کنار عزيزالله خان قوامي و ايرج مهرزاد (مالک اراضي کفترک در شمال شرقي شهر شيراز)، به عنوان يکي از سه متمول و زمين‌دار بزرگ شيراز شناخته مي‌شد. دهقان مالک روستاي کشن و اراضي فراوان ديگر در محدوده و پيرامون شهر شيراز، از جمله در کوه باباکوهي و دروازه قرآن، بود. خانه مسکوني‌اش در ضلع شمال شرقي فلکه ستاد (روبروي ساختمان استانداري) واقع بود که اکنون در اختيار سپاه پاسداران است. در جنب آن خانه دکتر ذبيح قربان، پسر حاج عليخان آباده‌اي از سران فرقه بهائي فارس، قرار داشت که ‌اکنون دفتر امام جمعه شيراز است. عبدالحسين دهقان و دکتر ذبيح قربان (رئيس دانشکده پزشکي دانشگاه پهلوي و رئيس بيمارستان نمازي) از ماسون‌هاي بلندپايه ايران و دوست نزديک بودند. دکتر لطفعلي صورتگر نيز ماسون بلندپايه و دوست اين دو بود. دکتر ذبيح قربان (متولد 1284 ش. در آباده)، اولين رئيس دانشگاه شيراز، در 23 ژوئن 2007/ تير 1385 در آمريکا فوت کرد و ماسون بلندپايه ديگر، دکتر فرهنگ مهر (آخرين رئيس دانشگاه پهلوي در زمان شاه)، در سوگ او يادداشتي منتشر نمود... از سال‌هاي 1320 ابتدا محمد نمازي و مظفر خانفرخ و سپس دکتر ذبيح قربان و عبدالحسين دهقان گردانندگان تشکيلات ماسوني شيراز بودند. عکس محمد نمازي و مظفر خانفرخ (ارفع‌السلطنه) و گروهي ديگر در لباس ماسوني موجود است.

ذبيح قربان، چون محمد نمازي، از سال‌ها پيش ماسون شده و در سال 1333 ش. به درجه استادي رسيده بود. ساير بلندپايگان ماسون شيراز عبارت بودند از: دکتر تمدن فرزانه، عزيزالله خان قوامي (پسر ابوالقاسم خان نصيرالملک، مالک روستاي صيدون و باغ ناري شيراز و املاک مفصل ديگر)، دکتر لطفعلي صورتگر، حبيب‌الله خمسي، علي‌محمد دهقان، مارتيروس سرکيس، دکتر اميرقلي فرهمندفر، علي‌اکبر خليلي شيرازي و محمدقلي خان قوامي (مالک سعادت‌آباد).

مظفر خانفرخ، که پدر و مادرش از يهوديان همدان بودند، [1] و مارتيروس سرکيس، مأمور سرويس اطلاعاتي بريتانيا در شيراز، [2] را در کتاب «زمين و انباشت ثروت: تکوين اليگارشي جديد در ايران» معرفي کرده‌ام.

عبد الله شهبازي

+ نگاشته شده توسط تورج زاهدي در چهارشنبه سوم تیر 1388 و ساعت 14:29 |

 

 

چند نکته زیر را به عنوان  تحفه ای از سال بالایی ها داشته باشید:

 

  1. تمام نمرات با شماره دانشجویی اعلام می شود حتما حفظش کنید . در ضمن کارت دانشجویی بار سنگین نیست !

 

 

  1. سعی کنید یک دوست همشهری برای خود پیدا کنید تا دلتان کمتر برای هندوستان رود .

 

 

  1. به گپ زدن عادت نکنید . این را سر امتحان به طور مشهودی درک می کنید .

البته خوش صحبت کردن را فراموش نکنید، چون خیلی به کار می آید به خصوص اگر سر جلسه امتحان دیر برسید...

 

  1. در جنگ برتری رشته ها شرکت نکنید، زیرا هر کسی را بهر کاری ساخته اند. هر چند که رشته شما بهترین است.

 

 

  1. مراقب باشید هنگامی که در اتاق ارزو ها هستید ، در باتلاق مشروطی نیفتید.

 

 

  1. جزوه استاد تعیین کننده است. از آن بیشتر سوالات امتحانی ترم پیش استاد برایتان کارآمد خواهد بود . این را هر دانشجویی بعد از امتحان حس خواهد کرد.

 

 

  1. از ابتدای ترم شروع به خواندن کنید ... که شب امتحان جز افسوس چیزی از شما دانشجوی عزیز گذارش نشده است .

 

 

  1. حرف یک سال بالایی را به تنهایی گوش نکنید، چون ممکن است سر کار گذاشته شوید.پس حتما با کارمندان و مسئولان دانشگاه چک کنید.

 

 

  1. در انتخاب دوست دقت کنید، نیز از ناجنس جماعت تا می توانید دور شوید.

 

 

  1. به پارتی های خو در دانشگاه به تنهایی تکیه نکنید ، زیرا شاید همیشه چرخ گردون برای شما نگردد.

 

 

  1. مخ استاد را به صورت آشکار کار نگیرید زیرا گاهی چاپلوسی نتیجه عکس میدهد. این را بدانید یک استاد همیشه نیاز به پاسخ مثبت ندارد.

 

 

 

 

در پایان چند واژه از واژه شناسی دانشجویی برایتان آورده شده است:

 

هلو یا گلابی: منظور آسانی یک درس می باشد که بعظا به اساتید خوش خیم نیز گفته می شود .

 

جوجه: معادل باستانی آن ترم یکی یا صفر کیلومتر است که برای دبیرستانی های از جنگ کنکور برگشته استفاده می شود.

 

فسیل: به دانشجوی کاردانی سال پنجم و کارشناسی سال هشتم گفته

می شود.

 

دکه: به آموزشکده جهان سومی گفته می شود که در حال توسعه است. توضیح اینکه به ندرت موجود معنثی را در آنجا راه می دهند . قابل ذکر است ریشه این واژه به واژه نرکده برمی گردد .

+ نگاشته شده توسط تورج زاهدي در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 و ساعت 6:51 |

                                                

                                                     نگران و شاد

 

چشمانش نگران

خلوتش بارانی

از آن سوی سفر ترا می خواهد

در التماس گذر ثانیه هاست

گفتنش شاید آسان نیست،

مثل این که کم و بیشی دلگیر است.

می دانم همان غمیست که با آن شاد است.

و این که در آخر کلامش سکوت می جنبد.

حاصل انتظار رسیدن است،

نگران دور بودن سفر مرغابی نباش.

لحظه ها را بشکن و عاشق لحظه دیدن باش .

                                                           

+ نگاشته شده توسط تورج زاهدي در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 و ساعت 22:39 |

شنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم "فال قهوه روسی یخ زده" بگیریم.میگن خیلی جالبه, همه چی رو درست میگه به خواهر شوهر نازی گفته "شوهرت واست یه انگشتر میخره" خیلی جالبه نه؟ سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!


یکشنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم "کلاسهای روش خود اتکایی بر اعتماد به نفس "ثبت نام کنیم هم خیلی جالبه هم اثرات خیلی خوبی در زندگی زناشویی داره, تا برگردم دیر شده,سر راه یه چیزی بگیر بیار!


دوشنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم شوی "ظروف عتیقه".میگن خیلی جالبه.ممکنه طول بکشه.سر راه از بیرون یه چیزی بگیر و بیار!


سه شنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز من و نازی قراره با هم بریم برای لباس مامانم که میخواد برای عروسی خواهر نازی بدوزه دگمه بخریم.تو که میدونی فامیل مامانم اینا چقدر روی دگمه حساسند!ممکنه طول بکشه.سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!


چهارشنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم برای کلاس "بدنسازی" و "آموزش ترومپت" ثبت نام کنیم.همسایه نازی رفته میگه خیلی جالبه.ترومپت هم که میگن خیلی کلاس داره مگه نه؟ ممکنه طول بکشه چون جلسه اوله.سر راه یه چیزی بگیر بیار!


پنج شنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم خونه همسایه خاله نازی که تازه از کانادا اومده.میخوایم شرایط اقامت رو ازش بپرسیم.من واقعاً از این زندگی "خسته " شدم!چیه همش مثل کلفتها کنج خونه! به هر حال چون ممکنه طول بکشه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!

جمعه:
مرد:عزیزم امروز چی ناهار داریم؟
زن:ببینم تو واقعاً "خجالت" نمیکشی؟یعنی من یه روز تعطیل هم حق استراحت ندارم؟واقعاً نمیدونم به شما مردای ایرونی چی باید گفت!نه واقعاً این خیلی توقع بزرگیه که انتظار داشته باشم فقط هفته ای یه بارشوهرم من رو برای ناهار بیرون ببره؟!؟!؟
+ نگاشته شده توسط تورج زاهدي در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388 و ساعت 22:17 |
 

تقدیم به تمام کسانی که دنبال روش و فرمولی برای عبادت خالصانه خداوند بزرگ هستند .

کاش که همه دنبال سیر و سلوک پاک و بدون ریا باشیم . 

توصیه میکنم حتما این کتاب با ارزش رو بخونید . . . 

 

 دانلود از اینجا

 دریافت برنامه باز کننده فایل : PDF Reader

در ضمن نظر شما در رابطه با این فراموش نشه ...

+ نگاشته شده توسط تورج زاهدي در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 و ساعت 1:20 |

عنوان کتاب: پانزده روز تا سلامتی - بازخوانی و تفسیر آیات مربوط به غذای انسان در قرآن کریم
تالیف: جمشید خدادادی
ناشر: دفتر پژوهش و نشر سهره وردی
نوبت چاپ: سوم
چاپ اول: زمستان 1384
456 صفحه
قیمت: 4500 تومان

در این كتاب می خوانید ...:

- خود شناسی و خداشناسی.

- ساختمان بدن انسان.

- بدن انسان و عناصر چهارگانه.

- بدن انسان و طبع های سه گانه.

- بدن انسان و مواد چهارگانه ی غذایی.

- قرآن كریم و تغذیه ی انسان.

- طبع های سه گانه غذا.

- مزاجهای گوناگون مواد غذایی.

- پاكسازی بدن از سموم.

- رژیم های غذایی برای پاكسازی بدن.

- آداب غذا خوردن و مهمانی.

- انواع مختلف ظروف غذا.

- بیماری، تشخیص طبی و منشا آنها.

- اصول پیشگیری و اصلاح مزاج.

- بهداشت تن و روان و پوشاك و مسكن.

- رنگها و آثار مثبت و منفی آنها.
 
- وظایف همسران در روابط خصوصی خود

- چگونگی آفرینش انسان.

 

با خواندن این کتاب تغذیه شما دگرگون می شود .... !

+ نگاشته شده توسط تورج زاهدي در جمعه بیست و دوم خرداد 1388 و ساعت 22:21 |

« يك خصوصيت(دولت دکتر احمدی نژاد) اين است كه اين دولت، واقعا دولت كار است؛ دولت حركت و اقدام است؛ انرژي و نشاط كار اين دولت يك امر برجسته است.
« خصوصيت و امتيازی كه در اين دولت هست، شعار و گفتمان كلي اين دولت است كه منطبق بر شعار و گفتمان امام و منطبق بر شعارها و گفتمان هاي انقلاب است. اين خيلي چيز با ارزشي است. اين را هيچكس نمي تواند نديده بگيرد.هر دلبسته به انقلاب اين را قدر مي داند. هر كسي كه پيشرفت كشور را با هدايت انقلاب و با كارگرداني انقلاب تصور مي كند، بايد اين را قدر بداند.»
« ما متاسفانه در برخي از اوقات گذشته، مي ديديم كه بعضي از كساني كه مرتبط با مسئولان بودند يا حتي خودشان مسئول يك بخشي بودند، كانه از گفتمان انقلاب در مقابل ديگران شرمنده اند و خجالت مي كشند كه حقايق انقلاب را بر زبان جاري كنند يا آنها را پيگيري كنند يا به آنها اهميت بدهند اين براي يك جامعه خيلي بلاي بزرگي است، اين را شما نداريد.»
« روند غرب باوري و غرب زدگي را كه متاسفانه داشت در بدنه مجموعه هاي دولتي نفوذ مي كرد، متوقف كرديد، اين چيز مهمي است.»
« امتياز سوم هم روحيه مردمي و خاكي اين دولت است، اين هم خيلي با ارزش است؛ اين را قدر بدانيد. شما امتيازتان به تشخص ظاهري و شكل و قيافه نيست. امتيازتان به همين است كه خودتان را با مردم هم سطح كنيد. به شكل مردم و در ميان مردم باشيد.»

 

+ نگاشته شده توسط تورج زاهدي در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 و ساعت 15:12 |

احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون فساد مالی ندارد. احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون اسراییل و هم پیمانانش از او حمایت نمی کنند. احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون به احیای گفتمان انقلاب اسلامی پرداخته است. احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون واقعا مدرک دکتری گرفته است. احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون سخنانش را با دعای فرج شروع می کند. احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون بدهی های خارجی کشور را کاهش داده است. احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون با گروه های ضد انقلاب دیدار نداشته است. احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون به مبارزه با مفاسد اقتصادی پرداخته است. احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون مقابل اسکتبار جهانی و هم پیمانانش ایستاده است. احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون نمی گذارد ۴۰ تن سیب زمینی مانند ۱۳۰ تن پیاز بگندد. احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون سهام عدالت را بین مردم پخش کرده است. احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون به تمامی استان های ایران سفر کرده است. احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون بنزین را سهمیه بندی کرده است. احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون سیاست خارجی عزت مند را استوار کرده است. احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در دوره ی دهم مناسب نیست چون به شعارهای عوام پسند و غیرواقعی روی نیاورده است.

 

 

 

+ نگاشته شده توسط تورج زاهدي در یکشنبه دهم خرداد 1388 و ساعت 12:42 |

 

 

نمایشگاه که تموم شد  ..... ولی به غير از ما ها که دنبال درسيم بقيه هر وقت به هم ميرسن جزو سوالات دوم يا سومشون ميشه که رفتي نمايشگاه ؟؟؟؟ ..... مثلا ميگه نه يا آره ..... اون دوباره ميگي واي نبودي چه اتفاقي افتاد ، داشتيم راه مي رفتيم که ........ احتمالا شما هم از اين داستانا شنيدين .... و اگه نرفته باشين فک مي کنيد پياز داغشو زياد کردن يا دارن دروغ مي گن .... ولي اکثرش راسته ......

اول که وارد نمايشگاه مي شي غرفه هاي انتشارات عموميه .... وضع نسبت به نمايشگاه بد نيست ... دقت کنيد نسبت به نمايشگاه ..... تک و توک خوب و چند تا چندتا بي حيا پيدا ميشن ..... اگه خانم ها بدونن راه هاي سو استفاده ي پسرا رو از اين شلوغي و مختلط بودن زن و مرد ..... حداقل مي خوان بيان نمايشگاه يک کم با حجاب تر از هميشه ميان .... ولي متاسفانه بر عکسه .... بعضيا خودشون دوست دارن ..... رو صحبتم با اونا نيست .... اونا به قدري شخصيت حقيري دارن که داشتن شخصيت رو به ديدن پسر به خودش مي بينه ..... و تو اين راستا هر کاري مي کنه .....

حالا از جو مردم مي اييم بيرون .... جوو مسئولاي غرفه ها ...... تو غرفه هاي انتشارات کمک آموزشي ..... امسال چند برابر پارسال از زن استفاده شده بود .... چون واقعا جواب ميده ..... داري رد ميشي از جلوي غرفه يارو زنه با صداي خاص مي گه آقا پسر يه لحظه بيا اينجا ..... اون پسره بايد نفس امارش خراب باشه ( که غير ممکنه ) يا اينکه خدا رو بيشتر دوست داشته باشه که وقتي با اين صدا مورد خطاب قرار مي گيره نره جلو ..... حالا ميره جلو بعد احوال پرسي و اينا ميگه مثلا اين کتابا رو با اين ويژگي ها داريم .... پسره هم برا اينکه رو دختره رو زمين ننداخته باشه .... يا مثلا دختره بگه چه لارجه .... و در کل دختره از اين پسره خوشش بياد ( حداقل تو فکر پسر)‌ .... اون کتابو مي خره ..... اينم يه چيز مرسومه .... تو همه جاي جهان .... وقتي زن ابزار شه همين ميشه .....

(فلان ناشر ) .... اون کسايي که مسئول بودن و پشت ميز بودن شايد حدود 50 نفر بودن .... يه يه مسير 15 متري .... حالا فکر کنيد هم پسر هم دختر( تو اون فضاي 15 متر در 70 سانت) .... دختراشم بيشتر سعي کرده بودن قسمت جلويي موشونو بپوشونن ( فقط سعي کرده بودن )‌.... بقيش باز بود .... حالا کسايي که ميرفتن از قلم چي بخرن شايد تو بيشترين شرايط 30 نفر ميشدن .... البته من هيچ نفر هم ديدم .... حالا طريقه قلم چي چي بود .... اينکه دخترا پسرا رو صدا مي زدن که بيان .... پسرا هم نامردي نمي کردن مي رفتن و دخترا رو ميذاشتن سر کار ... خندشون که تموم شد ته تهش يکي دو تا کتاب مي خريدن و ميومدن ..... پسرا دخترا رو بيشتر صدا مي کردن ..... دخترا هم همونطور که ميدونيد تيپ هاي بد حجابشون دو دستن .... يه دسته کسي که دوست دارن پسرا بهشون توجه کنن و بگن و بخندن .... يه دسته هم نه تو اين واديا نيستن توجه پسرا رو تو شعار نمي خوان ولي با اون تيپي که ميزنن پسرا جذبشون ميشن ..... از همين جهت يا دختره با پسره گرم مي گرفت و چند تا کتاب مي خريد ...يا دختره رد مي شد مي رفت ....

 

(فلان ناشر ) .... غرفشون چند تيکه بود و تو هر تيکه سه نفر .... يه جا هر سه نفر مرد يه جا زن يه جا هم مختلط ..... وضعيت حجابشون نسبت به جاي ديگه خيلي بهتر بود و خانم هاشم خيلي با حيا بودن ....... من نديدم دختره به پسرا که دارن رد ميشن بگه بيايين جلو .... همچنين بر عکسش .... ولي وقتي خودت مي رفتي جلو ميومدن کمکت کنن ..... البته اونم با احترام .... نه مثل بقيه غرفه ها دختره صميمي شه .... پارسال مشتري هاي قلم چي بيشتر بود از گاج امسال دقيقا گاج دو برابر قلم چي مشتري داشت ....
بقيه غرفه هاي کمک آموزشي ها هم اکثرا همين بودن ... که دختر گذاشته بودن .... که رد ميشدي بهت بگه بيا جلو ... يا اگه شلوغ بود خودت رفته بودي جلو چيزي بگيري همچين صميمي بياد جلو که خوراک اينه که چند تا پسر بيان دختره رو مضحکه خودشون کنن و بخندن و دختره هم اگه بي عقل باشه بخنده و برن ..... چيزي که زياد ديدم ....
وضعيت غرفه دارن ناشران دانشجويي بهتر از بقيه جاها بود .... البته يه ملاک خوبي هم بود که هر جا مي خواستن به وسيله زن فروش ببرن بالا يعني محتواي چرتي داره کتاباشون .... ما هم سعي کرديم هر جا مرد هست يا دختر با حجاب و متين هست بريم .... والبته الانم خوشحالم چون کتابايي که گرفتم همشون عاليه .... چند تا کتاب قشنگ که هيچ جا نداشت رو شانسي پيدا کردم و کلي خوشحالم ....

ولي خب به نظرم نسل بعدي مسئولان کشور که ماها باشيم ، کشور رو مي خوايم چيکار کنيم .... وقتي حجاب در حد حکم ساده شرعي باشه .... منم باشم رعايت نمي کنم .... وقتي مي گيم حجابتو رعايت کن ... دختره مي گه چرا .... ميگيم چون گناهه .... خب دختره بگه گناهه که گناهه به من چه ..... اگه همينجور پيش بريم هيچي که نميشيم هيچي ، کلي ديوونه مي شيم .... تو خود قرآن اومده به محتواي خردمندانه دين توجه کنيد و اونو تبليغ کنيد ..... يه دختره گفت چرا حجاب ؟؟؟ ...... نگو چون ثواب داره ... بگو به خاطر اين مشکلات اجتماعي ... اين مشکلات روحي که برات پيش مياد .... اين همه توهيني که پسرا بهت مي کنن .... اين همه توجهي که به جسمت ميشه ... جسمي که 10 سال بعد ديگه از بين ميره .... جسمي که تجزيه پذيره ... با حجاب مي توني کاري کني که روح زيبات که روح خداست و کلي زيبايي داره رو بياري رو .... اون روحي که نه فرسوده ميشه نه تجزيه ....

همين ديگه .... نمايشگاهم خيلي کتاباش عالي بود .... پارسال کتابي جني رو بورس بود امسال کتب ازدواج ...........

به نقل از http://basijisiasi.parsiblog.com/

+ نگاشته شده توسط تورج زاهدي در یکشنبه دهم خرداد 1388 و ساعت 12:20 |

لطف‌الله فروزنده قائم مقام جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس با اشاره به جلسه شب گذشته اين تشكل سياسي، گفت: در اين جلسه شوراي مركزي، ايجاد جنگ رواني در رابطه با بحث سلامت انتخابات و برخورد يكطرفه صدا و سيما را بي‌انصافي دانستند.
وي با بيان اينكه در حال حاضر هر سه كانديدا دولت نهم را نقد مي‌كنند، افزود: احمدي‌‌نژاد بايد يك تنه از عملكرد خود دفاع كند و از نظر شوراي مركزي اين شرايط منصفانه نيست.
فروزنده خاطر نشان كرد: هاشمي و خاتمي در زمان رياست جمهوري خود تا آخرين لحظات از جايگاه رئيس جمهور با مردم حرف مي‌زدند.
قائم مقام جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي با تاكيد بر اينكه كميته صيانت از آراء حركتي سياسي است، گفت: دليل طرح چنين موضوعي در وهله اول زمينه سازي براي توجيه شكست احتمالي خود در انتخابات است و در وهله دوم فضا سازي براي جلب آراء و در مرتبه بعدي ايجاد خدشه به نظام است.
وي در ادامه خاطر نشان كرد: نظام اسلامي سابقه برگزاري 30 سال انتخابات را دارد و اين در حالي است كه هاشمي و خاتمي در همين شرايط رئيس جمهور شده‌اند، لذا اين گونه شبهات در مورد سلامت انتخابات هيچ نتيجه مثبتي در بر نخواهد داشت.
فروزنده با تاكيد بر رعايت اخلاق در فضاي تبليغات انتخاباتي، گفت: كانديداها از تريبون‌هايي كه در اختيارشان است نبايد در جهت منافع سياسي خود بهره ببرند و با بيان برنامه‌هاي خود بايد برخورد اثباتي را پيشه كنند.
وي با تاكيد بر رعايت اخلاق در فضاي تبليغات انتخاباتي، گفت: كانديداها از تريبون‌هايي كه در اختيارشان است نبايد در جهت منافع سياسي خود بهره ببرند.

 

به نقل از :http://shokuh.ir/sn.asp?id=807 

 

+ نگاشته شده توسط تورج زاهدي در شنبه نهم خرداد 1388 و ساعت 12:49 |

 

 

پدرم همیشه می‌گوید " این خارجی‌ها که الکی خارجی نشده‌اند، خیلی کارشان درست بوده که توی خارج راهشانداده‌اند" البته من هم می‌خواهم درسم را بخوانم؛ پیشرفت کنم؛ سیکلم را بگیرم و بعدبه خارج بروم. ایران با خارج خیلی فرغ دارد. خارج خیلی بزرگتر است. من خیلی چیزهاراجب به خارج می‌دانم. تازه دایی دختر عمه‌ی پسر همسایه‌مان در آمریکا زندگی می‌کند. برای همین هم پسر همسایه‌مان آمریکا را مثل کف دستش می‌شناسد. او می‌گوید "در خارج آدم‌های قوی کشور را اداره می‌کنند" مثلن همین "آرنولد" که رعیسکالیفرنیا شده است. ما خودمان در یک فیلم دیدیم که چطوری یک نفره زد چند نفر را لتو پار کرد و بعد با یک خانم... البته آن قسمت‌های بی‌تربیتی فیلم را ندیدیم امادیدیم که چقدر زورش زیاد است، بازو دارد این هوا. خارجی‌ها خیلی پر زور هستند و همه‌شان بادی میل دینگکار می‌کنند. همین برج‌هایی که دارند نشان می‌دهد که کارگرهایشان چقدر قوی هستند وآجر را تا کجا پرت کرده‌اند. ما اصلن ماهواره نداریم. اگر هم داشته باشیم؛ فقطبرنامه‌های علمی آن را نگاه می‌کنیم. تازه من کانال‌های ناجورش را قلف کرده‌ام تاوالدینم خدای نکرده از راه به در نشوند. این آمریکایی‌ها بر خلاف ما آدم‌های خیلیمهربانی هستند و دائم همدیگر را بقل می‌کنند و بوس می‌کنند. اما در فیلم‌های ایرانیحتا زن و شوهرها با سه متر فاصله کنار هم می‌نشینند که به فکر بنده همین کارها باعثشده که آمار تلاغ روز به روز بالاتر بشود. در اینجا اصلن استعداد ما کفشنمی‌شود و نخبه‌های علمی کشور مجبور می‌شوند فرار مغزها کنند. اما در خارج کفشمی‌شوند. مثلاً این "بیل گیتس" با اینکه اسم کوچکش نشان می‌دهد که از یک خانواده‌یکارگری بوده اما تا می‌فهمند که نخبه است به او خیلی بودجه می‌دهند و او هم برق رااختراع می‌کند. پسر همسایه‌مان می‌گوید اگر او آن موقع برق را اختراع نکردهبود؛ شاید ما الان مجبور بودیم شب‌ها توی تاریکی تلویزیون تماشا کنیم. منشنیده‌ام در خارج دموکراسی است. ولی ما نداریم. اگر اینجا هم دموکراسی می‌شد چقدرخوب می‌شد. آنوقت "محمدرضا گلذار" رعیس جمهور می‌شد و "مهناز افشار " هم معاون اولشمی‌شد. شاید "آمیتا پاچان" و "شاهرخ خان" را هم دعوت می‌کردیم تا وزیر بشوند. خیلیخوب می‌‌شد. ولی سد افصوث و دریق که نمی‌شود.از نظر فرهنگی ما ایرانی‌ها خیلیبی‌جمبه هستیم. ما خیلی تمبل و تن‌پرور هستیم و حتی هفته‌ای یک روز را هم کلاًتعطیل کرده‌ایم. شاید شما ندانید اما من خودم دیشب از پسر همسایه‌مان شنیدم که درخارج جمعه‌ها تعطیل نیست. وقتی شنیدم نزدیک بود از تعجب شاخدار شوم. اما حرف‌هایپسر همسایه‌مان از بی بی سی هم مهمتر است. ما ایرانی‌ها ضاتن آی کیون پایینیداریم. مثلن پدرم همیشه به من می‌گوید "تو به خر گفته‌ای زکی". ولی خارجی‌هاتیز هوشان هستند. پسر همسایه‌مان می‌گفت در آمریکا همه بلدند انگلیسی صحبت کنند،حتا بچه کوچولوها هم انگلیسی بلدند. ولی اینجا متعسفانه مردم کلی کلاس زبان می‌روندو آخرش هم بلد نیستند یک جمله‌ی ساده مثل  I lav u  بنویسند. واقعن جای تعسف دارد. این بود انشای من.

+ نگاشته شده توسط تورج زاهدي در یکشنبه سوم خرداد 1388 و ساعت 11:35 |

 

حتما شنیدید كه تلفن همراه یا همان موبایل ضررهای زیادی داره و حتما خیلی از مواقع هم شنیدید كه این ضررها اثبات نشده ولی هیچ وقت اصولی بررسی نشده، اما یكی از این معایب اثبات شده و آن گرم شدن مغز در اثر توان زیاد گوشی‌های همراه می‌باشد.
گوشی‌های همرا وقتی كه در حال ارسال پیام هستند توانی رو در حد چند وات آزاد می‌كنند (این توان بسته به نوع گوشی و حتی فاصله آن تا گیرنده می‌تواند متغیر باشد) كه به خاطر فركانس بسیار زیادی كه دارند می‌توانند در اجسام اطراف جذب بشوند و كمترین اثری رو كه دارند بالابردن دما در آن جسم و به خاطر فاصله كمی كه با مغز دارند می‌توانند خطرات زیادی را برای مغز به وجود بیاورند. اگه درمرود این موضوع شك دارید می‌توانید آزمایشی را كه دو نفر روسی انجام داده‌اند رو انجام بدید.

پختن تخم مرغ با موبایل
برای این كار یك عدد تخم مرغ دو عدد گوشی موبایل و یك منبع برای ایجاد صوت دارید و در نهایت هم یك تخم مرغ پخته خواهید داشت كه حدود 3000 تومان پختنش خرج برداشته در واقع این امواج ماكروویو هستند كه تخم مرغ شما رو می‌پزند.

هردو گوشی در حالت صحبت با یكدیگر هستند و ضبط صوت نیز برای تولید صدا است تا گوشی‌ها دایم در حال ارسال صدا باشند و امواج ماكروویو با توان بالا تولید كنند.

بعد از یك ربع: تخم مرغ گرم می شه
بعد از 40 دقیقه: تخم مرغ بسیار گرم میشه
بعد از 65 دقیقه: تخم مرغ شما پخته شده

منبع: zardin.ir

+ نگاشته شده توسط تورج زاهدي در شنبه دوم خرداد 1388 و ساعت 14:29 |

 

مفاتیح برای موبایل .... 

تحت جاوا و قابل نصب بر روی انواع گوشیهای موبایل ( اکثر گوشی ها ) ...

 ( توجه : به دلیل مشکلات در پرشین گیگ گاهی فایل قابل دانلود نمی باشد ! در صورت برخورد چند روز بعد مراجعه فرمایید . ) 

                                                            دانلود

+ نگاشته شده توسط تورج زاهدي در جمعه یکم خرداد 1388 و ساعت 18:55 |

                                      

                                                          یاد عشق

یاد عشق افتادم

روزی که گفتی تو و من

از همیشه گفتی و گفتی که می مانم

 

وهنوز درفکرم..،

خوب شد رازمان را بر زبان آوردیم.

داشت از یاد هم می رفتیم.

 

میدانم تودر پاسخ من ماندی..

پرسیدم شاخه گل حقیقتم رامی خواهی؟

و زمان ثانیه ای را وام داد به من،

مکثی شد..

آرام نفسی را دزدیدم .

هیچ ترا تردیدی نبود

ومثل آخرین نگاهت،خواندی،

منتظرت می مانم .


                                               تابستان۸۴

+ نگاشته شده توسط تورج زاهدي در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 6:23 |
 

 

 

 

از “عشق” پرسیدند ، گفت : پرنده ای است كه چیزی بر نمی چیند ، مگر دانه قلب را !

+ نگاشته شده توسط تورج زاهدي در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 و ساعت 11:54 |
طهورا کام